ستاره آي ستاره...

چاپ شده در مجله فيلم وسينما ـ شماره۱۰۳  

ستاره آي ستاره...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

فيلم وسينمابازيگر، بدون شك چشمگيرترين عامل در ميان عوامل پرشمار تشكيل دهنده يك فيلم است. در شرايط عادي «بازيگر» تنها موجود زنده جلوي دوربين است.

بازيگران، محبوب‌ترين و مشهورترين عوامل سينما به حساب مي‌آيند و از اين رو در اقتصاد سينما نقش انكارناپذيري دارند. چه بسا بازيگراني كه تنها انگيزه تماشاگران براي ديدن يك فيلم بوده‌اند و چه بسا فيلم‌هايي كه به واسطه حضور يك بازيگر محبوب از شكست حتمي رهيده‌اند و يا حتي به فروش بالايي هم دست يافته‌اند.

اين، اتفاقي است كه براي كارگردان، فيلمنامه‌نويس و يا عوامل ديگر، به مراتب كمتر به وقوع مي‌پيوندد. بازيگراني كه به درجه بالايي از شهرت و محبوبيت دست مي‌يابند، به ستارگاني بدل مي‌شوند كه نام، چهره و حضورشان، اقبال وسيع سينما دوستان را در پي خواهد داشت. «ستاره‌ها» بي‌شك فاكتورهايي منحصر به فرد در خود دارند و همين فاكتورهاي خوشايند براي علاقه‌مندان، موجب مي‌شود اين بازيگران عموماً خوش‌اقبال، محبوب القلوب شوند.

تعريف «ستاره» در سينماي ايران، بدون شك و به طور قطع با تعريف آن در سينماي جهان، به خصوص سينماي امريكا تفاوت‌هاي اساسي دارد. قابليت‌ها، ظرفيت‌ها، مقتضيات، سيستم ، سازمان و سياست‌هاي كلان سينماي ما و سينماي جهان در حوزه‌هاي گوناگون، به خصوص حوزه‌هاي تكنيكي و فرهنگي موجب مي‌شود تا ستاره سينما در سينماي ايران تعريف و كاركردي كاملاً متفاوت بيابد.

اما اين مانع از آن نخواهد شد كه سينماي ايران در مقياس خود، ستاره نداشته باشد.

ستاره‌هايي كه رفتار، گفتار، شخصيت و ظاهرشان به مذاق تماشاگران خوش مي‌آيد و حضورشان تماشاگر را به سالن‌هاي سينما مي‌كشاند. اين اتفاق در سينماي ايران در دوره‌هاي مختلف به كرات به وقوع پيوسته است.

در اين مقال، سعي شده است مروري گذرا صورت گيرد بر نام بازيگراني كه هر يك مدت زماني – هرچند كوتاه – در سينماي ايران به مثابه يك ستاره درخشيدند.

ولي قبل از آن توجه به چند نكته ضروري است. نخست آنكه قرار گرفتن برخي نام‌ها در برخي طبقه‌بندي‌ها به معناي انكار توانايي‌هاي بازيگري آنها نيست. دوم آنكه برخي از اين بازيگران بر اساس فعاليت خود در يك مقطع زماني خاص در يك طبقه‌بندي مشخص جاي گرفته‌اند و قطعاً مثال نقض براي آنها منتفي نيست.

سوم اينكه برخي از آنان در يك مقطع زماني خاص به مرز ستاره بودن رسيده‌اند ولي قبل و بعد از آن مقطع بازيگراني معمولي بوده‌اند. نكته چهارم آن‌كه كنار هم قرار گرفتن نام برخي بازيگران لزوماً به معناي همتراز بودن آنان نيست، بلكه اين، تنها همان خصوصيت مشترك است كه نام آن را كنار هم قرار مي‌دهد.

پنجم آنكه برخي از اين بازيگران با چند ويژگي برجسته در چند طبقه‌بندي جاي مي‌گيرند. نكته ششم اين‌كه بسياري از اين نام‌ها با اغماض در فهرست ستارگان جاي داده شده‌اند، چرا كه در مقطع يا مقاطعي از اندازه‌هاي يك بازيگر معمولي فراتر رفته‌اند و نكته آخر اين‌كه شخصيت فردي تمام بازيگران در تمامي ادوار سينماي ايران محترم است و استفاده از برخي واژگان، تنها مربوط به نقش‌هاي آنان است كه بر پرده جان گرفته است.

 ستاره‌هاي بزن‌بهادر

در مقاطع گوناگوني از تاريخ سينما، تماشاگران، بسته به شرايط اجتماعي و سياسي از ديدن يك قهرمان مقتدر و رويين‌تن روي پرده سينما كه مشت‌هاي آهنين يا گلوله‌هاي آتشين‌اش، بدمن‌ها را مثل برگ خزان، نقش بر زمين كند و دمار از روزگارشان در آورد، به وجود مي‌آمدند و دلشان خنك مي‌شد! از همين رو بازيگراني همچون سعيد راد،‌ بهروز وثوقي، جمشيد هاشم‌پور، ايرج قادري، جونيت آركين (فخرالدين)، ايلوش خوشابه، ناصر ملك مطيعي، فردين و گاه فرامرز قريبيان طرفداران بسيار پيدا كردند.

ستاره‌هاي خوش برو رو

شايد يكي از مؤثرترين فاكتورها در ستاره شدن يك بازيگر، چهره او باشد. كيست كه از تماشاي يك چهره جذاب، جوان و زيبا بدش بيايد؟! گاه كافي است فقط رنگ چشم،‌ شكل دهان و بيني يا شكل سبيل يك بازيگر، بيش از حد معمول، براي تماشاگر خوشايند باشد و به دل بنشيند.

شايد به همين دليل است كه تعداد بسياري از جوانان خوش برورو شانس خود را در سينما آزمايش كرده‌اند و شايد سينما هر انسان خوش چهره‌اي را حتي براي لحظه‌اي به حضور روي پرده سينما وسوسه كرده باشد. به همين خاطر، تعداد ستاره‌هاي «زيبا» و «خوش‌تيپ» سينما در ايران و جهان، بسيار زياد است. البته برخي از آن‌ها واقعاً بازيگراني توانمند از كار درآمدند كه چهره نيكو امتيازي مضاعف، علاوه بر ساير امتيازات تكنيكي و حرفه‌اي براي آنان محسوب مي‌شود. هديه تهراني، فائقه آتشين، نيكي كريمي، كتايون رياحي، افسانه بايگان، پوري بنايي، فروزان، مهناز افشار، ميترا حجار و تا حدودي نوري كسرايي، فريماه فرجامي، ماهايا پطروسيان،‌ هانيه توسلي و ليلا حاتمي از ميان خانم‌ها و محمد علي فردين، محمدرضا فروتن، فرزان دلجو، بهرام رادان، محمدرضا گلزار، پارسا پيروزفر، سعيد كنگراني، بهروز وثوقي و تا حدودي منوچهر وثوق و ابوالفضل پورعرب را در ميان آقايان مي‌توان نام برد.

ستاره‌هاي با مرام و با حيا

گاه رفتار و كردار بازيگر در مجموعه فيلم‌هايي كه بازي مي‌كند براي تماشاگر، دلپذير و دلنشين است. محمد علي فردين، نمونه تيپيك اين دسته است كه در طول دوره بازيگري خود، تعداد زيادي فيلم با محوريت يك قهرمان با معرفت و با حيا بازي كرد، تا جايي كه نام و مرام كاراكتر فردين وارد فرهنگ كوچه و بازار شد. ناصر ملك مطيعي نيز در برخي نقش‌آفريني‌ها به همين ترتيب بر پرده ظاهر شد.

در ميان زنان نيز «پوري بنايي» و گاه «آذر شيوا» با بازي در نقش زنان با حيا، محجوب و باوفا، چهره‌شان را در اين تيپ جا انداختند. كليشه‌اي كه در سال‌هاي اخير ليلا حاتمي را با اغلب نقش‌هايش به اين دو نزديك كرده است.

 ستاره‌هاي بي‌حيا و بي‌مرام

نقش‌هاي منفي، همواره براي طيفي از مخاطبان، جذابيت‌هاي ويژه‌اي داشته است. منفي بودن نقش‌ها، ضمن آنكه جاذبه‌هاي منحصر به فردي دارد، به پررنگ‌تر شدن نقش‌هاي مثبت نيز كمك شاياني مي‌كند. بازيگران برجسته‌اي كه با بازي مداوم در نقش‌ها منفي تا آستانه تبديل شدن به ستاره پيش رفتند در سينماي ايران انگشت شمارند، مضاف بر آنكه كمتر بازيگري جرأت اين ريسك را به خود مي‌دهد. از سوي ديگر گاه تن دادن به بي‌پردگي جلوي دوربين و پيش چشم تماشاگر، براي برخي جاذبه‌هاي مضاعفي به وجود مي‌آورد تا براي ديدن چنين بازيگراني به سينما بروند و سكناتي را روي پرده تماشا كنند كه كمتر بازيگري به انجام آنها جلوي دوربين تن مي‌دهد. در ميان انواع نقش‌هاي منفي مرد، بازيگراني چون جلال پيشواييان، عنايت بخشي، بهمن مفيد و تا حدودي حسين گيل و جمشيد هاشم‌پور برجسته‌ترند. در ميان زنان نيز ايران، هاله، شورانگيز طباطبايي، فروزان و گاه فائقه آتشين، رزي خوشكام، آفرين و فخري خوروش قابل ذكرند.

ستاره‌هاي رقصان!

رقص و آواز هم در يك برهه زماني،‌يكي از علاقه‌مندي‌هاي تماشاگران ايراني و از بهانه‌هاي سينما رفتن مردم بود. در آن برهه، كمتر فيلمي بدون صحنه‌هاي رقص وكاباره، مورد استقبال قرار مي‌گرفت. از اين رو آنها كه «اينكاره» بودند برجسته شدند و عاملي براي كشيده شدن طيفي از مخاطبان به سينما. جميله، هاله و تا حدودي شهرزاد از اين دست بازيگرانند كه در برهه‌اي خاص، تا مرز ستاره شدن پيش رفتند.

ستاره‌هاي خنده‌دار

نياز به خنده،‌ با دوام‌ترين نيازي است كه تماشاگران سينما – از جمله سينماي ايران – از خود نشان داده‌اند. اين تمايل و نياز در برخي شرايط اجتماعي و مقاطع زماني شدت مي‌گيرد و گاه، فروكش مي‌كند، اما قطعاً فيلم خوب كمدي و خنده‌آور در مقابل شكست تجاري، بيمه است. اكبر عبدي، عليرضا خمسه، رضا ارحام صدر، تقي ظهوري، سيد علي ميري، محمد علي همايون، پرويز صياد، رضا بيك ايمانوردي، گرشا رئوفي، سپهرنيا، متوسلاني، مرتضي عقيلي، نصرت‌الله وحدت و تا حدودي محمدرضا شريفي‌نيا و اخيراً مهران مديري از برجسته‌ترين ستارگان سينماي ايران در مقاطع مختلف هستند كه مردم را به اميد خنديدن به سينما كشانده‌اند.

ستاره‌هاي عاشق پيشه

يكي ديگر از مضامين مهم و جذاب براي سينما دوستان در جهان سينما روابط رمانتيك و عاشقانه است. سينماي ايران نيز هيچ‌گاه و در هيچ مقطع زماني از اين امر مستثني نبوده است و به لحاظ كميت نيز تعداد فيلم‌هايي كه با محوريت اين مضمون ساخته شده‌اند، درصد بالايي را به خود اختصاص مي‌دهند.

برخي از بازيگراني كه با فيزيك، چهره و رفتار خود در اين نقش‌ها، خوب جا افتاده‌اند، اكثراً همان‌ها هستند كه در بخش «ستارگان خوش برو رو» به آنها اشاره كرديم.

اينان، يا عاشق مي‌شوند، يا در معرض عشق ديگري قرار مي‌گيرد و يا يكي از اضلاع مثلث و يا مربع عشقي را تشكيل مي‌دهند.

ستاره‌هاي ميهمان

در تاريخ سينماي ايران برخي از ورزشكاران و هنرمندان عرصه موسيقي نيز بازيگري را تجربه كردند. آنها در عرصه‌هاي فعاليت خود ستارگاني مشهور و پرطرفدار بودند كه از سويي جادوي سينما آنها را به سوي خود كشاند و از سوي ديگر به اميد موفقيت تجاري مورد توجه تهيه‌كنندگان سينما قرار گرفتند و به كار دعوت شدند.

در ميان ستارگان موسيقي مي‌توان از داريوش اقبالي، ويگن، شادمهر عقيلي، ليلا فروهر، مرجان، دلكش، عارف، نوش‌آفرين، نعمت‌الله آغاسي و پوران نام برد. در ميان ورزشكاران نيز امامعلي حبيبي، احمدرضا عابدزاده، مهراب شاهرخي، محمود ملاقاسمي، علي پروين، جواد زرينچه، حبيب‌الله بلور و حميد استيلي قابل ذكرند.

جالب آنكه در بسياري از موارد به خصوص درباره ورزشكاران و به ويژه پس از انقلاب به رغم حضور ستارگان آشنا، شكست تجاري گريبان اين فيلم‌ها را گرفت و جالب‌تر آنكه به خصوص در مورد ورزشكاران، اين ستارگان ميهمان در سينما ماندني نشدند.

ستاره‌هاي بازيگر!

برخي بازيگران حرفه‌اي و وزين سينما و تئاتر ايران كه بعضاً از مو سپيد كرده‌ها هم هستند – به خصوص پس از انقلاب – مورد توجه سينماروها قرار گرفتند و به مهره‌هاي مطرح و پرطرفدار سينما بدل شدند، اما آنچه در مورد آنان برجسته‌تر مي‌نمايد، نه چهره زيبا و مشت آهنين است و نه تن رويين و چاه زنخدان؛ بلكه قدرت بازيگري و توانايي آنان در باور پذير كردن نقش و حس برانگيزي و تأثيرگذاري بر مخاطب است كه مورد توجه تماشاگران قرار گرفته است. بسياري از آنان حتي از حداقل جذابيت ظاهري نيز برخوردار نيستند و اكثراً در سنين ميانسالي به اوج رسيدند، ولي به طور غيرمنتظره‌اي به عنوان يكي از وجوه مميزه براي تشخيص فيلم ارزشمند از غير آن محسوب مي‌شوند (و مي‌شدند) و اين نشان از حرفه‌اي تر شدن بخشي از مخاطبان سينماي ايران به خصوص در عصر حاضر دارد.

خسرو شكيبايي،‌ رضا كيانيان، پرويز پرستويي، عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان، سعيد پور صميمي، رؤيا نونهالي،‌ سوسن تسليمي، پروانه معصومي، فاطمه معتمدآريا، جمشيد مشايخي و تا حدودي هادي اسلامي، گوهر خيرانديش، آزيتا حاجيان، محمد علي كشاورز، داوود رشيدي و مهدي فتحي، گروهي از اين بازيگرانند كه برخي از آنها تا آستانه تبديل به «ستاره» پيش رفتند.

ستاره‌هاي ناتمام

برخي با استعدادترين بازيگران سينماي ايران به رغم قابليت‌هاي فراوان فني و تكنيكي در بازيگري و مقبوليت نسبي در ميان علاقه‌مندان سينما هرگز – و شايد هنوز – به يك ستاره تبديل نشدند.

آنان بعضاً به دليل دارا نبودن و يا از دست دادن برخي فاكتورهاي لازم و گاه به دليل همزماني با يك يا چند ستاره درخشان ديگر از جاده «ستاره شدن» خارج شدند و برخي از آنان به دليل آنكه دير در سينماي ايران ظهور كردند و ديگر نشاط و شادابي دوران جواني را نداشتند و برخي به خاطر شرايط اجتماعي دوران خود و شرايط ويژه سينما در دوره‌هاي مختلف زماني و گاه به دليل انتخا‌هاي نادرست خودشان، از اين مهم بازماندند.

پرويز پورحسيني، آتيلا پسياني، بيژن امكانيان، امين تارخ، حميد جبلي، مهدي هاشمي، مرحوم آرمان، داريوش ارجمند، فتحعلي اويسي و مجيد مظفري در ميان مردان و گلچهره سجاديه، هما روستا، عاطفه رضوي، ماهايا پطروسيان، ثريا قاسمي، گلاب آدينه،‌ ژاله علو و جميله شيخي در ميان زنان شايان ذكرند.

گرچه در سينماي ايران بازيگراني همچون كتايون رياحي، خسرو شكيبايي، پرويز پرستويي و رضا كيانيان در سنين ميانسالي درخشيدند و از همين رو براي اين گروه آخري نيز احتمال هر اتفاق فرخنده‌اي وجود دارد.

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
كك

چرا اين قدر از دو كلمه شك وشايد استفاده مي كني لابد به خودت اعتماد نداري گوگوري مگوري

anita

نقد جالبی بود ولی نظر شما را در مورد بازيگران خوش بر و رو که افسانه بايگان هم جز آنها بود نپذيرفتم و خيلی بی سليقه ای در اين مورد خاص ببخشيد

ک. محمدی

من از طرفداران پروپا قرص شما هستم.