تدبیر و امید و کلید؛ هرکدام سهم کیست؟

تدبیر و امید و کلید؛ هرکدام سهم کیست؟

کیوان کثیریان

یک.با تمام انتقادی که به عقب نشینی های مدیران فرهنگی در اکران برخی فیلم ها دارم معتقدم حجت الله ایوبی انسان شریف، سلیم النفس، با سواد، محترم و در مجموع، مدیر فرهنگی خوبی است، روش های مدیریتی مخصوص خودش را دارد که البته بعضی هایش را به هیچ وجه نمی پسندم، نظیر برخی انتصاب های شبیه حق السکوت برای عناصر دولت قبل و برخی مسامحه ها و اغماض ها و محافظه کاری ها و .. اما به گمانم او دو بدبیاری آورده؛ اولا دچار جناح مخالفی شده که از بی اخلاقی و بی تقوایی در ضربه زدن به او به عنوان نماینده دولت در سینما کم نمی گذارند و دوم آنکه ظاهرا حمایت و پشتیبانی کافی از سوی وزیر ارشاد را برای تصمیم گیریهای مهم ندارد، گرچه این، به هیچ وجه از سهم او از محافظه کاری ها و عقب نشینی های ویرانگر یکسال اخیر، نمی کاهد.
دکتر ایوبی بعد از مشکلات پیش آمده درباره اکران خانه پدری در فیسبوکش یک عذرخواهی یک سطری منتشر کرده است.
گذشته از آنکه عذرخواهی غیررسمی در فیسبوک چه جایگاهی دارد و چقدر می تواند فراگیر و اثرگذار باشد، به هرحال عذرخواهی یک مدیر ارشد، به معنای پذیرش کاستی و ضعف است و فی نفسه واجد ارزش. در عرصه مدیریتی کشور ما این اتفاق بسیار کمیاب است و معمولا مقصر، رانندگان هستند و خلبانان! فرض اولیه آن است که از سوی مدیران همه چیز به احسن وجه انجام شده و در هیچ وضعیتی ایرادی به عملکرد مدیر وارد نیست. طبعا در این اوضاع، هرگز نیازی به عذرخواهی مدیر احساس نمی شود.
دکتر ایوبی در صفحه شخصی فیسبوکش نوشته: "از همه کسانی که از فراهم نشدن زمینه های اکران فیلم خانه پدری در گروه هنر و تجربه آزرده خاطرند پوزش می طلبم. به امید روزهای بهتر برای سینمای پرافتخارمان."
اما نکته مهمی که در این میان وجود دارد استفاده از کلمه "امید" است. در خرداد 92 قرار بود سهم مردم از "دولت تدبیر و امید"، بخش "امید"ش باشد و سهم مدیران دولت، بخش "تدبیر"ش. حالا که آقای ایوبی هم متوسل به بخش "امید" شده اند، معلوم نیست چه کسی باید مشکلات را تدبیر کند؟! متاسفانه به نطر می رسد اخیرا کلید خیلی از درها توی جیب ایوبی و جنتی و حتی روحانی نیست.

دو.طبعا من فیلم های متقاضی جشنواره فیلم فجر را ندیده ام و خب فیلم اولی ها را هم به طریق اولی. ولی از شنیده های موثق چنین برمی آید که امسال وضع فیلم اولی ها بهتر از همیشه است و ظاهرا بیش از یازده فیلمی که از ابتدا مشخص شده، فیلم اولی شایسته داریم. این درست که همیشه تعداد زیاد فیلم های جشنواره مورد انتقاد بوده و بخصوص اضافه شدن تعدادی فیلم بعد از اعلام اولیه هم اتفاق خوبی نیست اما به گمانم سینمای ایران در دوره مهمی به سر می برد. نسل تازه سینمای ایران سربرآورده و به نوعی، دارد خود را به کلیت سینما تحمیل می کند. به هرحال اگر _و تاکید می کنم اگر_ تعداد فیلم های "خوب" فیلم اولی ها بیش از یازده تاست، چه اشکالی دارد که در بخش فیلم اولی ها تعداد بیشتری فیلم حاضر باشد. عدد یازده وحی منزل که نیست.
این را درحالی می گویم که همه می دانیم هرسال تعدادی فیلم با کیفیت پایین، به صورت "سهمیه ای" و تنها بخاطر مضمونشان اتوماتیک وارد جشنواره می شوند و جای بقیه فیلم ها را تنگ می کنند. قطعا مقصودم تعارف کردن و شلوغ کردن جشنواره با فیلم های ضعیف و متوسط و راضی کردن همه نیست اما بالاخره یکی از اهداف جشنواره فجر هم دیده شدن فیلم های خوبی است که در طول سال تولید شده. اگر _ و تاکید می کنم اگر_ تعداد فیلم های خوب اول بیش از یازده تاست، بهتر است جشنواره تعداد بیشتری از فیلم های اول را بپذیرد و نمایش دهد. به هرحال نوآمدگان و جوانان نسل چهارم، سرمایه های امروز و آینده سینمای ایرانند و مهم ترین وظیفه جشنواره فیلم فجر می تواند حمایت از دیده شدن فیلم های خوب این نسل باشد.

این یادداشت در روزنامه مردم امروز 14 دیماه 93 به چاپ رسیده است

/ 0 نظر / 15 بازدید