Image and video hosting by TinyPic

خواب و بيدار

نگاهي به فيلمنامه مجموعه «خواب و بيدار»، نوشته مهدي فخيم زاده

منفيهاي جذاب



«خواب و بيدار» را شايد بتوان موفق ترين سريال پليسي سالهاي اخير دانست و بديهي است كه اين ادعا با در نظر گرفتن مقياس هاي ژانر پليسي در ايران قابل طرح است و نه استانداردهاي جهاني!
فخيم زاده در اين سريال با دستمايه قرار دادن داستاني پركشش، يك تيم پليسي كار كشته و ويژه را در مقابل يك زن خلافكار حرفه اي قرار ميدهد. تلاش هر يك از دو طرف ماجرا، براي به زانو در آوردن طرف مقابل، كشمكش دلپذيري را پديد آورد كه مخاطب را بيست هفته به همراه خود مي كشاند.
در «خواب و بيدار» شخصيت هاي منفي، پررنگ تر از شخصيت هاي مثبت به چشم مي آيند و پررنگ ترين شخصيت مجموعه، «ناتاشا»ست؛ زني مرموز، قوي، خبيث، متكي به نفس، غيرقابل پيش بيني، مصمم، كينه جو، باهوش، جدي، خشن، سرد، تند و تيز، شرور و البته حرفه اي.
نقب زدن به كودكي او و مشكلاتي كه در آن زمان گريبانش را گرفته، تا حدي بيينده را با انگيزه هاي او و علل كشانده شدنش به ماجراهايي كه مي بينيم آشنا مي كند.
پرداختن به دغدغه ها، مشكلات و پيشينه «ناتاشا» از او يك شخصيت چند وجهي و جذاب «منفي» مي سازد كه عميق، همدلي برانگيز و باورپذير مي نمايد.
كنش هاي «ناتاشا» با پشتوانه گذشته او در در دل ارتباط او با اطرافيانش شكل مي گيرد.
رابطه كينه جويانه و خصمانه او با مادر و پدرخوانده اش، رابطه حرفه اي، خوفناك و وهم انگيز او با همدستانش و تمهيدات بي نقص اش در مقابله با پليس موجب مي شود مدعي شويم، فيلمنامه براي ناتاشا «فرديت» قائل است. در ميانه كشمكش داستان، كنش ها و واكنش هاي غيرقابل پيش بيني و متهورانه ناتاشا (نظير سرقت هاي بزرگ، مجروح كردن پليس با چاقوي زهرآلود، پنهان شدن در لانه سگ، پنهان شدن در ماشين پليس و ...) به همراه پيشينه او، شخصيتش را شكل مي دهد. هرچه ويژگي هاي تازه شخصيت ناتاشا در طول داستان فاش مي شود، كار پليس نيز به عنوان سويه مثبت ماجرا دشوارتر مي نمايد. ويژگي هاي پررنگ شخصيت ناتاشا موجب مي شود تيم پليس توانايي هاي خود را در تقابل با اعجوبه اي شكست ناپذير محك بزند.
كشمكش در «خواب و بيدار» بر پایه نياز دراماتيك دو طرف ماجرا و تلاش هر دو براي شكستن ديگري – كه مانعي است پيش رو – شكل مي گيرد و آنها را به كنش دراماتيك وا مي دارد.
پليس در «خواب و بيدار»، قدرت مطلق نيست. قرار نيست خلافكاران، همه كودن و بي خاصيت باشند و قرار نيست پليس به راحتي آب خوردن دست آنها را بخواند و مداوماً غافلگيرشان كند، به سادگي تلفن شان را رديابي كند و يا با يك گلوله يك گله از آنها را روي زمين بريزد. براي آن كه پليس از پس ناتاشا و گروهش برآيد نياز به ترفندها و حربه هايي دقيق و همه جانبه دارد و افرادي فوق العاده باهوش، پرتحرك، مجرب و توانا.
در «خواب و بيدار» تا حدي اين فضا خلق شده است و پليس توانسته در اين ميانه،
توانايي هاي خود را به منصه ظهور برساند.
طبيعي است كه گاهي اوقات پليس مستأصل مي شود، رو دست مي خورد و گاه در مواردي دچارناكامي مقطعي مي شود.
«خواب و بيدار» ظاهراً به سفارش نيروي انتظامي ساخته شده، ولي فخيم زاده كمتر در دام اغراق هاي بي منطق و قهرمان سازي كاذب افتاده است. او افراد پليس را موجوداتي بي نقص و خارق العاده تصوير نكرده، بلكه با ورود به مناسبات داخلي افراد پليس كه گاه با شوخي ها، رقابت ها، حسادت ها و حتي كارشكني ها هم همراه است تلاش دارد آنها را هم انسان هايي معمولي و بدون ويژگي هاي مافوق انساني نشان دهد. مثلاً سروان جلالي (با بازي دانيال حكيمي) با همسرش دچار مشكل است و حتي به خاطر شغلش، مدتي همسر و فرزندش را از دست مي دهد. در كنار اين، يك الگوي بي نقص و تقريباً ايده آل نيز وجود دارد؛ خانم سرگرد جلالي و شوهرش سروان حسيني (گرچه آنها هم با فرزندانشان دچار مشكلاتي هستند).
فخيم زاده با حضور اين زوج در داستان، باز هم زن را در موقعيت كاري بالاتري نسبت به شوهر قرار داده و از اين راه جذابيت هايي را هم به وجود آورده است، كاري كه پيش تر ها در «همسر» هم انجام داده بود.
«خواب و بيدار»، ساخت دراماتيك قابل قبولي دارد، يعني حوادث اصلي و ماجراهاي فرعي، به شكلي مرتب شده اند كه پس از گره افكني، به گره گشايي دراماتيك منجر مي شوند.
گفت وگوهاي روان مجموعه در مسير گره زدن و گره گشايي، بر ملاكردن شخصيت ها، معرفي روابط و به پيش راندن داستان، درست و به جا كاركرد خود را نشان مي دهند.
فاش شدن تدريجي اطلاعات، يكي از ويژگي هاي بارز فيلمنامه «خواب و بيدار» است كه به تعليق موجود در جاي جاي فيلمنامه و حفظ ريتم و كشش داستان كمك فراوان مي كند.
شخصيت هاي فرعي همچون گروه عبدالله پلنگ،عيسي( پسرك كنجكاو، باهوش و جسور ) و كبري( دخترك عقب مانده و همراه عيسي) مستقيماً به پيشبرد داستان كمك مي كنند و حذف هر كدام، ضربه اساسي بر پيكر فيلمنامه وارد ميكند، چرا كه آدمها و ماجراهاي فرعي در «خواب و بيدار»، با ماجراي اصلي ارتباط ارگانيك دارند.
گفتم كه در اين مجموعه، شخصيت هاي منفي پررنگ ترند. «اصغر كپك»، يكي از جذاب ترين شخصيت هاي «خواب و بيدار»، نمونه كاملي از يك خلافكار خرده پا كه از جاهل بازي و
بزن بهادري نيز نشانه هايي به دست مي دهد، كاراكتري است كه در شكل گيري شخصيت ناتاشا و نيز ماجراهايي كه اتفاق مي افتد نقش كليدي و مؤثري دارد. به واقع اين اصغر است كه زمينه بروز خشونت را در ناتاشا ايجاد كرده است.
او در عين اينكه يك سابقه دار پير است و حتي آدم كشته، ولي به شدت به همسرش (مادر عليل و گنك ناتاشا) عشق مي ورزد و به همان شدت از ناتاشا مي ترسد. كينه اي كه ناتاشا از او به دل دارد، موجب هراس بيش از حد اوست. از اين رو به عناوين مختلف سعي دارد از دست او خلاصي يابد و حتي از لو دادن ناتاشا به پليس نيز فروگذار نمي كند.
شخصيت ناپايدار و البته پرنوسان «اصغركپك» از او نيز كاراكتري چند بعدي ميسازد و اجراي خوب فخيم زاده در بازي اين نقش نيز ابعاد شخصيت «اصغركپك» را وسيع تر مي كند.
گرچه در فيلمنامه مجموعه «خواب و بيدار» مي توان مشكلاتي را هم يافت نظير برخي
اغراق ها، بي منطقي ها و ماجراهاي نچسب (مثل فصل خودكشي اصغر با دود ماشين) و پايان شتابزده، ولي يكدستي قابل توجه فيلمنامه و شخصيت پردازي نسبتاً محكم، «خواب و بيدار» را در ميان مجموعه هاي سيما (حتي در ميان فيلمهاي پليسي سينماي ايران) شاخص و برجسته نشان مي دهد.
همين كه جذابيت داستان تا بيستمين قسمت حفظ شد، هيجان داستان رو به افول نگذاشت و به بيننده انتقال يافت و مهمتر اينكه حوادث و وقايع، خنده دار از آب در نيامد (!) كافي است تا «خواب و بيدار» را يك مجموعه پليسي موفق و آبرومند بدانيم و ادعا كنيم بخش اعظم اين موفقيت مرهون فيلمنامه آن است.

کیوان کثیریان
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

کیوان کثیریان


نویسندگان


آرشیو مطالب گذشته
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آبان ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱


Baznegar

لینک دوستان
لینک دوستان

فلوت سحرآمیز
کنسروحرفهاي من. نسیم قاضی زاده
صفحه اول مهم ترين روزنامه های جهان
چسب‌زخم - هادی‌مقدم‌دوست
باز نگار
کافه سايبر
فيلم نيوز
فیلمدونی
سي نت
آدم برفی ها
30 نما
سوره سينما
ایران فستیوال
سایت سینمایی پرشین استار
سينماي ما
اخبار هالیوود
قديمي ها
مرده نگار - عباس حبیبي
زن نوشت - پرستو دوکوهکی
کادوس - محمد مطلق
مجله فیروزه
مجله سی نت
خوشبختی...- محمدصالح‌علا
هفتان
بالاترین
تادانه - يوسف عليخاني
کافه انار - باقر تهرانی
لولیان - ليلي نيکونظر
روزانه - مهران بهروز فغانی
آزاده سهرابي
ايستگاه - رضا ولی زاده
آقازاده
چرک نويس - ندادهقانی
خبرنگار
هنوز
امیر مهدی حقیقت
خبرنگار ۲
یادداشت‌های‌نیک‌آهنگ کوثر
آق‌بهمن - بهمن‌دارالشفايی
media-beat - محمد‌رضا‌نوروز‌پور
حسن سربخشيان
مثل همه - يگانه خدامي
فيلم باز
نقطه، سرخط - شیما انتظاری
تحریریه خاموش -احمد جلالی
بهنام قلی‌پور
کافه تيتر - بهنام‌قلی‌پور.بی‌تاصالحی
محمدرضا شاهرخی نژاد
وب فتو -محمد توکلی
گرگ صابونی - مریم پالیزبان
بهروز مهری
حسن سربخشيان
علی آقاربيع
دجاوو - الهام طهماسبی
مسعود ده نمکی
نگاتیوهای سپید- احمد صبریان
طراحی گرافیک - علی بنام
گرگ بیابان - حسام مقامی کیا
ته خط - خسرو نقیبی
سیم آخر - حسین وحدانی
دل نوشته ها - امید نجوان
شُمال از شُمالِ غربی - محسن آزرم
کادوس - محمد مطلق
طراح گرافیک - حسین توکلی
عبور - چیستا یثربی
کبریا - چیستا یثربی
نقد فیلم - بهزاد دوران
مستغاثی دات کام - سعید مستغاثی
جن و پری
کوچه فرهنگ - سیدرضاصائمی
7تیر دات کام
سینمای ایران و جهان - امیررضا نوری پرتو
ماه هفت شب - بهاره رهنما
يادداشت هاي بي مخاطب - امید توشه
روزی روزگاری - حسن معظمی
خنده و فراموشی - ترانه عليدوستی
کلبه - شیده لالمی
مسعود بهنود
دکتر یونس شکرخواه
رو در رو - دکتر احمد توکلی
دکتر حسن نمك‌دوست
آخرین سکانس - فرهاد خالدار
فروغ من - ایلیا محمدی نیا
ماهی سیاه کوچولو - ساناز اقتصادی نیا
کافه وطن - بهنام صابر نعمتی
قلم های سرخ - امیر لعلی
غزلداستان - محسن فرجی
حرفه خبرنگار - فهیمه خضر حیدری
کتابخانه کوچک من
حرفهای یک جو
خرده خواب های خراب - مسعود بهارلو
سینما-امروز - محمد محمدیان
عشق سال های وبا - محمدعلی سعیدی
قلم های سرخ - امیر لعلی
ناصرمردانی
خبرآنلاین
برخورد خيلي نزديك - اسماعیل میهن دوست
سینما- محمد قنبری
سینما و دیگر هیچ
یک منتقد سینمای بیکار
دکتر سلام



لینک های روزانه
لینک های روزانه

ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ




  RSS 2.0