Image and video hosting by TinyPic

نگاهي به فيلمنامه ملاقات با طوطي

سوراخ سنبه‌هاي پرشمار

فيلمنامه‌نويس: عليرضا داودنژاد (بر اساس طرحي از قدرت‌الله صلح ميزايي)، كارگردان: عليرضا داودنژاد، بازيگران: محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتي، ميترا حجار، تهيه‌كنند‌گان: حسن توكل نيا و عليرضا داودنژاد

يك مرد بي‌گناه ـــــ مجيد ـــــ به اتهام قتل حسابدار شركت پدرزنش به اعدام محكوم شده است. همسرش ـــــ نسيم ـــــ كه مشاور بهزيستي است، با كمك گرفتن از سه زن گانگستر و يك مرد خشن ـــــ صابر ـــــ تصميم مي‌گيرند در راه انتقال زنداني از ورامين به تهران، به اتومبيل حامل مجيد شبيخون بزنند و او را آزاد كنند. آنها پيش از اين توسط صابر آموزش نظامي مفصلي مي‌بينند و با دستبرد زدن به گاوصندوق فروشگاه پدر نسيم 100 ميليون مي‌دزدند و به عنوان حق‌الزحمه به صابر مي‌دهند. سرانجام، با اجراي نقشه‌شان مجيد را آزاد مي‌كنند. در پايان معلوم مي‌شود كه قاتل اصلي همان صابر بوده كه ظاهراً به دستور يك پدرخوانده به نام طوطي اين قتل را انجام داده و در پايان نيز كشته مي‌شود.

*******

نمي‌دانم اين كه بنشينيم و درباره فيلمنامه فيلمي حرف بزنيم كه اصولاً با نيت ايجاد جذابيت‌هاي ظاهري و با اميد به فتح گيشه ساخته شده، چقدر موضوعيت دارد. نمي‌دانم وقتي قرار است چهار تا زن بزك شده با پوششي كاملاً «فرا امروزي!» و سكناتي به غايت متفاوت از جنس جامعه امروز ما، مسلسل به دست بگيرند و گانگستر بازي دربياورند، اصلاً جايي براي بررسي فيلمنامه مي‌ماند يا نه! فكر مي‌كنيد خود عليرضا داودنژاد ـــــ كه در توانايي‌اش در فيلمنامه‌نويسي نمي‌توان شك كرد ـــــ با خواندن مطلبي در باب مثلاً تحليل شخصيت‌هاي فيلمنامه ملاقات با طوطي شگفت‌زده نخواهد شد؟

وقتي قرار باشد چهار تا بازيگر را بياوريم، رنگ‌آميزي كنيم، سيگار و اسلحه دستشان بدهيم و بر و رويشان را به رخ بكشيم، من بيايم و بپرسم چرا در اين فيلمنامه، آدم‌ها شناسنامه ندارند و ارتباط ميانشان مبهم و سؤال برانگيز است؟ شما باشيد به من نمي‌خنديد؟!

فيلمنامه سوراخ سنبه‌هاي پرشماري دارد و سؤالات زيادي پس از پايان فيلم در ذهن باقي مي‌ماند. سؤالاتي نظير اين كه اصلاً اين «طوطي» كه نامش به پيشاني فيلم هم راه يافته، كيست؟ طوطي چه ارتباطي با ماجراي قتل حسابدار دارد؟ او چرا تغيير قيافه مي‌دهد و چرا در اتاق كارش اين همه مانيتور دارد؟ اصلاً طوطي چكاره است؟! رابطه مجيد با ثريا چگونه بوده كه در انتهاي فيلم به آن اشاره مي‌شود؟ پدر نسيم در ماجراي قتل چه نقشي دارد؟ او چرا وسط جشن عروسي دخترش، اين گونه نگران و بي‌تاب است؟ نسيم و دوستانش چرا به مغازه پدر نسيم و گاوصندوق او دستبرد مي‌زنند؟ همسر صابر چرا كشته شده و چرا گاه و بي‌گاه روحش در فيلم بر صابر ظاهر مي‌شود؟ كاركرد روح اين زن در ماجرا چيست؟ [نگوييد نقش وجدان صابر را ايفا مي‌كند كه حالم بد مي‌شود!] فلسفه وجودي دست‌هاي بريده زن كه صابر در الكل قرار داده چيست؟ جريان آن جاسوييچي كه اتفاقاً كليد ماجرا هم هست چيست؟ اصلاً چرا آدرس طوطي داخل جاسوييچي است؟ رابطه اين چهار زن با يكديگر و انگيزه آنها براي درگير شدن در چنين ماجرايي چرا اين قدر نامشخص، مبهم و بدون‌ زمينه است؟ مگر دادگاهي كه مجيد را به اعدام محكوم كرده، نمي‌توانست با استفاده از منطبق نبودن نوع گلوله‌اي كه به بدن مقتول اصابت كرده (و از يك كلت شليك شده) با نوع اسلحه شكاري مجيد به سادگي به بي‌گناهي او پي ببرد؟ به نظر شما وقتي چهار تا زن با سر و وضع آن چناني را با وانت ببرند وسط ميدان تره‌بار كه با خنده و شوخي كدو و هندوانه بار بزنند و بعداً در ميدان تير، همه را بتركانند، جايي براي اين پرسش‌ها باقي مي‌ماند؟ وقتي قرار است اين چهار تا خانم كه همه يك پا رزمي‌كار حرفه‌اي‌اند، با يك مرد گنده كاراته بازي كنند و به نبرد تن به تن بپردازند، من بگويم كه شخصيت نسيم با آن سر و شكل محجبه و چادري در ابتداي فيلم چگونه به يكباره با آن سر و وضع گانگستري، مسلسل به دست مي‌‌گيرد و كاراته بازي مي‌كند؟! حالا با اين اوصاف انتظار داريد من گير بدهم به اين كه اصلاً چرا زنداني اعدامي را از كوره راه به آن خلوتي با چهار تا محافظ منتقل مي‌كنند؟ اصلاً چطوري گانگستر‌ها از مسير انتقال مجيد مطلع هستند و چرا اصلاً در همان زندان ورامين مجيد را اعدام نمي‌كنند و يا اصلاً چرا و چگونه متهم به قتلي كه در چيتگر (در شمال غربي تهران) اتفاق افتاده، از زندان ورامين (در جنوب شرقي تهران) سر درآورده است؟

به من نگوييد كه قرار بوده شخصيت‌ها و رابطشان در ملاقات با طوطي فانتزي باشند. نگوييد كه بعضي از اين سؤال‌ها وايرادها در فضاي يك فيلمنامه فانتزي جاي طرح ندارند. نگوييد كه ملاقات با طوطي قرار بوده گانگستر بازي را هجو كند و از اين طريق موجبات تفريح بيننده را فراهم آورد. اينها را نگوييد، چون خودتان مي‌دانيد كه اين طور نيست. خودتان هم ـــــ نمي‌گويم نمونه‌هاي خارجي ـــــ نمونه‌هاي ايراني نسبتاً موفق فانتزي، مثل موميايي 3 را ديده‌ايد. خودتان هم مي‌دانيد كه ملاقات با طوطي خيلي بيشتر از اين حرف‌ها جدي است كه بخواهد و يا بتواند چيزي را هجو كند. و پر واضح است كه اصلاً قصد خنداندن كسي را هم ندارد. اگر هم ديديد جماعتي حين تماشاي اين فيلم مي‌خندند، مطمئن باشيد يا منتقد و علاقه‌مند جدي سينما هستند و از سر شگفتي، غافل‌گيري و ناباوري به خنده افتاده‌اند و يا تماشاچياني هستند كه فيلم را جدي نگرفته‌اند و ترجيح داده‌اند آن را «سركاري» بدانند! آخر چه كسي باور مي‌كند نويسنده مصائب شيرين و كارگردان نياز به چنان وضعي دچار شود كه از جمع و جور كردن يك روايت ساده ناتوان باشد؟ داودنژاد آن قدر فيلمنامه پر ايراد، پريشان و مشوشي نوشته كه براي آن كه با خودم كنار بيايم و تمام ذهنيتم نسبت به توانايي‌هاي او به هم نريزد و ويران نشود، ترجيح مي‌دهم همان فرض معروف را درباره اين فيلم بپذيرم؛ داودنژاد تنها خواسته يك فيلم اكشن پرفروش بسازد تا با خيال راحت در سال‌هاي آينده چند فيلم خوب ديگر به كارنامه‌اش اضافه كند. ديگر نمي‌خواهد از من بپرسيد كه مگر داودنژاد بلد نبود به جاي يك فيلم «اكشن كم‌فروش بد» يك فيلم «اكشن پرفروش خوب» يا لااقل متوسط بسازد، چون واقعاً جوابش را نمي‌دانم. بگذريم ديگر! موافقيد؟


کیوان کثیریان
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

کیوان کثیریان


نویسندگان


آرشیو مطالب گذشته
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آبان ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱


Baznegar

لینک دوستان
لینک دوستان

فلوت سحرآمیز
کنسروحرفهاي من. نسیم قاضی زاده
صفحه اول مهم ترين روزنامه های جهان
چسب‌زخم - هادی‌مقدم‌دوست
باز نگار
کافه سايبر
فيلم نيوز
فیلمدونی
سي نت
آدم برفی ها
30 نما
سوره سينما
ایران فستیوال
سایت سینمایی پرشین استار
سينماي ما
اخبار هالیوود
قديمي ها
مرده نگار - عباس حبیبي
زن نوشت - پرستو دوکوهکی
کادوس - محمد مطلق
مجله فیروزه
مجله سی نت
خوشبختی...- محمدصالح‌علا
هفتان
بالاترین
تادانه - يوسف عليخاني
کافه انار - باقر تهرانی
لولیان - ليلي نيکونظر
روزانه - مهران بهروز فغانی
آزاده سهرابي
ايستگاه - رضا ولی زاده
آقازاده
چرک نويس - ندادهقانی
خبرنگار
هنوز
امیر مهدی حقیقت
خبرنگار ۲
یادداشت‌های‌نیک‌آهنگ کوثر
آق‌بهمن - بهمن‌دارالشفايی
media-beat - محمد‌رضا‌نوروز‌پور
حسن سربخشيان
مثل همه - يگانه خدامي
فيلم باز
نقطه، سرخط - شیما انتظاری
تحریریه خاموش -احمد جلالی
بهنام قلی‌پور
کافه تيتر - بهنام‌قلی‌پور.بی‌تاصالحی
محمدرضا شاهرخی نژاد
وب فتو -محمد توکلی
گرگ صابونی - مریم پالیزبان
بهروز مهری
حسن سربخشيان
علی آقاربيع
دجاوو - الهام طهماسبی
مسعود ده نمکی
نگاتیوهای سپید- احمد صبریان
طراحی گرافیک - علی بنام
گرگ بیابان - حسام مقامی کیا
ته خط - خسرو نقیبی
سیم آخر - حسین وحدانی
دل نوشته ها - امید نجوان
شُمال از شُمالِ غربی - محسن آزرم
کادوس - محمد مطلق
طراح گرافیک - حسین توکلی
عبور - چیستا یثربی
کبریا - چیستا یثربی
نقد فیلم - بهزاد دوران
مستغاثی دات کام - سعید مستغاثی
جن و پری
کوچه فرهنگ - سیدرضاصائمی
7تیر دات کام
سینمای ایران و جهان - امیررضا نوری پرتو
ماه هفت شب - بهاره رهنما
يادداشت هاي بي مخاطب - امید توشه
روزی روزگاری - حسن معظمی
خنده و فراموشی - ترانه عليدوستی
کلبه - شیده لالمی
مسعود بهنود
دکتر یونس شکرخواه
رو در رو - دکتر احمد توکلی
دکتر حسن نمك‌دوست
آخرین سکانس - فرهاد خالدار
فروغ من - ایلیا محمدی نیا
ماهی سیاه کوچولو - ساناز اقتصادی نیا
کافه وطن - بهنام صابر نعمتی
قلم های سرخ - امیر لعلی
غزلداستان - محسن فرجی
حرفه خبرنگار - فهیمه خضر حیدری
کتابخانه کوچک من
حرفهای یک جو
خرده خواب های خراب - مسعود بهارلو
سینما-امروز - محمد محمدیان
عشق سال های وبا - محمدعلی سعیدی
قلم های سرخ - امیر لعلی
ناصرمردانی
خبرآنلاین
برخورد خيلي نزديك - اسماعیل میهن دوست
سینما- محمد قنبری
سینما و دیگر هیچ
یک منتقد سینمای بیکار
دکتر سلام



لینک های روزانه
لینک های روزانه

ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ




  RSS 2.0