حقوق و تکالیف متقابل منتقد و فیلمساز + یادداشتی درباره سینمای مستند

حقوق و تکالیف متقابل منتقد و فیلمساز
کیوان کثیریان

خب به نظر من امسال هم فیلم های بعضی از کارگردانان نسل اولی سینما کما فی السابق بد بود. گفتم به نظر من، چون می دانم چندتایی از همکارانم به هر دلیل از طرفداران این فیلم ها -تصحیح میکنم؛ طرفداران این کارگردان ها- هستند. اما بازخوردهای فیلمهایی از این دست نشان می دهد که کماکان این کارگردانان معتبر و محترم دوران افت خود را سپری می کنند. دورانی که معلوم نیست پایانی داشته باشد یا نه. اگر از من بپرسید، من هم مثل همه علاقه مندان سینما آرزو دارم همه فیلمسازان دنیا فیلم های خوب بسازند از جمله مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی و کیومرث پوراحمد. آخر کدام آدم شیرین عقلی دوست دارد کارگردانان بزرگ کشورش فیلم بد بسازند؟
البته هر کارگردان بزرگی در دنیا فیلم بد هم در کارنامه دارد، اصلا هر کارگردانی حق دارد فیلم بسازد و فیلم بد بسازد. مخاطب  هم حق دارد فیلم را دوست داشته باشد یا نه. حق دارد سالن را ترک کند یا نه. و هر منتقدی هم حق دارد روی فیلم نقد ستایش آمیز بنویسد یا نقد منفی و یا حتی تنفرآمیز! اینها حقوق متقابل فیلمساز و مخاطب و منتقد است. همه این حقوق هم باید از سوی همه به رسمیت شناخته شود و محترم دانسته شود.
حالا اینکه منتقد برای فیلمساز تعیین تکلیف کند که فلانی تمام شده و دیگر نباید فیلم بسازد، به گمان من راه را به خطا رفته. فیلمسازی هم که دهانش را به توهین نسبت به منتقدان باز می کند کار بسیار اشتباهی مرتکب می شود. فیلمسازی که جرات ارایه اثرش را دارد، باید بتواند نظر مخالف فیلمش را تحمل کند. این دیگر دلبخواه نیست، تکلیف است. همانطور که منتقد و مخاطب می توانند از فیلم خوششان نیاید و فیلم را رها کنند و بروند دنبال کار و زندگی شان، فیلمساز هم اگر دوست ندارد، می تواند نقدها را نخواند و جدی نگیرد. لزومی ندارد حالش بد شود و بعدش هم هرچه دلش می خواهد نثار منتقدان کند.
من اگر فیلمساز بزرگی بودم که کلی فیلم ماندگار ساخته و حالا در سنین بالا فیلم هایم به هر دلیل بد و ضعیف از آب درمی آمد و اصرار هم داشتم هرسال فیلم بد بسازم، سعی می کردم از منتقدانی که یا از سر مرام و معرفت، یا به هر دلیل دیگری تلاش میکنند من و فیلمم را حمایت کنند تشکر کنم ولی چندان جدی شان نمی گرفتم. سعی می کردم با استفاده از بازخوردهای اکثریت مخاطبان و منتقدان، به نظراتشان فکر کنم و اگر لازم است خودم را اصلاح کنم. اگر هم دلم نخواست خودم را اصلاح کنم و یا توان و خلاقیتش را نداشتم، سعی می کردم چشمم را بر واقعیت نبندم و البته تحملم را هم بالا ببرم. آخر کسی وظیفه ندارد از فیلم بد من تعریف کند، حتی اگر کوپولا باشم یا اسپیلبرگ و اسکورسیزی.
به هرحال گاهی - و نه همیشه - سن و سال در فیلمسازی مهم است. همه که کلینت ایستوود نمی شوند که در نود سالگی، توان و خلاقیت شان در اوج بماند. همه دوران افول دارند؛ حتی اسپیلبرگ و کوپولا. آنها پدرخوانده ها و ءی تی و هامون و گوزن هایشان را ساخته اند و ستایش ها را به موقعش از منتقدان گرفته اند. توقع چهارستاره گرفتن برای فیلمهای بد و متوسطشان را هم ندارند. حق هم ندارند فراموش کنند بخشی از اعتبارشان را مدیون تمجیدهای همین منتقدان هستند. ما منتقدان هم حق نداریم فیلم های خوبشان را فراموش کنیم و نباید کارنامه شان را نادیده بگیریم. البته گمان می کنم در هرشرایطی کف و سوت و تمسخر توی سالن نمایش کار منتقد نیست.
به زعم من بزرگترین دشمن فیلمسازان، منتقدانی هستند که از فیلم های بد آنها تعریف می کنند. دلم به حال آن فیلمسازی می سوزد که فریب ستایش های نابه جا را می خورد و البته به حال آن منتقدی که آدرس اشتباه می دهد.

 این یادداشت در شماره شش روزنامه آسمان پنجشنبه اول اسفند 92 به چاپ رسیده است.

--------------

 

پتانسیل عظیم سینمای مستند

کیوان کثیریان

 اگر برای سینمای مستند نقش و کارکرد مهم «ثبت کردن زمانه» را قایل باشیم و سهم مخاطب و اکران و فروش را نادیده بگیریم باید اعتراف کرد سینمای مستند ایران بسیار موفق تر از سینمای داستانی عمل کرده است. مجموعه سینمای مستند ایران چه در برهه هایی که دچار محدودیت های بیشتری بود و چه در هنگامی که مستندسازان احساس آزادی بیشتری می کردند، تلاش کرده همواره نقش تاریخی خود را ایفا کند. ثبت پدیده ها، رویدادها، آدم ها و مکان ها با نگاهی که مبتنی بر پژوهش است و نگاهی که بر اساس مسوولیت اجتماعی بنا شده و نشانی از انفعال ندارد، به برخی مستندسازان وجهه فعال اجتماعی هم داده است. به گمانم امسال از سال های خوب سینمای مستند ما است. کمیت و کیفیت قابل تامل مستندها و تنوع موضوعی مستندها چشمگیر است. ساخته شدن ده ها مستند در حوزه های مختلف، نشان از آن دارد که مستندسازان به هر گوشه سرک می کشند و کمتر سوژه دندانگیری از دست شان در می رود. اما سینمای مستند با همه قدرت و نفوذ بالقوه، مشکلات مخصوص به خودش را هم دارد. فیلم مستند در حال حاضر هیچ امکانی برای نمایش عمومی ندارد. جشنواره سینماحقیقت و یک بخش فرعی در جشنواره فجر به همراه نمایش های محدود در سینماتک ها و فرهنگسراها تنها امکان دیده شدن فیلم های مستند هستند و از این بابت عملامی شود گفت فیلم مستند در سینمای ایران اکران نمی شود. به هرحال سینمای مستند، بالذات سینمای مخاطب خاص و محدود است. اختصاص چند سینما و سالن به نمایش فیلم های مستند در نقاط مختلف شهر تهران و البته سراسر کشور می تواند علاقه مندان سینمای مستند را به سینماها بکشاند و چرخه اقتصادی سینمای مستند را کمی تکان دهد. تا آن وقت سینمای مستند نیاز به حمایت بی قید و شرط و بی چشمداشت بخش دولتی است اما مهم ترین امکان برای عرضه و نمایش فیلم مستند در اکثر کشورهای جهان، تلویزیون است. طبعا در ایران نیز باید چنین باشد. در ایران شبکه یی به نام مستند داریم و این امکان مهمی است، اما عملااین شبکه بیشتر، تولیدات خود را به نمایش می گذارد. یکی دیگر از بهترین راه های عرضه فیلم های مستند، شبکه نمایش خانگی است. در این بخش هم هیچ برنامه ریزی اصولی برای خرید و عرضه مستند وجود ندارد. در بخش تولید هم سینمای مستند دچار مشکلات فراوان است. معمولامرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که متولی سینمای مستند است، بودجه محدودی به برخی فیلم ها اختصاص می دهد که تازه شیوه توزیع همان بودجه اندک میان متقاضیان نیز محل تامل فراوان است. در مجموع مقایسه هزینه های سینمای مستند با هزینه یی که در سینمای حرفه یی صرف می شود اساسا شوخی تلخی است. بسیاری از فیلم های مستند با هزینه های بسیار مختصر ساخته می شوند و بسیاری از آنها هم از تولیدات مراکز صدا و سیما هستند. سینمای مستند به دلیل نسبت مستقیم با واقعیت و ماهیت انتقادی آن، در بسیاری مواقع، حساسیت های مضاعفی را از جهات گوناگون تحمل می کند، اما بخش اعظم سینماگران مستند در سخت ترین شرایط نیز شرافتمندانه و مسوولانه کارشان را انجام داده اند. شک ندارم سینمای مستند در صورت عرضه درست، مخاطبان و علاقه مندان پرشماری خواهد یافت و با توجه به پتانسیل عظیم سینمای مستند و قرابتش با واقعیت، نظر بسیاری از مردم کوچه و بازار را به خود جلب خواهد کرد. فراموش نکنیم یکی از مهم ترین دلایلی که برای اقبال کم مردم به سینما و تماشای فیلم های ایرانی ذکر می شود دوری فیلم ها از واقعیات روزمره مردم است: خلئی که سینمای مستند به راحتی می تواند آن را پر کند.

روزنامه اعتماد 12 بهمن 92

/ 0 نظر / 20 بازدید