دو یادداشت درباره جشن هفتم منتقدان / روزنامه اعتماد / همشهری جوان

جشنِ بزرگی نقد و اعتبار منتقد
 
کیوان کثیریان
 
امسال هفتمین دوره ای است که جشن منتقدان را برگزار کردیم.  هفت دوره در هفت سال. شاید جز یک دوره، هیچکدام از جشن ها بی دردسر و بی دغدغه مالی برگزار نشده. به هرحال در این دوره و زمانه که برگزاری یک میهمانی ساده خانوادگی کلی هزینه دارد، اهل فن میدانند که برپا کردن جشنی در یک سالن چهارصدنفره آن هم با آنهمه میهمان اسم و رسم دار و معتبر اعم از منتقد و هنرمند چقدر زحمت دارد.
نبود بودجه حداقلی برای برگزاری جشن به ساده ترین شکل ممکن، معمولا باعث می شود جشن منتقدان که زمان مطلوب برای برگزاری اش اوایل خرداد ماه است، تا بیخ جشنواره فیلم فجر طول بکشد. به همین دلیل ساده از هفت دوره جشن، پنج دوره اش در دی ماه برگزار شده! تازه کلی به در و دیوار زده ایم که پیش از جشنواره، بتوانیم جشن را برگزار کنیم چون طبق آیین نامه آن، بنایمان بر معرفی برگزیدگان منتقدان در جشنواره قبل است و دقیقه نود ماجرا می شود همین اواخر دیماه تا همه چیز بیات نشود.
سال گذشته به همان دلیل مالی، جشن ششم با عددی برگزار شد که گفتنش با ناباوری شما همراه می شود و فقط اجرمان را ضایع می کند. جالب آنکه یک روزنامه صبح، ما را در مقاله ای نواخت و به جشن ششم عنوان صدمیلیونی داد؛ شما تصور کنید حدود پانزده برابر واقعیت. بگذریم. به همین دلیل مشکلات مالی نتوانستیم جوایز سومین جشنواره مطبوعات سینمایی را هم در جشن ششم اهدا کنیم و این هم موکول شد به امسال. نکته قابل یادآوری آن است که چندسالی است در جشن منتقدان به هنرمندان جایزه نقدی داده نمی شود و هدیه فرهنگی جایگزین شده. طبعا هنرمندان از منتقدجماعت سکه توقع ندارند.
از وقتی قرار شد جشن هفتم را به شکلی که دیدید برگزار کنیم، بیش از دو هفته طول نکشید. بخش اعظم هزینه جشن را دکتر ایوبی پرداخت کرد. ابایی از گفتنش نداریم. از نظر ما بودجه ای که در اختیار دولت است بیت المال محسوب می شود و به امانت به آنها سپرده شده که خرج سینما کند.
حالا آن یکی با پرداخت این بودجه به پروژه های سینمایی فاخر درب و داغان و یا هبه کردن به فک و فامیلش آن را دور می ریزد و دیگری بخش بسیار کوچکی از آن را به برپایی یک اتفاق فرهنگی مثل همین جشن ما اختصاص می دهد. دستش هم خیلی درد نکند. واقعا جای سپاس دارد.
تمام تلاش ما در سالهای اخیر آن بوده که در جشن منتقدان، انتخاب ها آنچنان سلامت و بی خدشه باشد که هنرمندان سینما به آن اعتماد کنند و مطمءن باشند که نه رفیق بازی درکار است نه تعارف، نه نوبتی جایزه می دهیم، نه جوایز را تقسیم می کنیم نه از بالا توصیه و دستور می آید، نه مصلحت اندیشی درکار است و نه  چیزهایی شبیه به این. تلاش کردیم به روش های گوناگون بر اساس نظر اعضا در شایستگی آدم ها، قضاوت منتقدان و نویسندگان عضو انجمن را هرچه درست تر جمع بندی و اعلام کنیم. حالا که به چهره های حاضر در جشن هفتم نگاه می کنم و سال به سال حرف های مهمانان را چه روی سن و چه بطور خصوصی می شنوم، احساس می کنم در مسیر درستی حرکت کرده ایم.
این استقبال و اعتماد نمی تواند بی جهت باشد. نیازی نیست نام کسی را ببرم و برای مستند کردن مدعایم نقل قول کنم. کافی است عکس های هفت دوره جشن ما را مرور کنید. اصلا همین سه جشن آخر هم کافیست. نیازی هم نیست صحبت همه آنها که جایزه می گیرند را بشنوید. فقط سرچ کنید ببینید حاتمی کیا در جشن چهارم، شهاب حسینی و اصغر فرهادی در جشن پنجم، اکبر عبدی و مهدی هاشمی و مهناز افشار و مهرجویی و تقوایی در جشن ششم چه گفتند.
ببینید در کدام جشنواره سالیان اخیر، از شصت نفری که در رشته های مختلف نامزد شده اند، سی نفرشان در سالن حاضر بوده اند. یک دهم این عدد را هم پیدا نمی کنید. ببینید در کدام مراسم سالیان اخیر این همه چهره سینمایی و مهم تر از آن اینهمه منتقد جدید و قدیم سینما را کنار هم دیده اید؟ در کدام جشنواره سینمایی شهرام ناظری و محمد رضا درویشی و حسین علیزاده را روی یک سن دیده اید؟ سالها حسین جعفریان و زرین دست و کلاری توی یک قاب ایستاده اند؟ چند سال است ندیده اید مجیدی و بنی اعتماد و میرکریمی سه تایی به حاتمی کیا جایزه بدهند و یا کیمیایی و مهرجویی و تقوایی توی یک سالن حاضر باشند. کجا می توانید ببینید معتمدآریا با عسگرپور روی سن کدورتشان را دور بریزند و یا معتمدآریا داوطلبانه بخواهد جایزه یک سایت سینمایی را اهدا کند؟ کدام جشنواره در این مملکت یادش مانده از جمشید ارجمند و محسن سیف و صلح جو و قوکاسیان و مرحوم علوی طباطبایی و جهانبخش نورایی دوایی و کاووسی و ایرج کریمی و گیتی که همگی گردن سینما و هنرمندان و مدیرانش حق دارند به وقتش و با احترام و عزت تجلیل کند؟ چه کسی در این مملکت، در این وانفسای چهره بازی و سلبریتی پرستی یاد پرتو مهتدی بود؟ جشن منتقدان در این سالها این کار را کرد.
تمام تلاشمان در این هفت سال این بود که همه چیز صادقانه باشد. حتی جشن های محقر هم می تواند صادقانه و معتبر باشد. فکر می کنم این صداقت خودش را نشان داده و فهمیده شده. هنرمندان دریافته اند که منتقدان و نویسندگان سینمایی قرار است به سینما کمک کنند. قرار است با تایید کردن ها و تایید نکردن هایشان به سینماگران راه درست را پیشنهاد کنند. قرار نیست آدرس اشتباه نشانشان دهند، قرار نیست با یک جایزه گولشان بزنند. قرار است سختگیرانه دوست سینما باشند. به گمانم این حسن نیت دارد فهمیده می شود.
 
در جشن هفتم مجموعا پنجاه نفر روی سن جایزه گرفتند. بیش از پنجاه نفر هم جایزه دادند، بیش از پنجاه نفر از چهره های کاملا شناخته شده هم فقط تماشاچی بودند و برای همکارانشان کف زدند.
برخی می گویند برنامه مان طولانی بود و ریتمش کند بود و از این دست انتقادات. تا حدی درست می گویند. اما آقای پوراحمد نازنین! سالی چندین بار منتقدان خوشان را مجبور میکنند خیلی از فیلم های نازل همکاران شما را بیینند و تحمل کنند تا بتوانند وظیفه رسانه ای شان را به انجام برسانند. خیلی هایش خسته کننده است. شما هم سالی یکبار چند دقیقه ریتم کند ما را تماشا کنید چه می شود؟ اگر سه ساعت و نیم برنامه برای دو جشن مجزا که اجبارا یک کاسه شده، با پنجاه جایزه، طولانی است پس جشنواره ای که اختتامیه اش همزمان با جشن منتقدان برگزار شد و هفت ساعت بطول انجامید نامش چیست؟
تازه ما بلد بودیم مثل سالهای پیش برنامه موسیقی وسط جشن بگنجانیم یا کلیپ های پرتعداد بسازیم. مراعات وقت را کردیم وگرنه در سالهای پیش امثال شهرام ناظری و رضا یزدانی و نوربخش و مرحوم ذوالفنون در جشن ما برنامه داشته اند. اما امسال فشرده ترین حالت را انتخاب کردیم شد این!
القصه. جشن ما کاری است گروهی که شورای مرکزی هر دوره، مجری آن است. دبیر این دوره جشن علی علایی و دبیر این دوره جشنواره مطبوعات سحر عصرآزاد با همکاری دیگر اعضای شورای مرکزی با دشواری فراوان این جشن را به خیر و خوشی به سرانجام رساندند. بی انصافی است اگر اینهمه امتیاز و  شیرینی های جشن را به کاستی های کوچک بفروشیم.
ضمنا آقای طالبی نژاد عزیز به ریتم برنامه نقد داشتند و گفتند منتقدان ریتم را نمی شناسند. طبعا چون ایشان یک فیلم هم ساخته اند این را بهتر از همه ما درک می کنند. اما من به صحبت ایشان یک اعتراف اضافه می کنم. اینکه خیلی از ما منتقدان ظاهرا علاوه بر ریتم، انصاف را هم درست نمیشناسیم.
من شاید تنها بازمانده جشن اول منتقدان در سال هشتاد و پنج هستم که در هفت دوره جشن مستقیما مشارکت داشته ام و میتوانم شهادت دهم که هرسال اشتیاق هنرمندان به دیده شدن در این جشن بیشتر شده و کیفیت جشن، به اعتبار انتخابهایش و صحت و سلامتش و به صمیمیت و گرمی اش سنجیده شده و نه فقط به شکل و ظاهرش. البته هرگز مدعی نبوده ایم این جشن کم نقص است و به شدت باید تلاش کنیم کاستی هایش را سال به سال کمتر کنیم و درپی بهبود آن چه در شکل اجرا و چه در شیوه داوری باشیم.
اما یادمان باشد آیه ای نازل نشده که منتقد لزوما باید تلخ زبان و بی انصاف باشد. بی انصافی را از خودمان دور کنیم، حتی اگر شغلمان انتقاد است. همین.

این یادداشت در همشهری جوان  5 بهمن ماه به چاپ رسیده است.

-------------

هفتمین مهر تایید بر پیشانی منتقدان سینما
 
کیوان کثیریان
 
هفتمین جشن انجمن منتقدان سینما درحالی برگزار شد که باز هم مشکل مالی، برگزاری این جشن را شش ماه به تعویق انداخته بود. اگرچه همزمانی با برگزاری جشنواره «جام جم» می توانست تهدیدی برای برگزاری جشن یک نهاد صنفی باشد اما این همزمانی چیزی را به ما ثابت کرد و آن جایگاه والای منتقدان نزد هنرمندان و تعامل مثبت این دو قشر بود. کمیت و کیفیت بی نظیر میهمانان شرکت کننده در این جشن غافلگیر کننده بود. بی شک این تعامل در یک روند حرفه یی شکل گرفته است و انجمن منتقدان خرسند است که توانسته این رابطه را به حرفه یی ترین شکل ممکن ایجاد کند و مغلوب مشکلاتی مثل مشکلات مالی و مدیریتی و... نشود. هر سال این جشن با شکوهی بیشتر از سال قبل برگزار می شود و پشتوانه این شکوه، پول یا رابطه نیست. به زعم ما سیستم رای گیری برای انتخاب بهترین ها یکی از دلایلی است که توانسته این جشن و جوایز آن را برای منتقدان و مهم تر از آن برای سینماگران حایز اهمیت کند. ما پیش تر یک هیات داوران پنج یا هفت نفره داشتیم. دو سال است که سیستم «آکادمی» و آرای با کمیت بالاتر را جایگزین آن کرده ایم تا نقش سلیقه به حداقل برسد. شاید این شیوه رای گیری، برای چنین جشن و جایزه یی به عدالت نزدیک تر باشد. آرای حدود 100 منتقد جمع آوری می شود و این محاسبات ریاضی است که در نهایت برندگان را مشخص می کند. در چنین سیستمی دیگر اهمیتی ندارد که یک هنرمند دو سال متوالی یک جایزه را بگیرد یا حتی در یک روز دو یا سه جایزه در رشته های مختلف دریافت کند. این شاید برای کسانی که عادت به روال تعارف یا نوبت یا رودربایستی دارند، در بدو امر خوشایند نباشد، اما از برخورد هنرمندان و بازخورد هر ساله جشن می بینیم که تعاملی به غایت حرفه یی و دوستانه برقرار شده است. ما به منزل هیچ فیلمساز و بازیگری اتومبیل نمی فرستیم، هیچ کس از ما قول رفتن روی سن نمی گیرد، هیچ کس انتظار ندارد حضورش روی آرای سال بعد تاثیر بگذارد، ما هیچ تلاشی برای ایجاد رابطه یی فراتر از رابطه درست حرفه یی و جایگاه هایمان نمی کنیم. ما در جایگاه منتقد ایستاده ایم و آنان در جایگاه خود به عنوان هنرمند. هرکسی باید بتواند کارش را درست انجام دهد. برگزاری این جشن در نهایت به همه ما نشان داد که منتقد، مقابل فیلمساز نیست. ما باید بتوانیم به سینما کمک کنیم و روی هم تاثیر مثبت بگذاریم. ما از فیلمساز فیلم «خوب» می خواهیم و فیلمساز می داند که نمی تواند منتقد سینما را نادیده بگیرد و بگوید نقد او و نظر او برایش اهمیتی ندارد. این جشن ها نشان می دهد که توانسته ایم تصویر بهتری از منتقد به جامعه سینما نشان دهیم. تصویر بهتر، یعنی تصویر حرفه یی تر. تصویری که می گوید، منتقد فیلم خوب و بازی خوب و فیلمبرداری خوب را می بیند. تصویر بهتر یعنی اینکه ما دشمن هنرمند نیستیم و نیامدیم تا مچ کسی را بگیریم یا حالش را. شاهد ما اتفاقاتی است که در خود این جشن ها می افتد و بارها تبدیل به جایی شد برای آشتی ها و دست دوستی دادن ها و تجلیل ها و تشکرها و سخنان خوشایند و مطبوع. خوشحالیم که امسال برای هفتمین بار هنرمندان بزرگی را در کنارمان داشتیم آنها که گاه با همه اعتبار خود، نه تنها منتقدان را در سنگر مقابل خود نمی بینند بلکه از تایید شدن توسط منتقدان به خود می بالند. ما اعتبارمان را از یکدیگر می گیریم و اصالت این اعتبار زمانی است که این ارتباط از همه مناسبات غیرحرفه یی دور باشد. هفتمین جشن منتقدان برگزار شد و ما خوشحالیم. خوشحال از اینکه هنرمندان به منتقدان اعتماد دارند و خوشحال از اینکه برای هفتمین بار درستی مسیری که می رویم تایید شد.

لینک روزنامه اعتماد 28 دی 92

/ 0 نظر / 17 بازدید