یادداشتی بر فیلم روز روشن / هفته نامه آسمان 21 دی 92

یک نقطه روشن

کیوان کثیریان
سینمای ایران همچنان دربرابر فیلمسازان مستقل و فیلم های کم ادعا موضع منفی دارد. وقتی می گویم سینمای ایران منظورم هم مخاطبان است، هم منتقدان و هم مدیران. همچنان فکر می کنیم فیلم کم ادعا را می شود جدی نگرفت، می شود ندید و می شود کنارش گذاشت. اما تجربه سالیان اخیر نشان داده درصد بالایی از فیلم های باارزش هرسال، از میان همین فیلم های بی ادعا، کم هزینه و بعضا مستقل بر می آیند.
این فیلم ها معمولا توقع زیادی هم ندارند. فقط می خواهند در شرایط عادلانه نمایش داده شوند، عادلانه دیده شوند و منصفانه نقد شوند.
نمی خواهم بگویم "روز روشن" آن ویژگی ها که گفتم را به تمامی دارد اما ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺟﻤﻊ ﻭ ﺟﻮﺭ ﻭ ﮐﻢ ﺍﺩﻋﺎﺳﺖ. ﺍﺻﻼ‌ً ﻓﯿﻠﻢ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﺑﻨﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻗﺼﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺭﺍﺣﺖ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﮐﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺳﻌﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﻗﻠﻤﺒﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻭ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻧﻤﺎﯾﯽ، ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﮐﻨﺪ. ﺁﺯﺍﺭﺗﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ. ﺳﺮﮔﺮﻣﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭﮔﯿﺮﺗﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻓﯿﻠﻢ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﺻﻼ‌ً ﻫﻢ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺖ. ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﺪﺕ ﻫﺎ ﺫﻫﻦ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺭﻭﺣﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ. ﻫﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻻ‌ﺯﻡ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﯾﺎ ﺧﻮﺩ ﮐﻢ ﺑﯿﻨﯽ، ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ، ﭘﺲ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﻓﻬﻢ ﺷﻤﺎﺳﺖ.
ﻓﯿﻠﻢ، ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎ ﻓﯿﻠﻤﺶ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﭘﺨﺘﮕﯽ ﻭ ﺧﺎﻣﺪﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺗﻮﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺳﺎﻟﺘﺶ - ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺴﺎﺯﺩ –  ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﮐﻮﺭ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻋﻠﻢ ﺍﻻ‌ﺷﯿﺎﺀ ﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻏﺮﺏ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ.
"ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ" ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﮕﻮﺳﺖ. ﮐﻤﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﻃﻼ‌ﻋﺎﺕ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮﯼ ﺫﻭﻕ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻓﯿﻠﻤﻨﺎﻣﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﻧﻘﺎﻁ ﻣﯽ ﻟﻨﮕﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻗﺼﻪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺳﺮﻋﺖ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﻃﻼ‌ﻋﺎﺕ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺧﻮﺏ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﻓﯿﻠﻤﻨﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺲ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻃﻼ‌ﻋﺎﺕ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺣﺬﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﻓﯿﻠﻢ، ﭼﺎﺑﮏ ﺗﺮ ﻭ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﭘﯿﺶ ﺑﺮﻭﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ، ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻘﺎﻃﻊ، ﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺿﺎﻓﯽ و مزاحم ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ.
ﻣﺜﻼ‌ً ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻩ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺎﻫﺪﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﯼ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺟﻤﻠﻪ ﻓﺼﯿﺢ ﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ "ﺣﻖ ﻭ ﺗﮑﻠﯿﻒ" ﺟﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺧﻼ‌ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻃﻼ‌ﻋﺎﺗﯽ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ، ﺗﺤﺼﯿﻼ‌ﺗﺶ ﻭ ﺷﻐﻠﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﺎﻣﻼ‌ً ﺣﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. شاید هم همین حالا شغل اولش چیزی جز این است که آنگاه این اطلاعات شخصیت را کامل تر می کند.
ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ، ﻓﯿﻠﻤﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ؛ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻭ ﻓﯿﻠﻤﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺩﺭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ. ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯﺍﺕ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ.
ﻣﻬﺮﺍﻥ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ خوبش ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﮐﺮﺩﻩ. ﭘﺨﺘﮕﯽ ﻭ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻭ ﺑﯿﺎﻥ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ، ﮐﻪ ﻻ‌ﺯﻣﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻓﯿﻠﻢ ﺍﺳﺖ، ﯾﮏ ﻣﻬﺮﺍﻥ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ. بازی احمدی کنترل شده و به اندازه است. برای او که علاقه مند است در هر نقشش متفاوت باشد و گاه همین علاقه به تفاوت، تلاش هایش را ضایع می کند این فیلم یک نقطه روشن است.
پانته آ بهرام نیز چون همیشه بازی روان و دلنشینی دارد. فهم درست او از نقش که ریشه در آموزه های تاتری اش دارد برای هرکارگردانی غنیمت است.
فیلم به موضوع تکراری قصاص می پردازد که چندین فیلم لااقل در دوسه سال اخیر درباره آن ساخته شده که سوت پایان، دهلیز، هیس دخترها فریاد نمی زنند و کلی فیلم دیگر از آن دسته اند. اما پرداخت روز روشن به این موضوع منطقی و به دور از احساسات است و در این مسیر رگه های باریکی از طنز هم دیده می شود.
  ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﻨﺪﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﮔﻤﺎنم ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻗﻨﺎﻉ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ. ﻓﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺗﻮﺳﻂ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺳﮑﺎﻧﺲ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ، ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﻓﺎﻝ ﺭﺍ ﺗﻮﯼ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺑﻬﺖ ﺁﻟﻮﺩﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﭼﺮﺍ. ﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻓﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯾﻢ. ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ، ﺑﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺒﻬﻢ ﺍﺳﺖ. ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻣﺒﻬﻢ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﺗﻔﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺷﺪﻧﺶ ﻻ‌ﺯﻡ ﺍﺳﺖ. ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﻻ‌ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﻠﯿﮏ ﺷﻮﺩ.
روابط هم گاه خام و بی دقت طراحی شده. مثل رابطه دو شخصیت اصلی فیلم که بی مقدمه و زود صمیمی می شوند و راننده هم بیش از حد باور به ماجرا توجه و علاقه نشان می دهد تا جایی که حاضر می شود اتومبیلش را برای آزادی یک محکوم به قصاص بفروشد.
با این همه "روز روشن" تنها یک کار اول قابل قبول اما واجد نقاط ضعف مشخص از یک کارگردان بااستعداد  است. شهابی نیاز دارد پخته تر شود و با ایده های جذاب تر فیلم بسازد. تا اینجا او نشان داده که می شود به او امیدوار بود.

/ 0 نظر / 18 بازدید