ببارد يا نبارد؟ـ يادداشت

ببارد يا نبارد؟




پس از چند روز پياپي بارش برف وباران، ما هنوز نفهميديم بايد براي نزول اين «رحمت» دعا كنيم يا براي قطع نزول آن؟
از طرفي، دائماً در تلويزيون سعي ميكنند خودشان را خوشحال نشان بدهند كه اين «دانه هاي شادي» سرتاسر كشور را سپيدپوش كرده و از سوي ديگر اعلام مي شود كه چون مسئولان به علت بارش برف «غافلگير» شده اند، برق و گازقسمت هايي از تهران قطع شده است. اصلاً بگذاريد رك و پوست كنده بگويم كه بسياري از افراد و سازمان ها اصلاً ميانه خوبي با اين «رحمت» ندارند؛ مي پرسيد چطور؟
اداره راهنمايي و رانندگي ميگويد: «ما كه كارمان درست است. تقصيرماچيست؟ برف آمده، زمين خيس است، ماشين ها ليزمي خورند، مي زنند به هم و راه بندان مي شود. اين تقصيرماست؟»
شهرداري مي گويد: «بابا ما كه كارمان خيلي درست است، تقصير ما چيست؟ برف آمده،
جوي ها پر آب شده، آشغال هايي كه شهروندان عزيز مي اندازند توي جوي، باعث شده
جوي ها بسته شود و سر ريز كند توي خيابان و شهر به تالاب تبديل شود. اين تقصير ماست؟»
وزارت نيرو و شركت گاز مي گويند: «كار ما حكماً خيلي درست است. تقصير ما چيست؟ برف آمده، هول كرديم، غافلگير شديم، فشار برق و گاز آمده پايين. برق و گازتان قطع شده.
بخاري هايتان را خاموش كنيد تا مشكل حل شود. به ما چه كه هوا سرد است. «ها» كنيد به دستهايتان، گرم مي شويد!»
حالا نه تنها ما تكليفمان را نفهميده ايم، خود اين «رحمت»- برف وباران- هم بالاخره ملتفت نشد كه بايد ببارد يا نبارد!
تا همين يكی دو ماه پيش، همه دست به دعا بودند كه برف بيايد و براي ديدار او دلشان لك زده بود ولي حالا خيلي ها، از باريدنش روي ترش كرده اند. به جز معلم ها و بچه مدرسه اي ها كه راه به راه مدرسه هايشان تعطيل مي شود، پزشكان كه تعداد مريض هايشان زياد ميشود، برخي از كشاورزان كه دل خوني از كم آبي داشتند و سازمان كنترل كيفيت هوا، بقيه از بارش برف راضي به نظر نمي رسند.
كوهنوردها، فوتباليست ها و فوتبال دوست ها و تئاتري ها كه مجبورند تئاترهاي خياباني را زير برف تماشا و بازي كنند، راننده ها كه معمولاً لاستيك ماشين هايشان صاف است،
موبايل دارها، مسافران بين شهري، اداره برقي ها، شركت گازي ها، شهرداري چي ها، ماموران راهنمايي و رانندگي و خيلي هاي ديگر جزو ناراضيان هستند.
حالا اين «برف و باران محترم» نميدانند چه كنند كه هم ببارند و هم جوي هاي معيوب، آسفالت هاي نامرغوب، لاستيك هاي صاف، بعضي مسئولان نازك نارنجي و... دستشان رو نشود.
حالا «برف و باران سرگردان» ما دلشان ميخواهد در ميانه راه نزول، راهشان را كج كنند و آنجا كه نبايد ببارند، نبارند تا هيچكس از دستشان دلخور نشود و پته خيلي ها روي آب نيايد.
اصلاً دلشان مي خواهد صاف بروند پشت سدها نازل شوند، اما نمي دانند چگونه! لطفاً اگر شما راه حلي پيدا كرديد به آنها اطلاع دهيد!

/ 0 نظر / 4 بازدید