مدیریت جدید تلویزیون و سهم بیشتری که باید به سینما داد

کیوان کثیریان

موضوع کوچ مدیران سینمایی به تلویزیون در روزهای اخیر بحث های زیادی به وجود آورده است؛ اینکه آیا تلویزیون از این ماجرا بیشتر نفع برده یا سینما فرصت تازه ای برای اصلاح ساختارش به دست آورده و می تواند نیروهای تازه نفس را در بدنه مدیریتی اش به کارگیرد.
طبعا بازگشت مدیرانی که فضای پرالتهاب سینما را برای یک یا دو نوبت تجربه کرده اند و حالا کارآزموده تر از پیش به تلویزیون بازگشته اند، می تواند برای تلویزیون غنیمتی به حساب آید. آن هم تلویزیونی که سالهای بدی را از سرگذرانده و حالا با تغییر مدیریتش، نیاز به تزریق خون تازه به شدت در وجودش حس می شود.
اما آیا از این تحولات، سینما هم می تواند منتفع شود؟ سال هاست که سینما در تلویزیون جایگاه مناسبی ندارد و سینماگران از سهمی که در تلویزیون دارند، ناراضیند. تبلیغات فیلم های درحال اکران با محدودیت های کمی و کیفی بسیار مواجه است، برنامه سینمایی باکیفیتی در سیما وجود ندارد، پخش فیلم های سینمایی دچار محدودیت است و با قلع و قمع مواجه می شود، تلویزیون تمایلی ندارد نقش مثبت خود را در تشویق مردم به سینما رفتن ایفا کند و مواردی نظیر این ها.
این در شرایطی است که انحصار تلویزیون ملی و بی رقیب بودن آن در داخل کشور موجب تشدید این کاستی ها می شود و عملا سینما کمترین بهره را از قدرت نفوذ تلویزیون درمیان مردم می برد.
جدا از نبود رقیب برای صداوسیما، گاه سیاست های عجیب و غریب مدیریت پیشین این رسانه، موجب ایجاد انحصار و حاشیه امن برای برخی برنامه ها از جمله برنامه سینمایی هفت شد و حتی جلوی رقابت درون سازمانی هم گرفته شد. جلوگیری از ساخت هر برنامه ترکیبی سینمایی در تمام شبکه های اصلی سیما موجب شد "هفت" چه در دوره جیرانی و چه در حال حاضر، با خاطرجمعی کامل برنامه اش را روانه آنتن کند و نتواند اشکالات پرشمارش را اصلاح کند. طبعا عوامل این برنامه زحمات بسیار برای تولید هفتگی این برنامه تحمل می کنند ولی وجود رقابت، اولا باعث پیشرفت و ارتقاء سطح برنامه ها می شود و از سوی دیگر موجب می شود سینما سهم بیشتری از این رسانه داشته باشد.
این اتفاق به نوعی برای برنامه های ورزشی از جمله نود افتاد؛ برنامه های مشابه با ایده های نو و نیروهای تازه به میدان آمدند و به گمانم سودش را ورزش و فوتبال و علاقمندانشان بردند.
طبیعی است حضور محمدرضا جعفری جلوه در شبکه دوم و محمد احسانی در شبکه اول می تواند این فرصت را برای سینما به وجود آورد که حداقل دو برنامه خوب سینمایی در این دو شبکه طراحی شود. شبکه چهارم نیز با توجه به مشی و ماهیتش می تواند حداقل یک برنامه تحلیلی قابل توجه درخود داشته باشد.
از سوی دیگر برنامه هایی چون سینما یک و سینما چهار که هریک دوران اوج و حضیض داشته اند، می توانند احیا شوند و البته دراختیار تهیه کنندگانی کاردان قرار گیرند. نمایش فیلم های خوب و پس از آن تحلیل با حضور منتقدان، از ویژگی های اینگونه برنامه ها بود. جای چنین برنامه هایی در شبکه های دیگر نیز خالی است. این برنامه ها بی شک موجب ارتقای سواد بصری و قدرت تحلیل مخاطبان جدی سینما و تلویزیون می شود. نقد سریال ها نیز از جمله برنامه هایی بود که در برهه ای در دستور کار تلویزیون قرار گرفته بود ولی ظاهرا به دلیل وحشت برخی تهیه کنندگان از انتقاد و تبعات آن و به خطر افتادن منافع، متوقف شد. احیای آن برنامه ها نیز می تواند ارتقای سطح سریال ها را درپی داشته باشد.
به هرحال تغییرات در تلویزیون _حتی در شکل ظاهری_ نیاز به تزریق خون جدید دارد و نشانه های آن هم کم و بیش به چشم می آید. چه خوب که در میانه این تغییرات، نگاه ها به سینما از سر دوستی باشد و سهم بیشتری از تلویزیون ایران نصیب سینما شود. کاش نگاه مدیر جدید تلویزیون به سینما از این جنس باشد.

این مطلب در شماره دوم روزنامه مردم امروز 7 دی ماه به چاپ رسیده است.

/ 0 نظر / 26 بازدید