نگاهی به فيلمنامه هيام (زيتون شکسته )

دو خط داستاني مستقل <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دومين فيلمنامه بلند محمد درمنش ـــ که  به اشتراک دو تن ديگر نوشته شده ــــ مايه‌هاي کاملاً متفاوتي نسبت به فيلمنامه نخست اوــــ دوشيزه ــــ دارد. دوشيزه مايه‌هاي تند اجتماعي داشت، ولي زيتون شکسته به مسائل فلسطين مي‌پردازد و حادثه اردوگاه جنين را دستمايه قرار مي‌دهد. درمنش در زيتون شکسته فيلمنامه‌اي دوپاره نوشته است که به لحاظ دنبال کردن خط محوري داستان، ذهن مخاطب را دچار اختلال مي‌کند. يک داستان پررنگ به مسائل ميان هيام و شوهرش مي‌پردازد که در طول آن، آنان تکليفشان را با يکديگر و با سرزمينشان روشن مي‌کنند. و داستان ديگر به شباهت فوق‌العاده هيام به خاله‌اش، که رهبر يک گروه استشهادي است، اشاره دارد. اين دو خط پررنگ داستاني در حداقل نقاط به هم مي‌رسند و کاملاً در جهت تضعيف هم عمل مي‌کنند. شباهت هيام با خاله‌اش که اسرائيليها او را مغز متفکر فلسطين مي‌دانند، تأثير چنداني در تکامل تفکرات خود هيام ندارد و گويا تنها يک شباهت ظاهري است. از سوي ديگر رابطه هيام و شوهرش، متحول شدن آنان و انصراف از سفر به اروپا و ماندن در جنين يک داستان مستقل ديگر است که به موازت داستان اول پيش مي‌رود. در اوايل فيلم به نظر مي‌رسد در فيلمنامه پتانسيل ايجاد تعليق وجود دارد. مخاطب مي‌ماند که آيا هيام همان صباح است؟ و اين که آيا فيلم ــــ و فيلمنامه ــــ او را غافلگير کرده است؟ ولي درمنش به سرعت اين ايهام را از ميان برمي‌دارد و خيالمان را در اسرع وقت جمع مي‌کند که نخير، اين طور نيست. همين بخش مي‌توانست به يکي از فصول حاوي عنصر تعليق بدل شود که از دست رفته است.

درمنش در سکانس اول فيلمنامه، نشانه‌هاي روشني به دست مي‌دهد که قرار است با فيلمي هوشمند طرف باشيم و فيلم قرار است مخاطب را جا بگذارد و دايماً غافلگير کند. ولي فيلم، اين انتظار را برنمي‌آورد و يک داستان «رو» را تا انتها روايت مي‌کند و مخاطب نمي‌داند چرا بايد فيلم را دنبال کند و منتظر چه اتفاقي بايد باشد. داستان دوم که با محوريت شخصيت صباح پيش مي‌رود نيز به دليل گسستگي‌اش با داستان اصلي، کمکي به رشد درام نمي‌کند و همين مشکل، فيلمنامه زيتون شکسته- هيام- را به يک فيلمنامه دوپاره بدل کرده است.

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
هري هالر

باز هم معرفت ما که گاهی می آييم/سر ميزنيم/ پيغام ميگذاريم و...