ليزيك

همه آنچه درباره ليزيك به شما خواهند گفت...





10 روز قبل از عمل

اصلاً كاري نداره، مي‌شيني پشت دستگاه، يه اشعه اين ور، يكي اون ور، يا علي تمام× ول كن بابا چشمه، حساسه‌ها × مي‌خوابوننت، لباس عمل هم مي‌پوشي، 10 دقيقه اين چشم، ده دقيقه اون چشم × يه پروفسوره مي‌گفت ليزيك تو اروپا ممنوع شده × اگه خوبه چرا دكترا چشاي خودشون رو ليزيك نمي‌كنن؟ × اگه تصميمتو گرفتي، چرا لفتش مي‌دي؟ × از يه دكتره پرسيدم مي‌گفت يه وقت نكني اينكاروها! × من كه مي‌گم هيچ چي جاي عينكو نمي‌گيره × 128000 تومن مي‌دي، بقيه شو بيمه دانا مي‌ده × عوارضش هنوز معلوم نشده، بي‌خيالش شو × عينكتو بردار ببينم چه جوري مي‌شه ! اووه نه بابا، چشات باباقوري مي‌شه كه! × من خودم يه دكتر مي‌شناسم چشماشو ليزيك كرد. اگه بد بود مي‌كرد؟ × ول كن پسر جان چشمتو نده دست اينا، اين دكترا فقط پول مي‌خوان × يه چشمم 5/9 بود، يه چشم 25/9، الآن هم كه مي‌بيني عينك ندارم. ×مگه همين عينك چشه، اتفاقاً خيلي بيشتر بهت مياد × ميگن اگه ليزيك كني بعداً كه آب مرواريد بياري ديگه نمي‌شه عمل كرد، مواظب باش × دكتره تو تلويزيون مي‌گفت هيچ چي مثل عينك خوب نيست، نه لنز، نه ليزيك × من كه عمل كردم خيلي هم راضي‌ام، اصلاً راحت شدم از عينك × يكي رو مي‌شناسم چشاش دوباره برگشت به شماره اول، تازه ضعيف‌تر هم شده بود، اومده بود پيوند قرنيه × راستي؟ 18 ساله عينك مي‌زني؟ قبلش چه شكلي بودي؟ يادت هست؟



روز عمل
راحت دراز بكش، خودتو شل كن، فقط زل بزن به چراغ قرمز، يه كمي بوي سوختگي مياد، بهش توجه نكن، شل كن گفتم، ممكنه يه كمي درد داشته باشه، تحمل كن، چشات داره حركت مي‌كنه، فقط به چراغ قرمز، آها، آفرين، حالا چند تا اشعه اون‌ور، خوبه، خوبه، آها تموم شد.



يك ربع بعد از عمل
چشاتو تا سه روز نمال، تا دو روز هم آب به چشات نزن، بيرون مي‌ري عينك آفتابي يادت نره، قطره نارنجيه هر شش ساعت، اون يكي هر دو ساعت، سعي كن رفتي خونه بخوابي،اگه نتونستي ديازپام برات گذاشتم، دو سه روز از چشات كار نكش، استراحت كنيا!



سه روز بعد از عمل
ا، چشات چه شهلا شده! × خوب شديا × اصلاً يه آدم ديگه شدي × حيف شد،‌ عينك بهت ميومد × آها! اينه، حالا شد × اگه راس مي‌گي بگو اين چند تا؟! × بابا چشات درشت بود ما نمي‌دونستيم‌ها × صورتت خالي شده، لاغر شدي× اوه اوه اوه! اين مژه‌ها كجا بود تا حالا! فر مژه زدي؟ × توي آينه خودتو مي شناسي حالا؟ راحت شدي ديگه... مباركه، مباركه، به سلامتي × زير چشمت هميشه كبود بود؟ × حداقل پنج سال جوون شدي... جدي مي‌گم × اون‌جوري خيلي جذبه داشتي، حالا خيلي معمولي شدي × ريش... بدون عينك؟ نه ديگه برو همه رو بريز پايين × عجب جيگري شديا ... ناقلا × چشات باباقوري شده كه ... × نكنه به خاطر عينك آفتابي رفتي ليزيك كردي؟ هه هه هه × كلي طول مي‌كشه تا عادت كنيم به قيافه جديدت × قطره تو ميدی من بريزم ؟ × حالا تو واقعاً خوب مي‌بيني؟ × صورتت چه باز شده پسر! × عينك آفتابي چه بهت ميادا × هه هه هه، حالا يه فكري به حال دماغت كن، دماغ رو ليزيك نمي‌كنن ؟ × اه اه تو چه قيافه‌ات ضايع شده ... هر هر هر × راستي، تو عينكت كو؟!



10 روز بعد از عمل
گفتي نمره پنج به بالا رو بيمه دانا قبول مي‌كنه؟ هر طرف يا مجموع؟ كدوم بيمارستان رفتي؟ آدرس دكتره چيه راستي؟ توي مطب كه عمل نمي‌كنه؟ كجاست مطبش؟ حيف! چشم من سه و نيمه! راضي هستي ديگه...؟ بيمارستان نور ميگن بهتره‌ها...، چند دقيقه طول مي‌كشه درد نداره كه؟ ها؟..........


/ 7 نظر / 4 بازدید
mina

جالب بود نثرتان....البته من در اين زمينه سر رشته ای ندارم مثل ديگر مسائل....ولی جالب بود پرداختن به اين موضوع با لايه هايی از طنز....من يه مصاحبه با فون ترير زدم تو وبلاگم خوشحال ميشم از نظرتان بهره مند شوم...

بهزاد

کيوان جان می خوام بدونم حالا وقتی می ری جلوی آينه دقيقاً چه احساسی داری؟

كاوه

بزرگداشت لوييس بونويل يادت نرود ، براي اطلاع بيشتر به وبلاگ http://luisbunuel.persianblog.ir مراجعه كن.

لوییس

آقا مخلصيم...همايش بونوئل نزديک است...

حسين

سلام کيوان جان.نقد هات و مصاحبه هات مثل هميشه آموزنده و زيبا هست.من كه خيلي استفاده ميكنم.

namaloom

سلام جيگر هردوتاش چه با عينک چه بی عينک قربون نوشته هات که هر جور بنويسی حال ميکنم

فارگو

سلام من به هوای اسم وبلاگت اومدم. منتظر هر نوشته ای بودم جز اين يکی. خيلی برای من جالب بود. مخصوصا با اين چشمای هرکدوم ۷.۵ اما در مورد مطالب سينمايی. مفصل ميخونم بعد نظر ميدم. موفق