یادداشتی در روزنامه شرق؛ ?What do we want

?What do we want
کیوان کثیریان
 
1. همه‌چیز این‌روزها مرا یاد تیزر تبلیغاتی یک برند پوشک بچه می‌اندازد که به نظرم از جهاتی حکایت این‌روزهای ماست. یک کودک‌ روبه‌روی جمع پرشمار کودکان ایستاده و پشت بلندگوی دستی فریاد می‌زند؛ ? What do we want و جمعیت کودکان، روشن و مصمم هربار پس از این سؤال پاسخ می‌دهند؛ protection, dryness, comfort. 
این، یک موقعیت کاملا هدفمند و حرفه‌ای است. محصولی تولید می‌شود که مبتنی‌بر نیاز مصرف‌کننده طراحی شده و آنچه کودکان از این پوشک می‌خواهند برآورده می‌شود. اما نکته مهم آن است که هم کودکان به‌روشنی می‌دانند که چه می‌خواهند و هم تولید‌کنندگان که سازندگان این فیلم تبلیغاتی‌اند. 
با احترام تمام به همه همکاران زحمتکش و کاربلدم در حوزه رسانه، از ذکر این مثال عذر می‌خواهم ولی به‌هرحال اولا در مثل مناقشه نیست و ثانیا حکایت بخشی از روزنامه‌نگاری سینمایی ما بی‌ربط به این مثال نیست. 
 
2. این‌روزها عملکرد برخی از رسانه‌های سینمایی مجازی به‌گونه‌ای است که به‌سرعت این سؤال به ذهن می‌رسد که اینها در فضای رسانه چه می‌کنند؟ اساسا آیا برای خودشان هدف‌گذاری کرده‌اند؟ قرار است چگونه تأثیری بر سینمای ایران بگذارند؟ آیا اصلا راه را درست آمده‌اند و شغلشان را درست انتخاب کرده‌اند؟ 
یکی تمام فکر و ذکرش این است که چه کسانی با فلان مسئول افطار خورده‌اند و چه کسانی سفر مشهد رفته‌اند و چه کسانی در فلان جشنواره شرکت کرده‌اند. در تمام اخباری از این دست که منتشر می‌کنند، یک جمله حقیر و ناگفته مستتر است؛ «چرا من توی این بازی نیستم» یا «چرا از من دعوت نشده». غافل از اینکه بیخ گوششان میلیون‌ها بلکه میلیاردها پول سینما گم شده یا به‌واسطه ساخت فیلم‌های فاخر بی‌ارزش به فنا رفته و این دوستان اصلا حواسشان نبوده و ککشان هم نگزیده است. آن یکی سایتش را پر کرده از حرف‌های بی‌سند، شایعات بی‌اساس، ادعاهای کذب، اخبار احوال شخصی هنرمندان و تحلیل‌های آبکی. دیگری یک تئوری جهالت‌بار اختراع می‌کند و با ژستی پیامبرگونه و دنیایی پر از توهم شگفت‌آور، خود را مرکز جهان می‌پندارد و هر اقدام کوکاکولا و آل پاچینو، جان کری و هر سخن جواد ظریف و شرف‌الدین و خودش را تحت آن تئوری تعریف می‌کند. دیگری هر که آگهی بدهد را حمایت می‌کند و بر هر که آگهی ندهد می‌تازد. یکی دیگر هم شب و روزش را گذاشته تا مسئولان سینمایی پیشین را تطهیر کند و بالیاقت نشان دهد و مسئولان فعلی را برعکس و در این راه با هزینه‌ای گزاف و مبهم، رسانه را ابزار قرار داده است. آنچه البته در تمام این موارد، مشترک به نظر می‌رسد، کم‌سوادی، بی‌دقتی، غلط‌های فاحش املایی و دستوری حتی در تیترها، بی‌اعتنایی به صحت آنچه منتشر می‌شود، ورود به حریم شخصی افراد، کپی‌کاری و مواردی از این دست است که به‌وفور در این رسانه‌ها به چشم می‌خورد و آنچه در این میانه نادیده گرفته می‌شود و زیر پای منفعت‌طلبی رسانه‌ای له می‌شود، خود رسانه است. برخی از این دوستان نابلد اصولا نمی‌دانند از رسانه چه می‌خواهند و تنها در طلب منافع شخصی و گروهی، رسانه را وسیله قرار داده‌اند. اخلاق، صحت اخبار، دقت و حرمت آدم‌ها همه قربانی می‌شوند تا معمولا شهوت شهرت‌طلبی و مطامع یک فرد یا گروه تأمین شود. 
 
3. بد نیست گاهی در خلوتی بنشینیم و به این فکر کنیم که اساسا از جان رسانه چه می‌خواهیم. بعد مثل همان کودکان به دو، سه کلمه جواب مشخص برسیم. شاید بعدش حتی لازم باشد شغلمان را عوض کنیم و بیش از این باعث بدنامی یک حرفه نشویم. واقعا گاهی لازم است لااقل خودمان بدانیم    ?! What do we want
 
این یادداشت در روزنامه شرق 11 مرداد 94 به چاپ رسیده است/ لینک
/ 0 نظر / 191 بازدید