غائله فارابی و ادامه ماجرای مستقل بودن

غائله فارابی و ادامه ماجرای مستقل بودن

کیوان کثیریان
یک. خب از قدیم گفته اند ضمیر، مرجعش را پیدا می کند. یادداشت هفته گذشته در همین ستون درباره مفهوم مستقل بودن، خودش مرجعش را یافت و برخی دوستان را به واکنش واداشت. عجیب ترین نکته ای که در آن واکنش به چشم آمد این بود؛ "متاسفانه" یادداشت رییس انجمن منتقدان در روزنامه دولت منتشر شد.
البته معلوم نیست دوستانی که نوشتن در روزنامه ایران متعلق به دولت یازدهم را جرمی نابخشودنی قلمداد می کنند و نشانه ای از وابستگی می دانند، نظرشان درباره سابقه عضویت در اتاق فکر جشنواره های فجر دوران دولت دهم و انتشار بولتن در دولت قبل از آن چیست، یا درباره ستون نویسی در روزنامه دستیار ویژه رییس جمهور پیشین و روزنامه شهرداری چه می گویند یا نوشتن در مجله فلان نهاد و بهمان جشنواره دولتی و البته موارد و قراردادهای دیگری که نیازی به یادآوری آن نیست را چگونه توجیه می کنند. حافظه جمعی را دست کم نگیریم بهتر است. درباره مفهوم استقلال از نظر خودم در یادداشت هفته گذشته، روشن و صریح نوشتم و نیازی به توضیح واضحات نیست. اگر عده ای نمی خواهند بفهمند از دست کسی کاری برنمی آید.
دیگر آنکه بدیهی است بنده به عنوان یک شخص حقیقی که بیست و اندی سال است می نویسم، تنها نظرات خودم را بیان و منتشر می کنم و مواضعم درباره موضوعات و فیلمها و فعالیت هایم به عنوان روزنامه نگار یا منتقد کمترین ارتباطی با مواضع حقوقی انجمن منتقدان و مسوولیتم در آنجا ندارد. فهم این معنای ساده اصلا سخت نیست، نیازی به هوش ویژه هم ندارد و البته خدا کسانی که خود را به تجاهل و تغافل می زنند، شفا دهد. ضمنا به عنوان روزنامه نگار هرجا که تشخیص بدهم می نویسم و در روزنامه ایران هم با سربلندی یادداشت هایم را ادامه خواهم داد.
***
دو. تغییرات بنیاد سینمایی فارابی و موسسه رسانه های تصویری باعث بروز سوء تفاهم ها و اختلاف نظرهای زیادی _حتی میان مدیران سینمایی_ شده. بنظر می آید بخش اعظم این سوء برداشت ها به اطلاع رسانی ناقص و ناکافی دراین باره بازمی گردد. شاید اگر تغییرات یک بنیاد مهم سینمایی با سی و اندی سال سابقه، جدی تر و روشن تر به اطلاع افکار عمومی سینما می رسید و فرصت طرح نظرات مختلف به افراد و گروه های صاحبنظر داده می شد، تغییرات، دقیقتر و کارشناسی تر اتفاق می افتاد. نگرانی اهالی سینما برای سرنوشت بنیاد فارابی که هم نامی شناخته شده در عرصه بین المللی است و هم طی این سه دهه کارکردهای متعدد و پرشماری در سینمای ایران داشته، طبیعی است. اینکه مدیریت سینمای کشور تصمیم به کوچک سازی و چابک سازی و یا تغییر در ماموریت زیر مجموعه و اجزای خود بگیرد هم طبیعی است. اما استفاده از نظرات مشورتی و کارشناسی در تصمیم گیری های مهم نشانه قوت مدیر و استفاده از ظرفیت نقادی رسانه ها در پیشگیری از خطاهای احتمالی هم هنر مدیر است.
شاید منطقی ترین تصمیم در این باره می توانست متمرکز کردن بنباد فارابی روی فعالیت برون مرزی و اصلاح اوضاع نابه سامان عرضه و اکران جهانی و ارتباطات بین المللی سینمای ایران باشد. مسوولیت اکران فیلم های خارجی در ایران _که به اشتباه، سالهاست متوقف شده_ را می شد به فارابی سپرد. از این رو با به کارگیری کارشناسان "به روز" و آشنا به مسایل بین المللی سینما، شاید بشود برای تکرار روزهای خوب سینمای ایران در جهان گام های تازه ای را برداشت.

لینک در روزنامه ایران/ دوشنبه اول دی 93

/ 0 نظر / 17 بازدید