بیضایی را برگردانیم/ آیا نام ایران کمتر از فجر محترم است؟!/ یادداشتی در شرق

بیضایی را برگردانیم/ آیا نام ایران کمتر از فجر محترم است؟!
کیوان کثیریان

1. به گمانم دیگر وقتش رسیده که سازمان سینمایی بی هراس و ملاحظه، در یک اقدام عملی جدی، برای بازگرداندن بهرام بیضایی دست به کار شود. بیضایی با آن کارنامه درخشان و بی تکرار در تئاتر و سینما و آن همه فعالیت ارزشمند در حوزه نظری و علمی نباید حالا فرسنگ ها دور از وطن تدریس کند و فعالیت های تئاتری را پی بگیرد. جای او در همین سرزمین است و مجموعه تئاتر و سینمای ایران -چه بخش دولتی و چه بخش خصوصی- وظیفه دارد بستری فراهم کند تا به این تبعید ناخواسته پایان داده شود. سینما و تئاتر و فرهنگ ایران به این چهره موثر و ماندگار نیاز دارد. نبود بیضایی خسارت جبران ناپذیری برای فرهنگ ماست و به گمانم خود او نیز دارد خسارت می بیند، گرچه در زمان حضورش نیز نتوانستیم شرایط مناسب را برای هنرمند باسواد، فرهیخته و گزیده کارمان فراهم کنیم و با دل شکسته تبعیدش کردیم.
درجه حساسیت آدم ها متفاوت است و کم نیستند هنرمندان وطن دوست و بزرگی که حساس تر بودند؛ مشکلات و محدودیت های بی منطق را تاب نیاوردند و به ناچار جلای وطن کردند. نظیر بی توجهی ها و بی مهری هایی که مدیران سینمایی دهه 60 درحق سوسن تسلیمی روا داشتند و سینما و تاتر ایران را از بهترین بازیگر زن تاریخ مان محروم کردند. همین شرایط نامناسب برای فعالیت سینمایی موجب شد ناصر تقوایی نیز خود را از فضای فیلمسازی تبعید کند و تمایلی به کار نداشته باشد و امیر نادری هم دلخور از اوضاع و احوال سینما برای همیشه ترک وطن کند. اگر اینها اسمش فاجعه نیست پس چیست؟ 
بیضایی اما از ایرانی ترین مهم ترین هنرمندان ماست که حالا خود را از این سرزمین و ما را از خودش محروم کرده است. و البته خسران این جدایی، دوسویه است؛ یک توافق نانوشته باخت باخت.
بی شک حضور بیضایی در ایران با فراهم شدن زمینه های تولید یک اثر هنری به دلخواه خود او میسر است و تردید ندارم که بیضایی درآنصورت از بازگشتش استقبال خواهد کرد چرا که ریشه در همین خاک دارد و به گواه آثارش، عشق به ایران در وجودش موج می زند.

2. جدایی بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر را پیشترها در نوشته هایم حرکت درست و مثبتی دانسته بودم و می دانم. سینمای ایران به یک جشنواره واقعا بین المللی نیاز دارد. جشنواره ای با فیلم های بین المللی واقعی، داوران بین المللی واقعی، خبرنگاران و مهمانان بین المللی واقعی. جشنواره فجر در بهمن ماه آنقدر تحت تاثیر نمایش و داوری تولیدات داخلی است و آنقدر ملات برای یک جشنواره کامل را دارد که فرصتی برای پرداختن به بخش بین الملل وجود ندارد. گواهش هم اینکه سال هاست هیچیک از ما یک فیلم خارجی در جشنواره ندیده ایم و پای حرف یک میهمان خارجی ننشسته ایم.
جشنواره فجر در سال هایی نه چندان دور، فیلم های خارجی اش را از میان دی وی دی های گوشه خیابان تامین می کرد، مهمانان خارجیش را از میان کارمندان درجه سه و چهار سفارتهای درجه سه برمی گزید و به ندرت یک نام آشنا میان مهمانان می شنیدی و به ندرت کارگردان خارجی می یافتی که از اکران فیلمش در ایران باخبر باشد. خیلی چیزها صوری و قلابی انجام می شد. مثل سیمرغ بلورینی که به "جک نیکولسون" داده شد و سیمرغی که به یک سازنده فیلم پورنو دادند و کارمندان سفارت ها در غیاب جایزه بگیران روی سن می آمدند و.... دلواپسی هم نبود که بگوید این شکل برگزاری در شان فجر و انقلاب و کشور ما نیست و آبروی فجر و ایران را یکسره خواهد برد.
اما حالا که نود درصد فیلمسازان خارجی همراه فیلمها و عواملشان به ایران آمدند، داوران معتبر و مهمانان سرشناس در تهران حضور یافتند، چند منتقد مهم در جشنواره حاضر شدند و فیلم های "واقعی" به نمایش درآمدند، دلواپسان صدایشان درآمده است. 
انتصاب به شدت صحیح رضا میرکریمی را باید به سازمان سینمایی تبریک گفت. او از معدود کسانی است که مقتضیات یک جشنواره بین المللی را خوب می شناسد و می تواند به جشنواره خودمان اعتبار ببخشد. جشنواره گذشته بین الملل با وجود امتیازات بسیار، مشکلات اجرایی جدی و نابخشودنی داشت که حتما باید در این دوره جبران شود. حضور همزمان میرکریمی در خانه سینما و جشنواره می تواند به مشارکت بیشتر صنوف در بخش اجرایی و حتی تصمیم سازی های جشنواره بینجامد و کیفیت آن را ارتقا بخشد. 
اما کلام آخر درباره دغدغه دلواپسان از حدف نام فجر و جایگزینی نام ایران. یک مثال ساده؛ اگر به نماز جماعتی که روز جمعه برگزار نمی شود، نگوییم نماز جمعه، به نماز جمعه اهانت کرده ایم؟ استدلال دوستان دلواپس آن است که نماز جماعت روز یکشنبه هم الا و لابد باید نامش نماز جمعه باشد!
جدا از آنکه تغییر زمان برگزاری جشنواره، نام فجر را بی مناسبت می کند، نکته دیگر آن است که نام فجر برای غیرایرانی ها آنگونه که ما در داخل کشور فکر می کنیم، واجد بار ارزشی و ایدیولوژیک نیست و معنای مورد نظر ما را ندارد، تنها یک اسم است و بس. سوم آنکه در تمام جشنواره های بین المللی، نام شهر برگزار کننده، روی جشنواره گذاشته می شود و نه حتی نام کشور برگزار کننده. احتمالا سازمان سینمایی به خاطر پرهیز از تشابه با نام جشنواره فیلم تهران که پیش از انقلاب برگزار می شد، نام ایران را برگزیده که باز هم انتخاب خوب و بجایی است. ضمنا یک سوال خیلی مهم از دوستان دلواپس؛ چرا فکر می کنید نام "ایران" کمتر از "فجر" محترم و افتخار آمیز است؟!

این یادداشت در روزنامه شرق اول شهریور 94 به چاپ رسیده است/ لینک

/ 0 نظر / 70 بازدید