درباره نمايش "شكلك" به كارگرداني كيومرث مرادي

 "حسن آقا شكلكت" کو؟

 

نمايش «شكلك» علاوه بر همه معايب و محاسنش يك اشكال عمده دارد كه اين اشكال هم در عرصه متن و هم در كارگرداني خود را نشان داده و آن انتخاب بازيگر نقش حسن شكلكي است. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 انتخاب "احمد ساعتچيان" به عنوان بازيگر نقش «حسن»- فارغ از توانائي‌هاي انكار ناشدني او-  انتخاب خطايي است. حسن شكلكي آن طور كه از اطلاعات نمايشنامه بر مي‌آيد يك نوچه درجه دوم براي شعبان بي‌مخ است و اين شخصيت قاعدتا بايد دليلي براي پيشرفت نكردنش در جمع جاهلان داشته باشد، عيبي، علتي و يا ضعفي! 
اما حسن شكلكي كه روي صحنه مي‌آيد، صداي غرا ، هيكل بي‌نقص ، جذبه‌ ،
 تيپ و چهره گيرايي دارد .  با اين هيبت حسن شكلكي خودش مي‌تواند يك شعبان بي‌مخ حسابي باشد. 
حتي اطلاعاتي كه خود متن در معرفي اين كاراكتر به ما مي‌دهد با آنچه مي‌بينيم همخواني ندارد. "عاليه كچل" - همسر حسن - جايي در غياب او وقتي مي‌خواهد مسخره بازي و لودگي در بياورد مي‌گويد: «من خوب
بلد نيستم، حسن خوب بلده، وقتي شكلك در مياره و مجلس گرم مي‌كنه از خنده روده بر مي‌شي» (نقل به مضمون). اما حسن كه وارد مي‌شود آنقدر جدي و كلاسيک  طراحي شده كه اصلا به مخيله كسي نمي‌رسد، كه چنين آدمي بتواند مجلس گرم كند و با لودگي و مسخرگي امرار معاش كند. 
اسم نمايش «شكلك» است و نام كاراكتر اصلي «حسن شكلكي». اما شكلكي در شخصيت حسن ديده نمي‌شود. اين شخصيت در طول نمايش پرده‌خواني و نقالي مي‌كند، معركه مي‌گيرد اما شكلك در نمي‌آورد. 
حالا اين كه اصلا چرا پرده خواني و نقالي و معركه‌‌گيري مي‌كند به كنار، ولي مهم آن است كه آنقدر متشخص و با
هیبت و  جذبه است كه شكلك و ادا و لودگي جايی ندارد . از همين روست كه وقتي دست به سينه جلوي شعبون خان فرضي مي‌ايستد نمي‌توان باورش كرد. 
هر چه پانته‌آ بهرام قالب‌هاي تكراري‌اش را مي‌شكند و از هيچ حركتي براي درآمدن نقشش ابا ندارد، احمد ساعتچيان يخ‌هاي بدنش را آب نكرده و تنها با تعويض لباس انتظار دارد، ذهنيت تماشاگران را نسبت به خود عوض كند. به نظر مي‌رسد كارگردان نيز تلاش چنداني براي شكستن اين قالب هميشگي، آزار دهنده و مضر ساعتچيان به خرج نداده، چرا كه به سادگي مي‌شد با چند تمهيد ساده اين نقيصه نه چندان كوچك را رفع كرد.«حسن» حتي با بازي "احمد ساعتچيان" مي‌توانست يك نقص بدني و فيزيكي كوچك داشته باشد. مثلا «تك زباني» حرف بزند، يا يك لكنت ساده و جزيي داشته باشد، يا يك چشمش معيوب باشد، يا كمي پايش بلنگد و نقايصي از اين قبيل. همچنين شخصيت "حسن" در نمايش مي‌توانست با چند حركت ساده، بخش لوده و «شكلكي» شخصيتش را تامين كند. گرچه تنها يك بار موقعي كه حسن چادر به سر مي‌كند اين اتفاق مي‌افتد ولي قدر مسلم
این بسيار ناكافي است. 
به اين ترتيب «حسن شكلكي» حتي با بازي ساعتچيان مي‌توانست به آنچه در متن تصوير شده نزديكتر باشد و دلائل اينكه «حسن» يك نوچه بي‌اهميت، ‌فراموش شده و درجه چندم است را نيز پوشش دهد. «حسن» تنها در صورتي كه نحيف يا دچار نقص باشد، مي‌تواند در جمع جاهلان در حاشيه قرار گيرد و به حساب نيايد والا جاهلي اينچنين حتما بايد يا خود شعبون خان باشد، يا معاون اول او! 
انتخاب بازيگر، اولين برهه‌اي است كه كارگرداني آغاز مي‌شود و اولين قدم كارگردان در «بازنويسي متن» و ارائه قرائت جديد او از نمايشنامه است. كارگردان نمايش، گويا خود را مجبور و محدود به احمد ساعتچيان كرده و اين براي كارگرداني مثل مرادي امتياز مثبتي نيست. آدم‌هاي حرفه‌اي مثل آقاي احمد ساعتچيان و مرادي هم بايد بدانند  مي‌توان فرض را بر اين گذاشت كه، قرار نيست تمام نقش‌هاي
دنیا به فيزيك و صداي احمد ساعتچيان بيايد و قرار نيست احمد ساعتچيان براي تمام نقش‌هاي عالم مناسب باشد.

 

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
aria

سلام آقا کيوان.مطلب جالبی نوشتی.راستی تو هفتم يه سری مطلب در اين باره نوشته. وبلاگ درجه يکی داري.موفق باشی.