Image and video hosting by TinyPic

مخاطب

هفته نامه سروش ـ شماره۱۱۳۷

مخاطب ؛حلقه مفقود

کیوان کثیریان

 

 

مخاطب‌ سینما چه‌ می‌خواهد؟ این‌ جدی‌ترین‌ و کلیدی‌ترین‌ پرسش‌ سینمای‌ امروز ایران‌ است‌ که‌ پاسخ‌به‌ آن‌ ممکن‌ است‌ راه‌ برون‌رفت‌ سینما را از بحران‌ موجود نشان‌ دهد.
تمام‌ دغدغهِ سینما آن‌ است‌ که‌ مخاطبان‌ از دست‌رفتهِ خود را بازیابد و آن‌ها را به‌ سالن‌های‌ سینمابکشاند. اما ترغیب‌ مخاطب‌ نیاز به‌ شناخت‌ دارد؛ شناخت‌ توانایی‌ها و کاستی‌های‌ سینمای‌ ایران،شناخت‌ دقیق‌ ذایقهِ مخاطب، و شناخت‌ مضامین‌ مورد علاقه‌ و مورد نیاز او (که‌ ریشه‌ در باورهایش‌دارد)، و هم‌چنین‌ شناخت‌ وضعیت‌ اجتماعی، سیاسی‌ و مقتضیات‌ روز. در شرایط‌ حاضر سینمای‌ ما بامشکلات‌ بسیاری‌ دست‌ به‌ گریبان‌ است‌ که‌ شاید مشکلات‌ مدیریتی‌ و مشکل‌ تجهیزات‌ فرسودهِسینماها از مهم‌ترین‌ آن‌ها باشد.
ولی‌ آنچه‌ سینما را از "سبد خانوار" حذف‌ کرده، بحران‌ مضمون‌ است. سینماگران‌ ما کماکان‌ از مردم‌عقب‌اند. هنوز سلایق‌ مخاطبان‌ خود را نشناخته‌اند، هنوز مضامین‌ مورد علاقه‌ و نیاز آن‌ها را درنیافته‌اند؛در حالی‌ که‌ این‌ اصلا کار سختی‌ نیست. اکثر سینماگران‌ و تهیه‌کنندگان‌ ما هنوز گمان‌ می‌کنند ساخت‌ فیلم‌"دختر پسری" فروش‌ فیلم‌ را تضمین‌ می‌کند! هنوز بیش‌ترین‌ حجم‌ تولید سالانهِ سینمای‌ ایران‌ رافیلم‌های‌ ملودرام‌ عاشقانه‌ آن‌ هم‌ به‌ سطحی‌ترین‌ و کم‌مایه‌ترین‌ شکل‌ ممکن‌ تشکیل‌ می‌دهد. هنوزتلقی‌ برخی‌ تهیه‌کنندگان‌ ما از فیلم‌ جوان‌پسند، فیلم‌ عاشقانهِ خیابانی‌ است! در حالی‌ که‌ فروش‌ چند سالهِ اخیر این‌ نوع‌ فیلم‌ها پیامی‌ کاملا متفاوت‌ دارد. مخاطبان‌ سینما به‌ راحتی‌ و به‌ صراحت‌ سلیقهِ خود رااعلام‌ می‌کنند. موفقیت‌ و شکست‌ فیلم‌ در گیشه‌ واقعا معیار خوبی‌ برای‌ شناخت‌ علایق‌ مخاطبان‌ عام‌سینماست. اما سینمای‌ متکبر و مغرور ما بی‌ آن‌که‌ کاملا توانایی‌ آن‌ را داشته‌ باشد، می‌خواهد سلیقهِمردم‌ را به‌ میل‌ خود شکل‌ دهد و تمام‌ مردم‌ را آن‌چنان‌ که‌ خود تمایل‌ دارد به‌ سینما بکشاند؛ غافل‌ ازآن‌که‌ مجموعهِ سینما باید بتواند طیف‌ مخاطبان‌ متفاوتی‌ را در خود جای‌ دهد. سینماروهای‌ خاص، فیلم‌های‌ خاص‌ را می‌پسندند، ولی‌ آنچه‌ سینما را سرپا نگه‌ می‌دارد، اقبال‌ مخاطبان‌ عام‌ به‌ سینماست.هم‌ آنان‌اند که‌ بلیت‌ می‌خرند و وضعیت‌ اقتصادی‌ سینما را رونق‌ می‌بخشند. اگر به‌ عوام‌زدگی‌ متهم‌نشوم، می‌خواهم‌ ادعا کنم‌ که‌ غفلت‌ از مخاطب‌ عام، سینما را نابود می‌کند. مخاطب‌ عام‌ هم‌ برای‌دریافت‌ مفاهیم‌ عمیقه‌ به‌ سینما نمی‌آید! لطفا اشتباه‌ نشود! قطعا منکر لزوم‌ وجود اندیشه‌ در سینمانیستم. مخاطب‌ عام‌ سینمای‌ ایران‌ نیز همواره‌ نشان‌ داده‌ که‌ فیلم‌های‌ کم‌ارزش‌ به‌ لحاظ‌ کیفی‌ رانمی‌پسندد و از فیلم‌هایی‌ استقبال‌ می‌کند که‌ علاوه‌ بر جذابیت‌ واجد ارزش‌های‌ کیفی‌ حداقلی‌ نیزباشند. نگاهی‌ به‌ پرفروش‌های‌ سالیان‌ اخیر ثابت‌ می‌کند که‌ فیلم‌های‌ خالی‌ از ارزش‌های‌ هنری‌ یافیلم‌هایی‌ که‌ بخواهند مخاطب‌ را فریب‌ بدهند یا او را دست‌کم‌ بگیرند، محکوم‌ به‌ شکست‌ در گیشه‌اند.پس‌ سلیقهِ مخاطبان‌ سینمای‌ ایران‌ تا حدود زیادی‌ قابل‌ اعتماد است؛ و می‌ماند هوش‌ و ذکاوت‌سینماگران‌ در یافتن‌ موضوعات‌ مورد علاقهِ مخاطبان.
در یک‌ مجموعهِ سینمای‌ سالم‌ و آزاد، آنچه‌ باید دغدغهِ اصلی‌ باشد، مخاطب‌ است. سینماگران‌ ما در کنار تلاش‌ برای‌ خلق‌ آثاری‌ مفرح‌ و مخاطب‌پسند، می‌توانند به‌ فرهنگ‌سازی‌ و ارتقای‌ سطح‌ سلیقهِ مخاطبان‌ همت‌ گمارند، ولی‌ مخاطبی‌ که‌ قرار است‌ از سینما خوراک‌ فکری‌ بگیرد، ابتدا باید پایش‌ به‌سالن‌ سینما باز شود. پس‌ اصل، کشاندن‌ مخاطب‌ به‌ داخل‌ سالن‌ سینماست.
نگاه‌ ساده‌ای‌ به‌ جدول‌ فروش‌ سال‌های‌ اخیر نشان‌ می‌دهد که‌ تنوع‌ مضمونی‌ در سینمای‌ ایران‌چندان‌ مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ است‌ یا حداقل‌ متناسب‌ با استقبال‌ تماشاگران‌ نیست. در جدول‌ فروش‌سال‌ 1381، در میان‌ چهل‌ فیلم‌ اکران‌ شده، چهار فیلم‌ کودک، پنج‌ فیلم‌ کمدی، 21 فیلم‌ درام‌ اجتماعی‌ وخانوادگی‌ و عاشقانه، یک‌ مستند اجتماعی، یک‌ فیلم‌ مرتبط‌ با جنگ، یک‌ مستند داستانی‌ اجتماعی،چند درام‌ حادثه‌ای‌ و جنایی‌ و دو فیلم‌ با مخاطب‌ خاص‌ دیده‌ می‌شود. جالب‌ آن‌که‌ در میان‌ هشت‌ فیلم‌اول‌ جدول‌ فروش، که‌ بالای‌ دویست‌ میلیون‌ تومان‌ فروخته‌اند، دو فیلم‌ کمدی، یک‌ فیلم‌ کودک، سه‌ درام‌اجتماعی‌ و یک‌ درام‌ حادثه‌ای‌ به‌ چشم‌ می‌خورد. گو این‌که‌ هر سه‌ فیلم‌ با زمینهِ اجتماعی، در نوع‌ خودفیلم‌های‌ متفاوتی‌ به‌ حساب‌ می‌آیند.
نگاهی‌ گذرا به‌ آمار بالا نشان‌ از ناهماهنگی‌ عمیق‌ میان‌ خواست‌ مخاطبان‌ و فیلم‌های‌ ساخته‌شده‌دارد. به‌ عبارت‌ بهتر، "آنچه‌ ساخته‌ می‌شود" با "آنچه‌ دیده‌ می‌شود" همخوانی‌ ندارد.
"کلاه‌ قرمزی‌ و سروناز" با استفاده‌ از عروسک‌های‌ شناخته‌شده، محبوب‌ و امتحان‌ پس‌داده‌ به‌ فروش‌افسانه‌ای‌ 540 میلیون‌ تومان‌ رسید. "دختر شیرینی‌فروش" و "نان‌ و عشق‌ و موتور هزار" نیز با محمل‌کمدی‌ و خنده، مجموعا بیش‌ از 700 میلیون‌ تومان‌ فروختند، در حالی‌ که‌ از میان‌ این‌ همه‌ درام‌اجتماعی‌ و خانوادگی‌ و عاشقانه‌ تنها چهار فیلم‌ به‌ مرز دویست‌ میلیون‌ تومان‌ رسیدند و مجموعا کمی‌بیش‌ از نهصد میلیون‌ تومان‌ فروختند. سایر فیلم‌های‌ این‌ گروه‌ اغلب‌ حتی‌ به‌ رقم‌ فروش‌ صد میلیون‌تومان‌ نیز نرسیدند.
حال، سؤال‌ این‌جاست‌ که‌ با توجه‌ به‌ رویکرد مثبت‌ مردم‌ به‌ فیلم‌های‌ کمدی‌ و کودک، چراتهیه‌کنندگان‌ و سینماگران، باز هم‌ کم‌تر به‌ سراغ‌ این‌ مضامین‌ می‌روند؟ پاسخ‌ این‌ پرسش‌ را من‌ نمی‌دانم،ولی‌ چاره‌ای‌ نیست‌ مگر این‌که‌ بپذیریم‌ یا تهیه‌کنندگان‌ ما از پول‌ بدشان‌ می‌آید و یا این‌که‌ فیلم‌سازان‌ مابعضی‌ کارها را بلد نیستند!
گذشتهِ سینمای‌ ایران‌ به‌ ما می‌گوید که‌ هم‌ فیلم‌ساز کودک‌ خوب‌ داریم‌ و هم‌ کمدی‌ساز توانا. این‌که‌چرا آن‌ها به‌ ساخت‌ انواع‌ دیگر فیلم‌ها کشیده‌ شده‌اند پرسشی‌ است‌ که‌ من‌ باز هم‌ پاسخش‌ را نمی‌دانم،ولی‌ واقعا کیست‌ که‌ نداند بلیت‌ هر کودک‌ در سینمای‌ ایران‌ به‌ اندازهِ چهار پنج‌ بلیت‌ می‌ارزد؟ او به‌همراه‌ سایر اعضای‌ خانواده‌اش‌ به‌ دیدن‌ فیلم‌ خواهد آمد و این‌ برای‌ سینمای‌ ایران‌ موهبت‌ بزرگی‌ است.
اما آیا سینماگران‌ ما با اعلام‌ سلیقه‌ از سوی‌ مخاطب، گرایش‌هایشان‌ تغییر می‌کند؟ برای‌ مثال،موفقیت‌ فوق‌العادهِ "مریم‌ مقدس" در گیشه‌ و توفیق‌ این‌ فیلم‌ در ترغیب‌ خانواده‌ها به‌ سینما رفتن، چقدرگرایش‌ فیلم‌سازان‌ و تهیه‌کنندگان‌ را دست‌خوش‌ تغییر کرد؟
به‌ گمان‌ من، گرچه‌ این‌ روند کُند و دیر انجام‌ می‌شود، قطعا منتفی‌ نیست. تنوع‌ مضمونی‌ فیلم‌های‌اکران‌ شده‌ در سال‌ 82، کمی‌ تا قسمتی‌ قابل‌ تحمل‌تر از سال‌ 81 به‌ نظر می‌رسد. مرور فهرست‌ تولیدات‌سال‌ 81 (که‌ امسال‌ اکران‌ خواهند شد) نشان‌ از افزایش‌ تعداد فیلم‌های‌ کمدی‌ دارد، گرچه‌ کماکان‌ یا فیلم‌کودک‌ ساخته‌ نمی‌شود و یا فیلم‌های‌ موجود کودک، کاملا فاقد جذابیت‌های‌ مورد نظر مخاطبان‌ خودند.
تا این‌جای‌ کار، هجده‌ فیلم‌ ایرانی‌ در سال‌ 82 اکران‌ گرفته‌اند که‌ نه‌ فیلم‌ از تولیدات‌ سال‌ 80 و قبل‌ ازآن‌ بوده‌ و تنها نه‌ فیلم‌ از تولیدات‌ جدید سینمای‌ ایران‌ بر پردهِ نقره‌ای‌ نشسته‌ است.
از میان‌ این‌ هجده‌ فیلم، دو فیلم‌ کمدی‌ "دنیا" و "عروس‌ خوش‌قدم" با فروش‌ قابل‌ قبولی، صدرجدول‌ را اشغال‌ کردند. "واکنش‌ پنجم" و "خانه‌ای‌ روی‌ آب" نیز با فروشی‌ زیر دویست‌ میلیون‌ تومان‌ درمراتب‌ بعدی‌ قرار دارند. در میان‌ نه‌ فیلم‌ جدید اکران‌شده‌ در سال‌ 82 دو کمدی‌ با مایه‌های‌ عاشقانه، یک‌درام‌ خانوادگی‌ حادثه‌ای، یک‌ درام‌ فلسفی‌ (دیوانه‌ای‌ از قفس‌ پرید)، یک‌ کمدی‌ فانتزی، یک‌ درام‌عاشقانه‌ جوانانه، یک‌ فیلم‌ حادثه‌ای‌ و یک‌ فیلم‌ متفاوت‌ فرهنگی‌ با مایه‌های‌ قوی‌ طنز (فرش‌ باد) دیده‌ می‌شوند. این‌ تنوع‌ مضمونی‌ در مقایسه‌ با فیلم‌های‌ سال‌ گذشته‌ امیدوارکننده‌ به‌ نظر می‌آید. ساخته‌شدن‌فیلم‌هایی‌ همچون‌ "عطش" و یا "عروس‌ خوش‌قدم" حتی‌ اگر نفروشند یا فیلم‌های‌ چندان‌ برجسته‌ای‌نباشند، به‌ زعم‌ من‌ برای‌ سینمای‌ ایران‌ یک‌ گام‌ به‌ جلو محسوب‌ می‌شوند، چرا که‌ ساخته‌شدن‌ چنین‌فیلم‌هایی‌ یعنی‌ تجربهِ عرصه‌های‌ جدیدتر و متفاوت‌تر و فرار از آفت‌ "فیلم‌های‌ دختر پسری" درسینمای‌ ایران.
نگاهی‌ به‌ گذشته‌ و بررسی‌ استقبال‌ بی‌نظیر از فیلم‌هایی‌ همچون‌ "اتوبوس"، "خواستگاری"، "سفرجادویی"، "شتابزده"، "همسر"، "نان‌ و عشق‌ و موتور هزار"، "مرد عوضی"، "مومیایی‌ 3"، "جیب‌برها به‌بهشت‌ نمی‌روند"، "اجاره‌نشین‌ها"، "دختر شیرینی‌فروش" و... نشان‌ می‌دهد که‌ مردم‌ چقدر به‌ خنده‌اهمیت‌ می‌دهند و چقدر به‌ آن‌ نیاز دارند. این‌ مسئله‌ هم‌چنین‌ اثبات‌ می‌کند که‌ کمدی‌های‌ خوب،خواهند فروخت. البته، سال‌ 81 دو سه‌ نمونه‌ از فیلم‌های‌ کمدی‌ شکست‌خورده‌ نیز دیده‌ می‌شوند.حال‌ چرا سیاست‌گذاران‌ سینما حمایت‌های‌ فوق‌العادهِ خود را شامل‌ حال‌ فیلم‌های‌ کمدی‌ نمی‌کنند وچرا تهیه‌کنندگان‌ و سینماگران‌ تمایل‌ لازم‌ را نشان‌ نمی‌دهند، الله‌ اعلم!
مخلص‌ کلام‌ این‌که، سینمای‌ ایران‌ چاره‌ای‌ جز این‌ ندارد که‌ خود را با سلیقهِ مخاطب‌ هماهنگ‌ کند؛هم‌ برای‌ مخاطب‌ خاص ارزش‌ قایل‌ شود و هم‌ مخاطب‌ عام‌ را دریابد و باید بداند آنچه‌ اقتصاد سینما راسرپا نگه‌ می‌دارد، مخاطب‌ عام‌ است. سینمای‌ ایران، این‌ بضاعت‌ را دارد که‌ فیلم‌های‌ عامه‌پسند خوبی‌بسازد. سینمای‌ ایران‌ باید بتواند پاسخ‌گوی‌ نیازهای‌ مخاطبانش‌ باشد تا آن‌ها را به‌ سالن‌های‌ سینمابکشاند و برای‌ این‌ کار باید نیازها و علاقه‌مندی‌های‌ مخاطبش‌ را بشناسد. سینمای‌ ما اگر مخاطبش‌ رادرنیابد، او نیازهایش‌ را تنها در فیلم‌ خارجی‌ جست‌وجو خواهد کرد.
سینمای‌ ایران‌ تا حدودی‌ به‌ حضور جهانی‌ و به‌به‌ و چه‌چه‌ فرنگی‌ها هم‌ نیاز دارد، ملودرام‌ هم‌می‌خواهد، فیلم‌ پلیسی، جنایی، تاریخی، مذهبی، حادثه‌ای‌ و... هم‌ باید ساخته‌ شود، فیلم‌ فلسفی‌ هم‌همین‌طور، کمدی‌ و کودک‌ هم‌ ایضا. ولی‌ سیاست‌گذاران‌ و کارگزاران‌ سینمای‌ ایران‌ به‌ همراه‌ سینماگران‌باید توان‌ آن‌ را داشته‌ باشند که‌ میان‌ مضامین، براساس‌ نیاز و تمایل‌ مخاطبان‌ که‌ بخش‌ عظیمی‌ از آن‌ راجوانان‌ تشکیل‌ می‌دهند تعادل‌ و تناسب‌ ایجاد کنند.
سینمای‌ ایران‌ یک‌ مشکل‌ اساسی‌ اما به‌ گمان‌ من‌ بسیار ساده‌ دارد: آنچه‌ مردم‌ بیش‌تر می‌پسندند،کم‌تر ساخته‌ می‌شود؛ همین. واقعا این‌ مشکل‌ بزرگی‌ است؟!

     


کیوان کثیریان
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

کیوان کثیریان


نویسندگان


آرشیو مطالب گذشته
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آبان ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱


Baznegar

لینک دوستان
لینک دوستان

فلوت سحرآمیز
کنسروحرفهاي من. نسیم قاضی زاده
صفحه اول مهم ترين روزنامه های جهان
چسب‌زخم - هادی‌مقدم‌دوست
باز نگار
کافه سايبر
فيلم نيوز
فیلمدونی
سي نت
آدم برفی ها
30 نما
سوره سينما
ایران فستیوال
سایت سینمایی پرشین استار
سينماي ما
اخبار هالیوود
قديمي ها
مرده نگار - عباس حبیبي
زن نوشت - پرستو دوکوهکی
کادوس - محمد مطلق
مجله فیروزه
مجله سی نت
خوشبختی...- محمدصالح‌علا
هفتان
بالاترین
تادانه - يوسف عليخاني
کافه انار - باقر تهرانی
لولیان - ليلي نيکونظر
روزانه - مهران بهروز فغانی
آزاده سهرابي
ايستگاه - رضا ولی زاده
آقازاده
چرک نويس - ندادهقانی
خبرنگار
هنوز
امیر مهدی حقیقت
خبرنگار ۲
یادداشت‌های‌نیک‌آهنگ کوثر
آق‌بهمن - بهمن‌دارالشفايی
media-beat - محمد‌رضا‌نوروز‌پور
حسن سربخشيان
مثل همه - يگانه خدامي
فيلم باز
نقطه، سرخط - شیما انتظاری
تحریریه خاموش -احمد جلالی
بهنام قلی‌پور
کافه تيتر - بهنام‌قلی‌پور.بی‌تاصالحی
محمدرضا شاهرخی نژاد
وب فتو -محمد توکلی
گرگ صابونی - مریم پالیزبان
بهروز مهری
حسن سربخشيان
علی آقاربيع
دجاوو - الهام طهماسبی
مسعود ده نمکی
نگاتیوهای سپید- احمد صبریان
طراحی گرافیک - علی بنام
گرگ بیابان - حسام مقامی کیا
ته خط - خسرو نقیبی
سیم آخر - حسین وحدانی
دل نوشته ها - امید نجوان
شُمال از شُمالِ غربی - محسن آزرم
کادوس - محمد مطلق
طراح گرافیک - حسین توکلی
عبور - چیستا یثربی
کبریا - چیستا یثربی
نقد فیلم - بهزاد دوران
مستغاثی دات کام - سعید مستغاثی
جن و پری
کوچه فرهنگ - سیدرضاصائمی
7تیر دات کام
سینمای ایران و جهان - امیررضا نوری پرتو
ماه هفت شب - بهاره رهنما
يادداشت هاي بي مخاطب - امید توشه
روزی روزگاری - حسن معظمی
خنده و فراموشی - ترانه عليدوستی
کلبه - شیده لالمی
مسعود بهنود
دکتر یونس شکرخواه
رو در رو - دکتر احمد توکلی
دکتر حسن نمك‌دوست
آخرین سکانس - فرهاد خالدار
فروغ من - ایلیا محمدی نیا
ماهی سیاه کوچولو - ساناز اقتصادی نیا
کافه وطن - بهنام صابر نعمتی
قلم های سرخ - امیر لعلی
غزلداستان - محسن فرجی
حرفه خبرنگار - فهیمه خضر حیدری
کتابخانه کوچک من
حرفهای یک جو
خرده خواب های خراب - مسعود بهارلو
سینما-امروز - محمد محمدیان
عشق سال های وبا - محمدعلی سعیدی
قلم های سرخ - امیر لعلی
ناصرمردانی
خبرآنلاین
برخورد خيلي نزديك - اسماعیل میهن دوست
سینما- محمد قنبری
سینما و دیگر هیچ
یک منتقد سینمای بیکار
دکتر سلام



لینک های روزانه
لینک های روزانه

ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ




  RSS 2.0