نقد و منتقد

                             در منقبت نقد و منتقد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اولين شعاع نور كه به صحنه نمايش مي تابد، جهاني خلق مي شود كه هنرمند، خالق آن است و آفرينش و خلق، في نفسه اتفاقي است محترم و مقدس، چرا كه آفرينش، هنري است كه با نام مقدس حق تعالي آراسته است.

منتقد تئاتر، منتقد چنين جهاني است؛ كه بي واسطه با هنر آفرينش سر و كار دارد. منتقد تئاتر هوشمندانه و منصفانه چنين جهاني را ابتدا به نظاره مي نشيند و آنگاه با هدف «كشف» در آن غور مي كند. پس منتقد تئاتر هم در ابتدا يك تماشاگر است همچون همه تماشاگران. اما تماشاگري كه قرار است تيزبين تر، دقيق تر و موشكاف تر باشد و قرار است با تكيه بر دانسته ها و معلوماتش بر پايه استدلال و استناد، تحليلي درست از نمايش ارائه دهد و هسته دروني اثر را كشف كند.

آنگاه كه منتقد به كشف  نائل شد، سايرين را نيز در «لذت كشف» خود شريك مي كند. «كشف»، اساس نقد است و نقد را بايد «گزارش يك كشف» دانست.

به گمانم نقد يك اثر هنري، جزيي از آن اثر است چرا كه به كشف لايه هاي گونه گون آن منجر مي شود و كيست كه مدعي شود يك اثر هنري وياهر پديده ديگر بي آنكه كاملا دريافت و كشف شود، كامل شده است . و منتقد به مثابه يك كاشف پيروزمند، علاوه بر خرسندي و ارضاي شخصي، ديگران را نيز بهره مند مي كند. از ديگرسو نقد، يك خدمت است. خدمتي رايگان كه منتقد به هنرمند ارائه مي دهد.

نقد را بايد نمادي از دمكراسي و كاركرد آن در جهان هنر دانست چرا كه در بهترين حالت، اظهار نظر آزادانه و مستدل منتقد، مي تواند موجبات پيشرفت هنر مقدس تئاتر را فراهم آورد. اين، باعث مي شود تا بتوان ادعا كرد، نقد نيز پديده اي است مقدس چرا كه به اعتلا و قوام هنر نمايش مي انجامد؛ هنري كه بي واسطه به «نور» متصل است!

در تلقي عامه، نام «نقد» هماره با برملا كردن عيب و نقص ها عجين شده است. اما نقد، تنها عيب جويي نيست، تحليل و تفسير و تاويل هم هست. با تمام اينها، منتقد ستارالعيوب نيست. اتفاقا عيب جوست ولي اين عيب جويي، رذيلت نيست كه عين فضيلت است. چرا كه نيت منتقد، اصلاحگري است و عيب جويي، تحفه اي است كه منتقد، بي هيچ منتي به سوي هنرمند ارسال مي كند!

منتقد از سر سيري عيب جويي نمي كند. معيار دارد. معيار او اصول و منطق و علم است. نه منطق جهان بيرون، كه منطق خود اثر.

منتقد اما، تنها عيوب و تناقض هاي اثر را كشف نمي كند، كه از انصاف به دور است. ذات «كشف» ايجاب مي كند كه منتقد به جوانب گوناگون يك اثر با ذكاوت، تيزبيني، دانايي و آگاهي سرك بكشد، خواه اين جوانب و جزئيات از زمره عيوب باشند و خواه ازجمله امتيازات.

منتقد، به نوعي يك تحليلگر است و از شم تحليل و قوه تفسير و تأويل برخوردار. منتقد، اين توانايي را دارد كه به دور از حب و بغض كليت يك اثر را به تماشا بنشيند و بي آنكه اسير و درگير نفس اثر شود، يك داور منصف و دلسوز باشد.

حب و بغض در نقد جايي ندارد. نقد اساساً «نقد منصفانه» است. اين كلمه «منصفانه» گاه به چه قرينه اي حذف مي شود نمي دانم! حب و بغض، يكي از اساسي ترين اصول نقد را منتفي مي كند و آن انصاف و حسن نيت است، پس اگر روزي نوشته اي را خوانديد و يا قول و نقلي شنيديد و جاي انصاف را در آن خالي يافتيد، بدانيد كه پديده نقد، اتفاق نيفتاده است، نام ديگري بر آن بنهيد!

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
nasim

سلام...چقدر وبلاگت هروزه...تو که می گفتی به وبلاگت دسترسی نداری....بازم؟؟؟؟/

جشنواره های اینترنتی سینمای ایران

بهترينها و بدترينهای بيست و سومين جشنواره فيلم فجر مشخص شدند ... «خيلی دور، خيلی نزديک» با ۵ فروهر زرين و «گل يخ» با ۶ زرشک زرين ، رکوردداران جشنواره امسال ... ضمن اينکه رکوردهای دريافت زرشک زرين شکسته شد : گل يخ در طول چهار دوره با کسب ۶ زرشک زرين رکورددار دريافت اين جايزه بين فيلمهای سينمائی می باشد! ... اين در حالی است که بازيگر زن اين فيلم موفق به کسب فروهر زرين پديده باريگری جشنواره شد!

آریا

سلام عزيز. خيلی وقته آپ نکردی . به نوشته هات يه جورايی عادت کردم. درباره جشنواره هم که چيزی ننوشتی. راستی منظور اين آقا يا خانوم سينما پارسی از اينکه گل يخ در طول ۴ دوره ... چی بود؟ تا بعد. شاد باشی