دلواپسند یا کاسب؟

دلواپسند یا کاسب؟

کیوان کثیریان
این روزها حملات علیه دولت روحانی به ویژه در حوزه فرهنگ بالا گرفته. معترضین جبهه های گوناگون را انتخاب کرده اند تا به هر طریق ممکن چوب لای چرخ دولت بگذارند و با حرکات ایذایی دولت را تضعیف کنند. گروهی در رسانه هایشان از هیچ حمله ای فروگذار نمی کنند، گروهی سخنرانی می کنند، گروهی فیلم مستند می سازند، گروهی تجمع می کنند، گروهی سایت فیلتر می کنند، گروهی تذکر و اخطار می دهند.
نمی خواهند هیچ سنگری را از دست بدهند. می خواهند به همه القا کنند که چیزی عوض نشده. که ما شکست نخوردیم. که ما دست از قدرت نمی کشیم.
هر اقدامی از سوی هر مدیری انجام شود لب به انتقاد باز می کنند. توقع دارند هیچ مدیری از دوره پیش برکنار نشود، انگار نه انگار که احمدی نژاد رفته و غالب مدیران او هم طبیعتا باید بروند. انگار نه انگار که بسیاری از سوء مدیریت ها باعث این گرفتاری های فعلی بوده است. واقعا طبیعی نیست که مدیران لایق تری باید جایگزین شوند؟
طرف ایرانشناس است در زمان احمدی نژاد به ایران دعوت می شود، تجلیل می شود، قدر می بیند و یک خانه هدیه می گیرد، آن وقت عده ای از دفن جسدش در ایران جلوگیری می کنند. معلوم نیست آن وقت که زنده اش به ایران آمده بود این جماعت کجا بودند و چرا تجمع نمی کردند.
آن یکی فیلمساز است. خودش فیلم توقیفی دارد و همیشه نک و ناله و اعتراض دارد. چندماه اخیر بیشتر. همیشه هم با پول دولت و مردم فیلم ساخته. به یکباره دلواپس می شود. به عالم و آدم اعتراض دارد و به سر و صورت همه چنگ می زند و می شود سخنگوی فرهنگی طیفی شکست خورده انتخابات. او معلوم نیست چرا اینهمه سال سکوت کرده بود.
اخیرا در مجلس درباره اعزام گروه ده نفره ای به کن سروصدا به پا شده و "وا بیت المالا" سرداده اند. معلوم نیست در این سال ها که کاروان های چهل پنجاه نفره مدیران به همین جشنواره اعزام می شد و مدیران به عنوان توریست، سواحل کن را درمی نوردیدند، این آقایان کجا بودند!
این روزها هزار مثال دیگر هم  شبیه این وجود دارد.
به هرروی آنچه مسلم است گروه شکست خورده در انتخابات اخیر برای به زانو درآوردن دولت و فراهم کردن مقدمات بازگشت به قدرت کمر همت بسته اند. طبیعتا این حرکات که تنها چند نمونه از آن ذکر شد، با این هدف که به مردم اثبات شود رای آنها و امیدواری شان به دولت تدبیر بیهوده بوده، انجام می شود. رساندن مردم به نقطه ای که بگویند؛ "خدا پدر قبلی ها را بیامرزد" هدف مشخص این طیف است که دارد از همه ظرفیت هایش برای آزار دولت و مردم بهره می برد.
همه اینها به واسطه آزادی عملی انجام می شود که دولت به منتقدان و مخالفان خود می دهد وگرنه همین طیف وقتی بر سر قدرت بودند، تندترین و شدیدترین برخوردها را با منتقدین دولت انجام می دادند و هاله تقدس عجیبی که دور دولت قبل کشیده بودند هر اعتراض و انتقادی را به مقابله با انقلاب و نظام تعبیر می کرد.
این مد جدید طیف شکست خورده که برای هرچیز نگران و دلواپس می شود و به همین بهانه به دولت و مردم می تازد، به نظر می رسد روش مناسبی است برای این اقلیت که روند اصلاح خرابی های بی سابقه هشت سال گذشته را کند کند. این منتقدان فعلی که هشت سال از بی کفایت ترین دولت تاریخ حمایت تام و تمام کردند، درقبال بزرگترین فسادها و اختلاس ها و خرابکاری ها سکوت کردند و حالا به جای آنکه بابت آن حمایت های بی دریغ پاسخگو باشند فرار به جلو می کنند و دست پیش گرفته اند تا پس نیفتند. این فرار به جلو بیش از آنکه نگرانی و دلواپسی باشد، کاسبی است و این دلواپسان محترم بیشتر کاسبان انتخابات 92 هستند تا هرچیز دیگر. والله علیم بذات الصدور.

این یادداشت در شماره ششم هفته نامه تماشاگران 20 اردیبهشت 93 چاپ شده است

/ 0 نظر / 22 بازدید