یادداشتی درباره شهرموشها در شرق /کاش سینمای کودک دوباره جان بگیرد

کاش سینمای کودک دوباره جان بگیرد

کیوان کثیریان
شاید من بیش از آنکه از فیلم "شهر موشها" ی محمدعلی طالبی خاطره داشته باشم، تصاویر مدرسه موش ها در خاطرم مانده باشد.
در سال های ابتدایی دهه شصت، کودکی من رو به اتمام بود و دوران نوجوانی فرارسیده بود. در سال های آغازین این دهه برنامه عروسکی مدرسه موش ها که هم آموزنده بود و هم سرگرم کننده، گل سرسبد برنامه کودک بود و موش هایش هم شده بودند ستاره های تلویزیون؛ کپل، دم باریک، دم دراز، نارنجی، آقامعلم، خوشخواب و سایرین که هریک ویژگی های خاص خود را داشتند.
مدرسه موشها با آیتم های کوتاهش آنقدر "گرفته بود" که بزرگسالان و نوجوانان هم تماشایش را از دست نمی دادند.
پندهای اخلاقی که به شکلی غیرمستقیم و کاملا نمایشی و با ظرافت منتقل می شد آن قدر خوشایند بود که کودکان آن دوران "مدرسه موش ها" را به شدت پسندیدند.
موفقیت مدرسه موشها باعث شد فیلم سینمایی آن نیز در سال 64 ساخته شود و مورد استقبال قرار بگیرد. مرضیه برومند و طالبی تلاش کرده بودند همان ظرافت ها و نازک اندیشی ها از مدرسه به شهر منتقل شود که شد.
حالا بعد از بیست سال "شهر موشهای2" ساخته شده. نمی دانم چقدر حال و هوای اصیل مدرسه موش ها را با خود دارد، نمی دانم اساسا حال و هوای بچه های این دوره و زمانه چقدر آن را می پسندد، نمی دانم برای بچه هایی که از مدرسه موش ها خاطره مستقیم ندارند چقدر جذابیت خواهد داشت، نمی دانم این فیلم چقدر می تواند بچه ها را از پای کامپیوترها و تبلت هایشان بلند کند اما امیدوارم شهرموشهای 2  زیاد بفروشد. آنقدر بفروشد که فیلم کودک احیا شود که فیلمسازان برای ساختن فیلم کودک ترغیب شوند و سینمای بیجان کودک دوباره جان بگیرد.

 این مطلب در شماره ویژه شرق برای شهر موشها - 9 شهریور 93 به چاپ رسیده است لینک

/ 0 نظر / 24 بازدید