مرور تلگرافی جشنواره سی و سوم فیلم فجر / ایران / فرهنگ امروز

مرور تلگرافی جشنواره سی و سوم فیلم فجر

سال انبوه متوسط ها
کیوان کثیریان


جشنواره سی و سوم فیلم فجر هم به پایان رسید. چهل و هفت فیلم داستانی و یازده مستند به نمایش درآمدند. باز هم جشنواره که قرار بود آینه تمام سینمای ایران باشد، بخشی از آن را بازتاباند و باقی را واگذاشت برای اکران عمومی و رفت.
انبوه فیلم های متوسط که کمتر مخاطبی را راضی کردند، انبوه فیلم هایی که فیلمنامه های ناپخته و کم جان داشتند، انبوه فیلم هایی که کشدار و کسل کننده بودند و ایراد اصلی شان هم تدوین بود، انبوه فیلم های ترسویی که با سوژه های کم خطر، اصل را بر محافظه کاری شدید گذاشته بودند که گربه شاخشان نزند، جشنواره سی و سوم را شکل دادند.
این فضای محافظه کارانه معلول فشارهای سیاسی دلواپسان در عرصه فرهنگ و متعاقب آن سخت تر شدن ممیزی ها بود. دلواپسان در یکسال و نیم اخیر از هیچ کارشکنی فروگذار نکردند و هنرمندان را به ورطه احتیاط انداختند و جسارت را در آنها کشتند. این در نهایت به ضرر فرهنگ و البته کلیت مدیریت کشور است که هنر و سینمایش اینگونه بی خاصیت و محتاط باشد.
در غیبت تدوینگران حرفه ای سینما اکثر کارگردانان ترجیح دادند یا خودشان فیلمشان را تدوین کنند یا از جوانان گمنام بهره ببرند که نتیجه کار در غالب موارد ناموفق از آب درآمد.
هیات انتخاب که چند فیلم از کارگردانان مطرح را به مسابقه راه نداد و همه را به تماشای کیفیت بالای فیلم های جوانان حواله می داد، درپایان، طبعا نمی توانست جوابگوی حداقل شش هفت فیلم ضعیف بخش مسابقه باشد، گرچه در اینکه این شش هفت فیلم به دلیل مضامین "اولویت دار" شان خودبخود در بخش مسابقه جا گرفتند نمی شود شک کرد.
این درست که نمی شود از کیفیت پایین اکثر فیلم های بیرون مسابقه دفاع کرد اما فیلم یدالله صمدی با توجه به حضور برخی فیلم های بخش مسابقه، به رغم اشکالات بارز، در صورت نبود ملاحظات ایدئولوژیک برای بعضی فیلم ها، با اغماض می توانست وارد بخش مسابقه شود. اشکالاتی که فیلم صمدی داشت تا حدود زیادی قابل رفع است،درحالی که بعضی فیلم های بخش مسابقه ایرادهای بزرگ و غبر قابل جبران داشتند ولی سازندگانشان با اعتماد به نفس از فیلمشان دفاع می کردند.
البته از من بپرسید امسال حداقل ده فیلم بخش سودای سیرغ مستحق حضور در بخش مسابقه نبودند و اگر برای بخش مسابقه استاندارد کیفی حداقلی قائل شویم، امسال این بخش، بیش از 14 فیلم را نمی توانست در خود جای دهد.
گرچه در مجموع، عملکرد هیات انتخاب را قابل قبول می دانم اما به گمانم از خطاهای آشکار در عملکرد این هیات نمی شود گذشت. ممانعت از حضور برخی فیلم های اول در بخش سودای سیمرغ از آن خطاهای فاحش بود. طبعا هیچ قاعده ای وجود ندارد که تمام فیلم های اول از تمام فیلم های غیر اول ضعیفترند. اساسا این، فرض غلطی است. کما اینکه امسال حداقل چهارپنج فیلم اول از جمله"چهارشنبه 19 اردیبهشت"، "احتمال باران اسیدی"، "در دنیای تو ساعت چند است" و... کاملا استحقاق حضور در بخش سودای سیمرغ را داشتند. این تصمیم اشتباه موجب شد بسیاری از بازیگران و عوامل پشت صحنه فیلم های اول، حقشان تضییع شود.
کنار ماندن فیلم "یحیی سکوت نکرد" از گردونه رقابت با فیلم اولی ها از ان تصمیم های عجیب بود. درحالی که این فیلم حداقل از نیمی از فیلم های اول، به لحاظ کیفی جلوتر بود و از خوب های کل جشنواره به حساب آمد، از بخش مسابقه فیلم های اول جاماند.
این قبول که من تمام فیلم های بیرون مانده از جشنواره را ندیدم ولی از میان چندتایی که دیدم به جرات می شود گفت یکی دوتایشان از برخی فیلم های اول بهتر بودند، نظیر فیلم سام قریبیان.
بی مهری داوران فیلم اولی ها به فیلم "در دنیای تو ساعت چند است" از جمله نکات منفی جشنواره به حساب می آید. البته نادیده گرفتن این فیلم چندان تاثیری در کیفیت و حقانیت آن ندارد. فیلم خوب جایش را به سرعت باز می کند این فیلم از نگاه بسیاری از منتقدان صاحبنظران، از جمله بهترین فیلم جشنواره بود و یقینا به زودی به حقش خواهد رسید. فیلم "فرار از قلعه رودخان نیز به رغم بی اعتنایی داوران و منتقدان، فیلم قابل قبولی از آب درآمده که درصورت اکران مناسب می تواند مورد اقبال نوجوانان واقع شود.
برخی از فیلم ها توقع منتقدان و علاقمندان جدی سینما را برآورده نکردند نظیر "مرگ ماهی"، "بهمن"، "بوفالو"، "آزادی مشروط" و .... از سوی دیگر فیلمهایی نظیر "ناهید"، "جامه دران" و "نزدیکتر" خبر از تولد کارگردانانی خوش ذوق و باآتیه دادند. "رخ دیوانه"، "خداحافظی طولانی" و یکی دوکار دیگر از جمله آثار قابل قبول جشنواره بودند که کارگردانان باسابقه تر را در بورس نگه داشتند.
فیلم های مستند نیز کماکان نشان دادند سینمای مستند ایران چندگام از سینمای داستانی پیش است. آتلان، بختک، آزادراه، می خوام شاه بشم، سمفونی استیضاح و تمام فیلم هایی که در بخش مسابقه مستند حاضر بودند، کماکان آبروی سینمای مستند را حفظ کردند.
به هرروی مرور تلگرافی جشنواره سی و سوم نشان از آن دارد که جز چند فیلم، مابقی آثار بعید است دراکران عمومی موفقیتی به دست بیاورند. ایران برگر، رخ دیوانه، عصر یخبندان، کوچه بی نام و یکی دوکار دیگر از فیلم هایی هستند که می توانند اکران موفقی داشته باشند. این تقریبا همه بضاعت سینمای ایران است که در جشنواره فیلم فجر متجلی شده است. باید دید مدیریت سینمای کشور در سال پیش رو چقدر می تواتد فضای سینما را از بند احتیاط و محافطه کاری های تحمیلی رها کند و هنرمندان را با دست بازتر پشت دوربین بفرستد. فیلم های جشنواره سی و چهارم همه چیز را اثبات می کنند.

بخشی از این یادداشت در روزنامه ایران روز دوشنبه 27 بهمن 93 به چاپ رسیده است. لینک

--------------------

نسخه کامل تر در ویژه نامه نوروزی فرهنگ امروز

 

جشنواره سی و سوم فیلم فجر؛ مجموعه ای از فیلم های متوسط و بی رمق
کیوان کثیریان

پیش از شروع جشنواره سی و سوم پیش بینی ها به این سمت متمایل بود که جوانان تازه کار، سمت و سوی سینمای ایران را تغییر خواهند داد و نسل تازه سینمای ایران رخ خواهد نمود.
اما در نهایت، آنچه نصیب علاقه مندان سینما شد، انبوه فیلم های متوسطی بود که کمتر مخاطبی را راضی کردند، انبوه فیلم هایی که فیلمنامه های ناپخته و کم جان داشتند، انبوه فیلم هایی که کشدار و کسل کننده بودند و ایراد اصلی شان هم تدوین بود و انبوه فیلم های ترسویی که با سوژه های کم خطر، اصل را بر محافظه کاری شدید گذاشته بودند که گربه شاخشان نزند.
این فضای محافظه کارانه معلول فشارهای سیاسی دلواپسان در عرصه فرهنگ و متعاقب آن سخت تر شدن ممیزی ها بود. دلواپسان در یکسال و نیم اخیر از هیچ کارشکنی فروگذار نکردند و هنرمندان را به ورطه احتیاط انداختند و جسارت را در آنها کشتند. این در نهایت به ضرر فرهنگ و البته کلیت مدیریت کشور است که هنر و سینمایش اینگونه بی خاصیت و محتاط باشد.
در غیبت تدوینگران حرفه ای سینما اکثر کارگردانان ترجیح دادند یا خودشان فیلمشان را تدوین کنند یا از جوانان گمنام بهره ببرند که نتیجه کار در غالب موارد ناموفق از آب درآمد. اکثر تهیه کنندگان و کارگردانان از این غافل بودند که تدوین، تنها چسباندن چند نما به یکدیگر نیست. تدوینگر حرفه ای به فیلم شکل می دهد، به فیلم لحن و ریتم درست می بخشد. حسن حسندوست بل نکته مهنی اشاره کرد. او افسوس خورد که با دیدن خیلی از فیلم های جشنواره به این نتیجه رسیده که این فیلم ها زیر دست او می توانستند به چه فیلم های بهتری تبدیل شوند.
در اینکه این شش هفت فیلم به دلیل مضامین "اولویت دار" شان خودبخود در بخش مسابقه جا گرفتند نمی شود شک کرد. ولی برخی فیلم های بد دیگر هم به بخش مسابقه راه یافته بودند.
این درست که نمی شود از کیفیت پایین اکثر فیلم های بیرون مسابقه دفاع کرد اما فیلم یدالله صمدی با توجه به حضور برخی فیلم های بخش مسابقه، به رغم اشکالات بارز، در صورت نبود ملاحظات ایدئولوژیک برای بعضی فیلم ها، با اغماض می توانست وارد بخش مسابقه شود. اشکالاتی که فیلم صمدی داشت تا حدود زیادی قابل رفع است، درحالی که بعضی فیلم های بخش مسابقه ایرادهای بزرگ و غبر قابل جبران داشتند ولی سازندگانشان با اعتماد به نفس از فیلمشان دفاع می کردند.
البته از من بپرسید امسال حداقل ده فیلم بخش سودای سیمرغ مستحق حضور در بخش مسابقه نبودند و اگر برای بخش مسابقه استاندارد کیفی حداقلی قائل شویم، امسال این بخش، بیش از 14 فیلم را نمی توانست در خود جای دهد.
گرچه در مجموع، عملکرد هیات انتخاب را قابل قبول می دانم اما به گمانم از خطاهای آشکار در عملکرد این هیات نمی شود گذشت. ممانعت از حضور برخی فیلم های اول در بخش سودای سیمرغ از آن خطاهای فاحش بود. طبعا هیچ قاعده ای وجود ندارد که تمام فیلم های اول از تمام فیلم های غیر اول ضعیفترند. اساسا این، فرض غلطی است. کما اینکه امسال حداقل چهارپنج فیلم اول از جمله"چهارشنبه 19 اردیبهشت"، "احتمال باران اسیدی"، "در دنیای تو ساعت چند است" و... کاملا استحقاق حضور در بخش سودای سیمرغ را داشتند. این تصمیم اشتباه موجب شد بسیاری از بازیگران و عوامل پشت صحنه فیلم های اول، حقشان تضییع شود.
کنار ماندن فیلم "یحیی سکوت نکرد" از گردونه رقابت با فیلم اولی ها از ان تصمیم های عجیب بود. درحالی که این فیلم حداقل از نیمی از فیلم های اول، به لحاظ کیفی جلوتر بود و از خوب های کل جشنواره به حساب آمد، از بخش مسابقه فیلم های اول جاماند.
این قبول که من تمام فیلم های بیرون مانده از جشنواره را ندیدم ولی از میان چندتایی که دیدم به جرات می شود گفت یکی دوتایشان از برخی فیلم های اول بهتر بودند، نظیر فیلم سام قریبیان.
بی مهری داوران فیلم اولی ها به فیلم "در دنیای تو ساعت چند است" از جمله نکات منفی جشنواره به حساب می آید. البته نادیده گرفتن این فیلم چندان تاثیری در کیفیت و حقانیت آن ندارد. فیلم خوب جایش را به سرعت باز می کند این فیلم از نگاه بسیاری از منتقدان صاحبنظران، از جمله بهترین فیلم جشنواره بود و یقینا به زودی به حقش خواهد رسید. فیلم "فرار از قلعه رودخان" نیز به رغم بی اعتنایی داوران و منتقدان، فیلم قابل قبولی از آب درآمده که درصورت اکران مناسب می تواند مورد اقبال نوجوانان واقع شود.
برخی از فیلم ها توقع منتقدان و علاقمندان جدی سینما را برآورده نکردند نظیر "مرگ ماهی"، "بهمن"، "بوفالو"، "آزادی مشروط" و .... از سوی دیگر فیلمهایی نظیر "ناهید"، "جامه دران"، "چاقی" و "نزدیکتر" خبر از تولد کارگردانانی خوش ذوق و باآتیه دادند. "رخ دیوانه"، "خداحافظی طولانی" و یکی دوکار دیگر از جمله آثار قابل قبول جشنواره بودند که کارگردانان باسابقه تر را در بورس نگه داشتند.
فیلم های مستند نیز کماکان نشان دادند سینمای مستند ایران چندگام از سینمای داستانی پیش است. آتلان، بختک، آزادراه، می خوام شاه بشم، سمفونی استیضاح و تمام فیلم هایی که در بخش مسابقه مستند حاضر بودند، کماکان آبروی سینمای مستند را حفظ کردند.
به رغم جوایز نسبتا معقولی که در مجموع اهدا شد، سیمرغ فیلمنامه شگفتی همه را برانگیخت و بیشتر به نظر می رسید در این باره همان بحث مشهور تقسیم جوایز و راضی نگه داشتن اکثریت حاکم بوده است. در مراسم اختتامیه جدا از امتیازاتش، باید به اجرای کاملا نامناسب و غیرمسلط مهران مدیری و شوخی های نابه جای او که سطح مراسم را تنزل داد و بی دلیل به زمان مراسم افزود، اشاره کرد. حضور علی زند وکیل به عنوان خواننده و اجرای ضعیف او از مشهورترین ترانه های ایرانی از جمله اشکالات عمده اختتامیه جشنواره سی و سوم بود. پخش تلویزیونی دیرهنگام، پر از جرح و تعدبل های غیر ضرور و لانگ شات های خنده دار از خانم ها،
به هرروی مرور اجمالی جشنواره سی و سوم نشان از آن دارد که جز چند فیلم، مابقی آثار بعید است دراکران عمومی موفقیتی به دست بیاورند. ایران برگر، رخ دیوانه، عصر یخبندان، کوچه بی نام و یکی دوکار دیگر از فیلم هایی هستند که می توانند اکران موفقی داشته باشند. این تقریبا همه بضاعت سینمای ایران است که در جشنواره فیلم فجر متجلی شده است. باید دید مدیریت سینمای کشور در سال پیش رو چقدر می تواتد فضای سینما را از بند احتیاط و محافظه کاری های تحمیلی رها کند و هنرمندان را با دست بازتر پشت دوربین بفرستد. 

/ 0 نظر / 17 بازدید