هفت نکته درباره فیلم محمد(ص)/ فیلمی که «آن» ندارد

هفت نکته درباره فیلم محمد(ص)

فیلمی که "آن" ندارد

کیوان کثیریان

یک _ قضاوت آثار هنری که دستمایه ایدئولوژیک دارند، بسیار دشوار است. در زمانه ای که هر حرف و رفتار ساده ای می تواند سوءتفاهم برانگیز باشد، نقد یک فیلم سینمایی با موضوع پیامبر اسلام، با دشواری مضاعف رو به روست. طبیعتا قضاوت درباره فیلم محمد(ص) ساخته مجید مجیدی در همین چارچوب قابل تعریف است.
شاید لازم باشد به یک نکته بدیهی اشاره کنم؛ اگر قرار باشد یک اثر هنری که درباره شخصیتی مقدس ساخته شده، خود به یک پدیده مقدس بدل شود، چطور می شود قضاوتش کرد؟
اگر بخواهیم درباره فیلم صحبت کنیم مشخصا باید ماجرای ساختار و محتوای اثر را از وجود مقدس حضرت رسول(ص) جدا ببینیم. در آن صورت می شود ساده تر درباره قوت و ضعف های فیلم حرف زد بی آنکه واهمه ای از برچسب های رنگ و وارنگ وجود داشته باشد.

دو _ سال ها در سینمای ایران صحبت از کمبود یک فیلم درباره پیامبر اسلام بود. فیلمی که با ادعاهای بزرگ سینمای ایران مطابق باشد و مشخصا قابلیت رقابت با فیلم "الرساله" مصطفی عقاد را داشته باشد.
مجید مجیدی با فیلمش خواست آن خلاء معروف را پر کند. خب طبعا برای ساختن یک فیلم عظیم به عوامل کاملا حرفه ای و البته بین المللی نیاز هست. فیلمبردار، آهنگساز، تدوینگر، صدابردار و نظایر آن در فیلم مجیدی از میان بهترین ها انتخاب شده اند. به نظر می رسد امور فنی و تکنیکی در حد کمال است و فیلم یک اثر عظیم و باشکوه از آب درآمده است. اما آیا می شود ادعا کرد اتمسفر و حس و حال یک فیلم به آشنایی نزدیک عوامل اصلی با سوژه بستگی ندارد؟ و اساسا آیا می توان تکنسین های فیلمی مثل محمد(ص) را موجوداتی مجرد و منتزع از سوژه تصور کرد که نیاز چندانی به درک فضا و شخصیت ندارند؟ و آیا می شود بخشی از "کمبود حس و حال" و "آن" در فیلم مجیدی را به همین مساله نسبت داد؟

سه _ به گمانم بخشی از جذابیت یک فیلم داستانی در مقیاس های محمد(ص) بازیگران آنند. آیا می شود فیلم مصطفی عقاد را بدون آنتونی کویین و ایرنه پاپاس تصور کرد؟ آیا حالا که قرار شد با هزینه ای کلان، پای عوامل درجه یک بین المللی به پروژه مجیدی باز شود، نمی شد در ترکیب بازیگران نیز همین رویه را برگزید؟ بعید می دانم بشود فرض کرد حضور دوسه بازیگر طراز اول خارجی از توان مالی پروژه خارج بوده است. با احترام فراوان به بازیگران حاضر در این فیلم بنظرم حداقل جمع دیگری از بازیگران طراز اول ایرانی نیز می توانستند کنار اینان، ویترین فیلم را پربارتر کنند و به لحاظ کیفی نیز به وزن جلوی دوربین بیفزایند.

چهار _ نمی دانم چرا در تمام پروژه های سینمایی چه کوچک و چه عظیم، تمام صرفه جویی ها و امساک ها سهم بخش فیلمنامه است. به گمان من در این پروژه، وجود یک گروه مجرب فیلمنامه نویس که فیلمنامه ای با موقعیت های نمایشی موثر و قصه ای با پرداخت قوی بر پایه مستندات موجود زندگی پیامبر اکرم در کودکی بنویسند خالی بود. گرچه کامبوزیا پرتوی فیلمنامه نویس قابلی است اما بنظر می رسد جمع کردن فیلمنامه ای اینچنین بزرگ و حساس و پرداخت هنرمندانه آن با دیالوگ نویسی دقیق تر و عمیق تر، از عهده پرتوی خارج بوده است.
واقعا نمی شد جمعی از فیلمنامه نویسان خبره داخلی را در این پروژه به کار گرفت؟ یا مثلا نمی شد کسی مثل داود میرباقری را، که حداقل دو سریال عظیم و موفق امام علی و مختار را درحوزه تاریخ اسلام کار کرده، به مشاوره در فیلمنامه و کارگردانی فراخواند؟ وقتی قرار است یک پروژه در سطح جهانی کار کنیم، ناچاریم کمی از سلایق شخصی فراتر برویم و از تمام ظرفیت های موجود و امکانات لازم استفاده کنیم وگرنه نتیجه کار با وضعیت ایده آل فاصله زیادی خواهد گرفت.

پنج _ مشکل دیگری که در فیلم مجیدی به چشم می آید، کمبود ملات داستانی است. فیلم مجیدی اصرار دارد تنها بر دوران کودکی پیامبر اکرم متمرکز باشد و عملا بسیاری از رویدادها و قصه های جذاب و پرکشش دوران بزرگسالی ایشان را از دست داده است. از همین رو غالب حکایت هایی که در فیلم جای گرفته اند، جذابیت چندانی ندارند. یکی از تفاوت های فیلم مجیدی با فیلم عقاد هم در همین نکته است. فیلم عقاد با توجه به آنکه به کل زندگی پیامبر اسلام می پردازد، پر از حادثه و قصه و رویداد های مشهور و آشناست و به همین دلیل صاحب ریتم تندتری است، ولی فیلم مجیدی بر کودکی حضرت متمرکز شده و به دلیل کمبود رویدادهای تاریخی مهم، قصه لاغر و کم هیجانی دارد. به هرحال نه از جنگ بدر و احد خبری هست، نه بعثت و هجرت و فتح مکه و ... بنابراین معتقدم اساسا نباید درحال حاضر این دو فیلم را با هم قیاس کرد چرا که این دو مقطع مجزا از زندگی پیامبر با هم قابل مقایسه نیستند و این قیاس نادرست به سود فیلم مجیدی تمام نمی شود.
از سوی دیگر به نظر می رسد نمایش معجزات گاه و بیگاه پیامبر در کودکی و یا رفتار پیامبرگونه ایشان در سنین نوجوانی با باورهای مرسوم همیشگی درباره معجزه یکتای حضرت محمد_قرآن کریم_ تعارض جدی دارد و فیلم را به مرز افسانه نزدیک کرده است.

شش _ گمان می کنم نگاه مجیدی در عرضه جهانی فیلمش نیاز به اصلاح و تجدیدنظر دارد. عرضه این فیلم در جشنواره های جهانی، اشتباه محض است. فیلم با استانداردهای هنری غالب جشنواره ها همخوان نیست. بنابراین بعید است جایزه ای در انتظار فیلم باشد و حتی موفق به راهیابی به بخش مسابقه جشنواره های رده اول شود. با ارسال فیلم به این جشنواره ها تنها خودمان را در موقعیت دشواری قرار خواهیم داد که با پذیرفته نشدن فیلم در هر فستیوال یا جایزه ندادن به آن، آنها را به ضدیت با اسلام متهم کنیم و به اینکه نخواستند به اسلام میدان بدهند و با تبعیت از صهیونیست ها، جلوی  ترویج دین محمد(ص) را گرفتند. گمان می کنم این تصور که فیلم مجیدی، قابلیت کسب شیر و خرس و نخل و مجسمه اسکار را دارد ولی لابی صهیونیستی اجازه نمی دهد، کمی با واقعگرایی فاصله دارد. مسیر درست فیلم مجیدی، اکران گسترده جهانی است. حتی به فرض محال گرفتن یک شیر یا یک خرس طلایی، چیز زیادی به این فیلم افزوده نخواهد شد. اگر بنا داریم فیلم دیده شود، راهش مجاب کردن یک پخش کننده بزرگ خارجی و اکران گسترده اش در دنیاست. واکنش کشورهای مسلمان هم در این میان مهم و حساس است و باید مورد تامل قرار گیرد. اما انچه مسلم است، راه سعادت این فیلم از جشنواره ها نمی گذرد.

هفت _ در اینکه سطح کیفی فیلم مجیدی از استانداردهای سینمای ایران بالاتر است، شک نکنید. در اینکه یک فیلم باشکوه و بزرگ تولید شده، تردید نداشته باشید. در اینکه به لحاظ تکنیکال فیلم مجیدی از فیلم عقاد بسیار جلوتر است نیز تردید نکنید. اما طبیعی است که اعداد و ارقام در ذهن ها توقع به وجود می آورند و قضاوت ها بر اساس همان توقعات شکل می گیرند. حسی که به هنگام قضاوت درباره یک فیلم مستفل ارزان قیمت دارید، همان نیست که موقع قضاوت درباره یک فیلم بیگ پروداکشن. چون توقعات، یکسان نیست، میزان اغماض ها هم یکسان نخواهد بود و از این گریزی نیست. امیدوارم قسمت دوم محمد(ص) ساخته شود و نقیصه موجود در قسمت اول رفع شود. اگر از تمام توان سینمای کشور هم بهره برداری شود، تردید ندارم اتفاق مهمی در سینمای ما خواهد افتاد. اگر این روند درست اتفاق بیفتد و نگاهی بر پایه مستندات تاریخی بر آن حاکم باشد، این فیلم می تواند در معرفی درست اسلام و نمایش وجه صلح طبانه، منعطف، مهربان، پویا و نواندیش این دین به جهانیان نقش موثری ایفا کند، آن هم در زمانه ای که با اقدامات خشن و جنایتکارانه گروه های انحرافی و جعلی، جهانیان با چهره دروغین، نادرست و خشنی از اسلام مواجهند.

این یادداشت در ویژه نامه نوروز 94 نشریه تجارت فردا به چاپ رسیده است

/ 0 نظر / 17 بازدید