دو یادداشت پیش از جشنواره/ روزنامه شرق و مجله فیلم

بازی رقابت اشکنک دارد، اما...
کیوان کثیریان

من که یادم نمی آید جشنواره فیلم فجر از راه برسد و از حرف و حدیث و حاشیه های پیش و پس از آن خبری نباشد. این ماجرا چندان به عواملی مثل تصمیم دبیر جشنواره برای برگزاری کم حاشیه آن بستگی ندارد. بالاخره حاشیه ها و اعتراض ها جزیی از بازی هر رقابت است و البته در بسیاری موارد نهایتا باعث گرم شدن تنور جشنواره می شود.
انتخاب، گزینش، داوری، کنار ماندن بعضی و موفق شدن برخی دیگر همیشه زمینه حواشی را فراهم می کنند. طبیعی هم هست. اگر بشود پیش از هر جشنواره ای حاضران و برندگان را حدس زد که دیگر رقابت لطفی ندارد. جشنواره محل کشف استعدادهای تازه است. محل به نظاره نشستن طلوع ها و افول هاست، پیشرفت ها و پسرفت ها، اوج ها و فرودها.
اینکه فلان اسم از دور رقابت ها کنار مانده فی نفسه و در مرحله اول اتفاق عجیبی نیست. بالاخره در جشنواره ای که قرار است 22 فیلم در بخش رقابتی باشند و نام 30 اسم مطرح که سابقه سیمرغ گرفتن هم دارند در میان شرکت کنندگان به چشم می خورد و تازه کلی اسم جدید و مستعد هم وارد رقابت شده اند، بدیهی ترین اتفاق این است که برخی نام ها با فیلم هایشان باید از رقابت بیرون بمانند. سابقه سیمرغ گرفتن و یا حتی حضور در سی و دو دوره پیشین جشنواره لزوما حقی برای کسی در جشنواره تازه ایجاد نمی کند. هر جشنواره باید یک شروع جدید باشد تا سلامت جشنواره و امیدواری برای نوآمدگان محفوظ بماند.
اساسا وقتی کسی برای شرکت در رقابت اعلام آمادگی می کند، یعنی قاعده بازی را پذیرفته و اعلام کرده که پای رد و قبول اثرش ایستاده است. طبعا هیچ کس نمی تواند تنها به شرط موفقیت، در یک رقابت شرکت کند. بازی رقابت، اشکنک دارد. به هرحال توقعی که از هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر _ مثل هر جشنواره دیگری _ می رود، انتخاب بهترین هاست، کنار گذاشتن تعارف است، میدان دادن به فیلم خوب است بی آنکه به نام و سابقه فیلمسازش بیش از اندازه توجه شود. این ها همه در شرایط نرمال و استاندارد می تواند رخ دهد.
اما اگر همه فیلم ها را دیدیم و عقل جمعی به این نتیجه رسید که فیلم بیرون مانده از فیلم پذیرفته شده، شایستگی بیشتری داشته، آن وقت اعتراض و دلخوری حق آدم هاست. اینجاست که مهم ترین توقع از هیات انتخاب یا داوران را می شود مطرح کرد؛ دوری از رعایت مصالح غیر لازم و پرهیز از دخالت دادن معیارهای غیرسینمایی و فشارهای مستقیم و غیرمستقیم بیرونی.
اگر فیلمی در مرحله انتخاب یا داوری به دلیل غیر سینمایی، تحمیل سلایق افراد یا گروه هایی خارج از هیات انتخاب و داوری و هر دلیل واهی دیگری از گردونه بیرون بماند، طبعا اعتبار رقابت زیر سوال می رود.
من برخی اعتراض ها را نسبت به انتخاب نشدن فیلم ها مشمول فرض اول( دلیل کیفی) می دانم و طبعا بدون دیدن تمام فیلم ها کسی نمی تواند به لحاظ کیفی قضاوت درستی درباره مدعای بیرون ماندگان داشته باشد، حتی خود فیلمسازان کنارمانده. اگر واقعا برخی نام ها به دلیل کیفی کنارمانده باشند، اتفاق مبارکی است. چرا که هم نشان از بی تعارف بودن و سلامت هیات انتخاب دار و هم نشان می دهد کیفیت کار جوانتر ها جقدر بالا رفته و چقدر سرمایه های جدید سینما، قابل اتکا هستند.
می ماند آنها که می گویند فیلمشان به لحاط کیفی و فنی پذیرفته شده اما به دلایل ممیزی، شخصی و یا میل مسوولان جشنواره به فیلم های بی حاشیه، کنار گذاشته شده اند. بدیهی است که در این باره باید پاسخگویی شفاف و صریح وجود داشته باشد و توضیحات متقاعد کننده ای داده شود. به هرصورت جشنواره فیلم فجر یک رخداد ملی است و مخدوش کردن بنیان های آن در هر شرایطی اتفاق ناخوشایندی است.
و نکته اصلی اینکه در هیچ رویدادی، به ویژه یک رویداد رقابتی نمی شود همه را راضی نگه داشت. به ویژه در شرایط فرهنگی فعلی کشور که ظاهرا دلواپسان، بر مرکب مراد سوارند، راضی نگه داشتن آنها اساسا غیر ممکن است چون کسب و کار برخی فعلا در گرو دلواپسی است. تجربه نشان داده آنها در هر رویدادی حاشیه مورد نظرشان را ایجاد خواهند کرد حتی اگر بیشترین و سخت ترین مراقبت از سوی مسوولان انجام شده باشد. پس بهتر آن است که جشنواره راه خودش را برود و بنیان هایش را با مصالح و ملاحظات غیرضروری و مراعات های بیهوده نیالاید.

 این یادداشت در روزنامه شرق روز 17 بهمن به چاپ رسیده است.

-----------------

احتمال بارش فیلم های خوب
کیوان کثیریان

این یادداشت را چند دقیقه ای پس از پایان بازی ایران و عراق و حذف دراماتیک مان از جام ملت های آسیا می نویسم. یک بازی عجیب و غریب که جوان های نورسیده بیشترین سهم را در کیفیت و نتیجه آن داشتند. تیم ایران این بازی را باخت و به تلخی از جام بیرون رفت اما به نظر می رسد دستاورد بزرگتری نصیب فوتبال ایران شد. چند جوان تروتازه و با انگیزه، تاثیرگذارترین مهره های تیم بودند و خبر از شروع موجی تازه در فوتبال ایران دادند. سردار آزمون، پورعلی گنجی، حاج صفی، وریا غفوری، وحید امیری و دیگران با سماجت توانستند خود را به ترکیب اصلی تحمیل کنند و در کنار با تجربه ترها خودی نشان دهند. آنها چهره تازه ای از فوتبال ایران نمایاندند؛ چهره ای که به واقعیت جاری امروز فوتبال ایران نزدیک است. اعتماد به آنها و اجازه تجربه کردن عرصه های بزرگ باعث شد همان جوان ها تبدیل به ستارگان جدید تیم ملی شوند.
همه اینها را گفتم که بگویم این روزها شباهت بی سابقه ای میان سینمای امروز ایران و فوتبال ملی می بینم. به نظرم امسال، جشنواره فجر سال متفاوتی را تجربه خواهد کرد. جوان های نورسیده، استعدادهای تازه سینمای ایران هستند و کیفیت کارشان باعث خواهد شد همه این موج تازه را به رسمیت بشناسند و باور کنند.
جوان های خوش ذوق خلاق و مستعدی که در همین فیلم های اول و دومشان گام های بزرگی برداشته اند و فیلم های خوبی ساخته اند. خلاقیت، تسلط به ابزار بیانی سینما و به روز بودن آنها ویزگی مشخص شان است. فقط باید به آنها اعتماد کرد و اجازه تجربه کردن عرصه های نو را داد.
شک ندارم که از جمع مرتضی فرشباف، کیارش اسدی زاده، کاوه ابراهیم پور، مصطفی احمدی، بهتاش صناعی ها، امیرحسین عسگری، آیدا پناهنده، روح الله حجازی، کاوه سجادی حسینی، هاتف علیمردانی، مصطفی کیایی و حتما چندنفر دیگر، چندتایشان فیلم های متقاعدکننده و چندتایشان فیلم های درخشانی ساخته اند، به همراه یک فیلم خیلی خوب از یک منتقد قدیمی؛ صفی یزدانیان. اگر پیش بینی من غلط نباشد، این فیلم ها در کنار آثار فیلمسازان باسابقه تر، که واقعا امیدوارم فیلم های خوبی از آب درآمده باشند، خبر از یک جشنواره پروپیمان تر از همیشه را می دهند. جشنواره ای که شاید جای خالی بعضی فیلم های امسال در آن محسوس باشد ولی به احتمال قوی حداقل، منتقدان را راضی خواهد کرد.
فقط احتمال می دهم نکته مهم، همچنان کمبود فیلم هایی باشد که مردم کوچه و بازار را به سینماها بکشاند؛ مشکلی که تازه نیست و چندسالی است گریبان سینمایمان را گرفته و من دلیل اصلی آن را شرایط دشوار و محدود کننده ای می دانم که برای فرهنگ و هنر وجود دارد. محدودیت های فزاینده نظارتی، فشارهای بیرونی بر سینما، خوردن برچسب های من دراوردی و ویرانگر به فیلم ها، خط قرمزهای سلیقه ای، نامشخص و بی پایه، مشکلات اکران، وضعیت نامعلوم بخش خصوصی در اقتصاد سینما و دلایلی نظیر اینها موجب شده هر روز بیش از روز قبل، دست هنرمندان و فیلمسازان در انتخاب سوژه و پرداختن به مضامین متنوع بسته باشد و همه از جمله هنرمندان و مدیران به دام محافظه کاری و احتیاط بیفتند و اینگونه، عملا رونق از سینمای تجاری گرفته شود. به گمانم جشنواره امسال به نوعی بازتاب همین فضا هم هست. به رغم آنکه حدس میزنم امسال، سال درخشش جوان هاست و امیدوارم فیلم های راضی کننده به لحاظ ساختاری زیاد باشند، طبعا امیدوار نیستم فیلم های تیز و "باخاصیت" به لحاظ مضمونی، زیاد ببینم. همانقدر که فوتبال از چیزهایی مثل کمبود بازی های تدارکاتی و سوء مدیریت لطمه می بیند، سینما هم از آفاتی که بخشی از آنها را برشمردم، رنج می برد و اجازه ندارد بیش از سقف مشخصی پرواز کند. کاش روزی سینما از زیر تیغ اینهمه بی اعتمادی و حساسیت های بیجا بیرون بیاید و سیاست ورزان دریابند که سینمای جذاب، پررونق، پویا و توسعه یافته چقدر می تواند به توسعه، اعتبار و اقتدار ملی هر کشوری کمک کند، حتی خیلی بیشتر از قهرمانی یک تیم فوتبال در آسیا.

این مطلب در ماهنامه فیلم شماره 487 بهمن ماه 93 به چاپ رسیده است.

/ 0 نظر / 33 بازدید