نگاهی به گاوخوني

گاوخوني <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در سوگ داستان

                               

دستمايه قرار دادن ادبيات داستاني و انتخاب يک رمان براي ساخت فيلم سينمايي، آن هم از سوي کارگرداني همچون بهروز افخمي که همواره علاقه خود را به داستانگويي و سينماي داستان‌پرداز به اثبات رسانده، به خودي خود، جالب توجه و کنجکاوي برانگيز است. نتيجه کار اما چندان دلچسب از آب درنيامده. رمان سيال ذهن گاوخوني جعفر مدرس صادقي منجر به آن شده تا ادبيات فيلمنامه بر بار تصويري فيلم بچربد. به عبارت ديگر بار ادبي کلمات بر زبان تصاوير سنگيني مي‌کند. ريتم کند، فراواني نماي نقطه‌ نظر، حجم بسيار زياد نريشن و روايت اول شخص، خستگي مفرط بيننده را موجب مي‌شود. تصاوير فيلم، گه گاه بود و نبودشان توجيه و محمل دراماتيک ندارد و همين باعث مي‌شود نيازي به باز بودن چشمان در بسياري از لحظات نمايش فيلم، احساس نشود. درهم‌آميزي مفرط واقعيت و خيال از گاوخوني يک «فيلم سيال ذهن» ساخته. البته اگر چنين ترکيبي اصلاً وجود داشته باشد! به هر روي سينماي ايران بايد  در غم از دست دادن يکي از «داستانگوترين» و «داستان پردازترين» سينماگران خود به سوگ بنشيند.

 

 

/ 1 نظر / 4 بازدید