Image and video hosting by TinyPic

حريق و برف - داستان کوتاه

تنگ غروبه، توي اتاق، پشت پنجره نشسته ام و زل زده ام به بيرون. هوا گرفته و دلگيره. باد، درختارو به شدت تكون ميده، زمين، خيس و بارون خوردس. حوصله ام سر رفته، دلم گرفته. غروب، هميشه همينطور غم انگيزه، تموم گرفتارياي آدمو يه جا به يادش مياره و چند برابر بزرگش ميكنه. اونوقت آدم خيال ميكنه بيچاره ترين انسان روي زمينه!
اعصابم خيلي خورده، كاش ميدونستم چه مرگمه. دلم ميخواد برم بيرون و يه كمي قدم بزنم... كتم رو مي پوشم، دمپايي مو پام ميكنم و ميزنم بيرون. پامو كه از در، بيرون ميذارم، بي اختيار توي خودم جمع ميشم. سرما تا عمق وجودم رخنه ميكنه و تا مغز استخونمو ميسوزونه. عجب سرمايي!
خودمو جمع و جور ميكنم و راه ميافتم. باد سرد با موهام بازي ميكنه و لاله گوشامو آزار ميده، گردن و صورتم توي جريان باد،يخ كرده، لبه كتم رو بالا ميكشم. احساس ميكنم نوك بيني ام قنديل بسته، دماغم و گوشام مثل دستام كرخت شدن. نوك انگشتام گزگز ميكنه، چند بار بسته و بازشون ميكنم، اما استخونام درد ميگيره. سعي ميكنم تا بخار دهنم – كه انگار اونم حرارتشو از دست داده – گرمشون كنم، اما بي فايده است. دستامو توي جيب شلوارم ميذارم و باهاشون بازي ميكنم. ولي حالا با پاهام چيكار كنم؟ كاش لااقل عوض دمپايي، كفشامو پوشيده بودم. سوزش شديد نوك پاهام زجرم ميده، احساس ميكنم پاهام كلفت شده، اصلاً انگار سرجاشون نيستن. ناخودآگاه نگام ميره روي پاهام، بعدشم از اين كارم خنده ام ميگيره.
دلم نميآد دستامو از جيبم در بيارم، همون جوري سعي ميكنم حركت پاهامو تندتر كنم. شايد بهتر باشه كمي بدوم تا گرم بشم. حالا ديگه انگار روي هوا راه ميرم. يه نگاهي به اطراف
مي اندازم و تندتر ميدوم.
قيافه مردم توي اين هوا تماشاييه. همه لپها گل انداخته. حتماً لپ منم همين جوريه. بعضيها پالتو و پوتين پوشيدن و بعضي ديگه كلاه و دستكش هم دارن. بعضی هام با شال گردن، جلوي صورتشونو پوشوندن. از يه پيچ كه رد ميشم كم كم نگاهها و پوزخنداي چند نفر توجهمو جلب ميكنه. اولش به روي خودم نمي آرم و بي خيال ميگذرم، ولي نه، مثل اينكه دارن به من
مي خندن. شايد واسه اينكه دارم مي دوم، شايد! بي اختيار سرعتم كم ميشه. يه كمي كه جلوتر ميرم از خير دويدن ميگذرم. اما بازم بعضي ها نگام ميكنن. نميدونم چي توجهشونو
جلب كرده، ولي مطمئنم به من نگاه مي كنن. منم با چشماي كنجكاوم بهشون جواب ميدم. نميدونم، شايد به خاطر لبه كتم، يا شايد واسه دمپاييهام، شايد...
ناخودآگاه دستم ميلغزه روي زيپ شلوارم... نخير! يه بار ديگه سرتاپامو ورانداز ميكنم. قيافه يه جوون كه روي زيرپيرهنش كت پوشيده، يه دستش توي جيب كتشه و يه دستش توي جيب شلوارش و داره با دمپايي مي دوه، احتمالاً بايد خيلي خنده دار باشه. خودم هم مي خندم. توي همين فكرم كه برف هم نرم نرمك شروع به باريدن ميكنه. يه خورده كه ميگذره شدتش بيشتر ميشه. توي خيابون هم جنب و جوش مردم زياد ميشه. تموم «سرها» از برف، سفيد شده البته به جز «سر» اونهايي كه چترهاشونو باز كردن.
يه دونه كوچيك برف، آروم ميشينه روي مژه هام. مژه هام سنگين ميشه، كيف ميكنم!
به خودم كه ميام، جلوي پارك شهرم، خسته شده ام. فكر ميكنم كه يه خورده اينجا بشينم و خستگي در كنم. هوا ديگه كاملاً تاريك شده و پارك هم خيلي شلوغ نيست.
برف سفيد و يكدستي روي چمن ها نشسته، زير يه درخت، روي يه صندلي خيس مي شينم. راحت نيستم. كاش ميشد روي چمن ها نشست. بالاخره همون كنار، پاي صندلي، روي زمين آروم ميگيرم. خودمو جمع ميكنم، چمباتمه ميزنم و زانوهامو ميگيرم تو بغلم. اينجوري خيلي راحت ترم.
مردم تقريباً همشون دارن پارك رو ترك ميكنن. بعضي ها چتر دارن و بعضي ها نه. بعضي ها ميدون و بعضي ديگه آروم راه ميرن. پيرزني از جلوم با عجله رد ميشه، چقدر شبيه «رباب خاله» است. آخ كه چقدر دلم ميخواد مثل همون روزا باشم كه «رباب خاله»، پيرزن دوست داشتني همسايه مون، با چادرش منو به پشتش مي بست .راه مي رفت و برام لالايي ميخوند تا خوابم ببره و اونوقت من خودمو دروغكي به خواب مي زدم تا خاله مهربون بذارتم زمين و بيشتر خسته نشه. چشامو ميبندم و سرمو توي زانوهام پنهون ميكنم. دلم ميخواد عين اون روزا انگشت كوچيكه بابامو توي دستم بگيرم و با هم توي خيابونا و پاركا قدم بزنيم، شونه به شونه هم! يا منو توي بغلش بشونه و كتاب داستانمو ورق بزنه، اون قصه شو تعريف كنه و من فقط عكساشو تماشا كنم.
كاش مي شد مثل همون روزا تموم وقتم توي كوچه بگذره! اونوقت بابام از توي خونه داد بكشه؛ «پدر سوخته بازي ديگه بسه، آخه بيا يه ذره هم بشين سر درس و مشقت...» يكدفعه «جرينگ». يك صداي آشنا از فاصله اي نزديك، رشته افكارمو پاره ميكنه. اعتنايي
نمي كنم. اصلاً دوست ندارم از اين دنياي آروم، شيرين و دوست داشتني بيام بيرون. به پدرم فكر ميكنم، به مادرم، به امتحان ديروز، به تنهايي، به برف، به اونايي كه امروز به قيافه ام خنديده بودن و شايد به خيلي چيزاي ديگه كه دوباره «جرينگ». تكرار همون صداي آشنا.
سرمو بلند ميكنم. خشكم ميزنه. دو تا سكه ده تومني، يه اسكناس بيست تومني و يه سكه پنج تومني جلو م افتاده! يه نگاهي به دور و برم مي اندازم. هيچ كس توي پارك نيست.
سوز سرما هنوز آزارم ميده. بلند مي شم. دستامو توي جيبام مي كنم و راه مي افتم. هنوز پاهام از سرما اذيت مي شه، برف هنوز مي باره. يه نفس تا خونه مي دوم.


کیوان کثیریان
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

کیوان کثیریان


نویسندگان


آرشیو مطالب گذشته
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آبان ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱


Baznegar

لینک دوستان
لینک دوستان

فلوت سحرآمیز
کنسروحرفهاي من. نسیم قاضی زاده
صفحه اول مهم ترين روزنامه های جهان
چسب‌زخم - هادی‌مقدم‌دوست
باز نگار
کافه سايبر
فيلم نيوز
فیلمدونی
سي نت
آدم برفی ها
30 نما
سوره سينما
ایران فستیوال
سایت سینمایی پرشین استار
سينماي ما
اخبار هالیوود
قديمي ها
مرده نگار - عباس حبیبي
زن نوشت - پرستو دوکوهکی
کادوس - محمد مطلق
مجله فیروزه
مجله سی نت
خوشبختی...- محمدصالح‌علا
هفتان
بالاترین
تادانه - يوسف عليخاني
کافه انار - باقر تهرانی
لولیان - ليلي نيکونظر
روزانه - مهران بهروز فغانی
آزاده سهرابي
ايستگاه - رضا ولی زاده
آقازاده
چرک نويس - ندادهقانی
خبرنگار
هنوز
امیر مهدی حقیقت
خبرنگار ۲
یادداشت‌های‌نیک‌آهنگ کوثر
آق‌بهمن - بهمن‌دارالشفايی
media-beat - محمد‌رضا‌نوروز‌پور
حسن سربخشيان
مثل همه - يگانه خدامي
فيلم باز
نقطه، سرخط - شیما انتظاری
تحریریه خاموش -احمد جلالی
بهنام قلی‌پور
کافه تيتر - بهنام‌قلی‌پور.بی‌تاصالحی
محمدرضا شاهرخی نژاد
وب فتو -محمد توکلی
گرگ صابونی - مریم پالیزبان
بهروز مهری
حسن سربخشيان
علی آقاربيع
دجاوو - الهام طهماسبی
مسعود ده نمکی
نگاتیوهای سپید- احمد صبریان
طراحی گرافیک - علی بنام
گرگ بیابان - حسام مقامی کیا
ته خط - خسرو نقیبی
سیم آخر - حسین وحدانی
دل نوشته ها - امید نجوان
شُمال از شُمالِ غربی - محسن آزرم
کادوس - محمد مطلق
طراح گرافیک - حسین توکلی
عبور - چیستا یثربی
کبریا - چیستا یثربی
نقد فیلم - بهزاد دوران
مستغاثی دات کام - سعید مستغاثی
جن و پری
کوچه فرهنگ - سیدرضاصائمی
7تیر دات کام
سینمای ایران و جهان - امیررضا نوری پرتو
ماه هفت شب - بهاره رهنما
يادداشت هاي بي مخاطب - امید توشه
روزی روزگاری - حسن معظمی
خنده و فراموشی - ترانه عليدوستی
کلبه - شیده لالمی
مسعود بهنود
دکتر یونس شکرخواه
رو در رو - دکتر احمد توکلی
دکتر حسن نمك‌دوست
آخرین سکانس - فرهاد خالدار
فروغ من - ایلیا محمدی نیا
ماهی سیاه کوچولو - ساناز اقتصادی نیا
کافه وطن - بهنام صابر نعمتی
قلم های سرخ - امیر لعلی
غزلداستان - محسن فرجی
حرفه خبرنگار - فهیمه خضر حیدری
کتابخانه کوچک من
حرفهای یک جو
خرده خواب های خراب - مسعود بهارلو
سینما-امروز - محمد محمدیان
عشق سال های وبا - محمدعلی سعیدی
قلم های سرخ - امیر لعلی
ناصرمردانی
خبرآنلاین
برخورد خيلي نزديك - اسماعیل میهن دوست
سینما- محمد قنبری
سینما و دیگر هیچ
یک منتقد سینمای بیکار
دکتر سلام



لینک های روزانه
لینک های روزانه

ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ




  RSS 2.0