Image and video hosting by TinyPic

سينماي جنگ

حق سينماي جنگ هنوز ادا نشده



جنگ واژه اي است كه بشر هماره از آن به زشتي ياد كرده است. جنگ هميشه يادآور سختي, گرسنگي, خون, آتش, پشته كشتگان, اسارت, خرابي و ويراني, گلوله, آوارگي و مرگ است.
جنگ ما اما, به سبب پشتوانه انگيزه هاي قوی اعتقادي داراي وضعيتي متفاوت از ساير منازعات نظامي است. همين پشتوانه , موجب خلق حماسه هاي ماندگار و سالهايي مملو از فداكاري، ايثار، جانبازي، سلحشوري و مجموعه اي از سجايا و حسنات اخلاقي شد.
اين دفاع مقدس كه هشت سال از تاريخ انقلاب را در بر مي گيرد و بي شك از مهمترين وقايع بيست سال گذشته در ايران است، تأثير شگرفي بر تمامي وجوه اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشورمان برجاي گذاشته است.
سينما به عنوان تأثيرگذارترين و پرمخاطب ترين هنر فعلي در جهان- و بالطبع در ايران- كاملا تحت تأثير جنگ قرار گرفت، به نحوي كه درآن سالها، تعداد زيادي از فيلمهاي ساخته شده، مسأله جنگ را به عنوان دستمايه اصلي انتخاب ميكردند و يا در حاشيه به آن ميپرداختند. قاعدتا شرايط اجتماعي و سياسي خاص اين دوران جز اين نمي طلبيد. در اين مجال قصد بر اين است كه مروري هرچند گذرا بر سينماي جنگ در ايران داشته باشيم:
شايد نخستين فيلم جدي داستاني دفاع مقدس را بتوان «نينوا» ي رسول ملاقلي پور دانست كه در سال 62 توسط كميته انقلاب اسلامي تهيه شد.
گرچه «ديار عاشقان» ساخته حسن كاربخش به تهيه كنندگي وزارت ارشاد نيز از فيلمهاي قابل ملاحظه سالهاي ابتدايي جنگ بود. تا سال 62-63 هنوز سينماي ايران تماما درگير مسايل انقلاب اسلامي بهمن 57 بود و اغلب «ساواك»، «فساد دولتي»، «اعتياد»، «اعدام» و «مسايل ارباب رعيتي» محور اصلي فيلمها به حساب مي آمد. در سال 62 بازداشتگاه، كيلومتر پنج، پل آزادي، عبور از ميدان مين و رهايي نيز جنگ را به عنوان موضوع اصلي خود انتخاب كردند. اما اين تعداد انگشت شمار هرگز نميتوانست بازتاب و برآيند واقعي حماسه هاي جاودان دفاع مقدس باشد. ميتوان گفت موضوع جنگ از سالهاي 65- 64 در فيلمها ريشه دواند.
در سال 63، ما ايستادهايم. پيشتازان فتح، ياد، پرچمدار دوله تو، پايگاه جهنمي، سرباز كوچك و عقود فيلمهاي جنگي سال بودند. تا اين سال هنوز سينما تحت تأثير «حماسه هاي جنگ» بود و جز يكي دو مورد، از وقايع جنگ بعنوان دستاويزي براي فروش بيشتر استفاده نشد، اتفاقي كه در سال 64 نيز تكرار شد. در سال 64، «ملودرام»، محور غالب اكثر فيلمها بود و غالبا «گيشه»، فيلمهاي خانوادگي را بيشتر مي پسنديد.
«عقابها» ساخته ساموئل خاچيكيان شايد نخستين فيلمي است كه جنگ را به عنوان محملي در جلب مخاطب افزونتر به كار گرفت. بازسازي حوادث هيجان انگيز و پرتحرك جنگي و همچنين استفاده از دو سه بازيگر محبوب آن زمان موجب شد كه «عقابها» تا سالها، پرفروش ترين فيلم سينماي ايران باشد.
«بلمي به سوي ساحل» ساخته رسول ملاقلي پور، فيلمي بود كه پرداختن به ارزشهاي جنگ همچون ايثار، فداكاري و شهادت را در دستور كار قرارداده بود. ملاقلي پور با اين فيلم نشان داد كه در عرصه سينماي جنگ توانايي هايي قابل توجهي دارد. او تا ساليان متمادي، سينماي جنگ را ادامه داد. «مشت» سيامك اطلسي نيز از جمله فيلمهاي جنگي سال 64 است.
سال 1365 اما سال ديگري بود. موفقيت «عقابها» باعث شد تا سينماگران به جنگ، نگاهي تازه بيندازند. اغراق در حوادث اكشن و پرتحرك يكي از شاخصه هاي فيلمهاي جنگي سال 65 بود.
پلاك، گذرگاه،اتاق يك، جدال در تاسوكي، حماسه شيلر، قصه زندگي، هويت، حريم مهرورزي و پرواز در شب فيلمهاي جنگي سال 65 بودند كه سه تاي آخري، هريك از جهاتي با بقيه تفاوت داشتند. «حريم مهرورزي» ساخته ناصر غلامرضايي، نخستين فيلمي است كه به حاشيه جنگ و وضعيت جنگ زدگان ميپردازد. «هويت»، نخستين ساخته ابراهيم حاتمي كيا نيز نگاهي كاملا متفاوت به مسأله جنگ دارد و تآثيرات جنگ را بر هويت فردي انسان به بحث مي نشيند.
«پرواز در شب» را بايد شكل تكامل يافته تر «بلمي به سوي ساحل» دانست. ملاقلي پور كه با سابقه ترين فيلمساز جنگي آن هنگام به حساب مي آمد، به علت حضور فيزيكي در ميادين نبرد با تسلط بيشتري حماسه هاي دفاع مقدس را به تصوير مي كشيد و در نمايش لحظات روحاني خاص جنگ موفق تر از سايرين بود. گرچه اغراق بيش از حد در توانايي هاي جسماني رزمندگان- كه اغلب فراتر از يك انسان زميني ظاهر مي شدند- با فيلمهاي ملاقلي پور آغاز شد.
ضمن آن كه مسعود كيميايي، فيلمساز قديمي نيز در نخستين فيلم پس از انقلابش- تيغ و ابريشم- به نحوي به حاشي هاي به مسايل جنگ مي پردازد.
در سال 66 نيز روند سال 65 ادامه يافت. مقاومت، كمينگاه، پرستار شب، خانه در انتظار، كاني مانگا و هراس فيلمهاي جنگي سال 66 هستند، ضمن آن كه «ويزا» جنگ را در حاشيه داستان خود دارد و پرستار شب به كارگرداني محمدعلي نجفي نخستين فيلمي است كه به نوعي «عشق زميني» را وارد فيلمهاي جنگي سينماي ايران مي كند.
افق، انسان و اسلحه، باشو، ديدهبان، روزنه، ستاره و الماس، عبور و عروسي خوبان محصولات جنگي 1367 بودند. وجود فيلمهايي قابل اعتنا از كارگرداناني چون بيضايي،
ملاقلي پور، كمال تبريزي، حاتمي كيا و مخملباف يكي از پربارترين سالهاي سينماي جنگ را رقم زد. اين سال به دليل پذيرش قطعنامه و پايان جنگ هشت ساله شرايط ويژهاي داشت. مخملباف در فيلم خود غبطه زمان جنگ را مي خورد و رزمنده بسيجي را در نخستين روزهاي پس از جنگ، تنها مي بيند. فضاي شهر و مسايل مادي و فرهنگي مبتلا به جامعه براي رزمنده مخملباف، خفه كننده است. او جبهه را تنها ملجاء خود ميداند و به آنجا باز ميگردد. ضمن آن يكي از بهترين آثار جنگي تاريخ سينماي ايران- ديده بان- در همين سال توسط حاتمي كيا ساخته شد. سال 68 اولين سال پس از جنگ بود. فضاي جامعه در حال گذرا از حس و حال جنگ به فضاي پس از جنگ بود، در حالي كه هنوز ذكر قهرمانيها و حماسه هاي جنگ حرف اول را ميزد.
آخرين پرواز، آخرين مهلت، الماس بنفش، باغ سيد، تا مرز ديدار، تولد، در جست وجوي قهرمان، غفلت و مهاجر فيلم هايي هستند كه به نوعي موضوع جنگ را در سال 68 در سينماي ايران زنده نگه داشتند، فيلم جنگي شاخص اين سال مهاجر ساخته ابراهيم حاتمي كيا بود.
در سال 69 سينماي ايران كمكم از فضاي جبهه و جنگ فاصله گرفت و مضامين ديگر را نيز تجربه كرد. گرچه هنوز فيلمسازاني بودند كه اصرار بر پرداختن به مسايل جبهه و جنگ داشتند، برخي از آنها نيز به تدريج جنگ را به حاشيه فيلم هاي خود كشاندند و برخي ديگر تنها از جنگ به عنوان ابزار نمايش خشونت و ايجاد هيجان استفاده كردند. تويي كه نميشناختمت، چشم شيشه اي، در كوچه هاي عشق، در مسلخ عشق، عروس حلبچه فيلمهاي جنگي سال 69 هستند.
«چون ابر در بهاران» ساخته سعيد اميرسلمياني به موشك باران تهران و عواقب آن پرداخته است. روزهاي بلند انتظار، شب هاي زاينده رود و عشق و مرگ، در گوشه هايي به جنگ اشاره دارند. گروهبان ساخته مسعود كيميايي نيز به زندگي پس از جنگ يك گروهبان آسيب ديده و خانواده اش ميپردازد. با اين فيلمها، سينماي دفاع مقدس دهه 60 را به پايان مي برد و خود را آماده مي سازد تا وارد دهه 70 شود. دهه اي كه تحولات اجتماعي تأثيرات خود را در فرم ومحتواي فيلمهاي جنگي بر جاي مي گذارد.
دهه هفتاد را ميتوان دهه «نگاه متفاوت سينماي ايران به جنگ» دانست. اين نگاه متفاوت، گاه حتي به انتقاد به اصل جنگ هشت ساله انجاميد. جز تعدادي انگشت شمار از كارگردانان، ديگر كسي به فيلمسازي جنگ و دفاع مقدس علاقه اي نشان نداد. دوران هشت ساله جنگ تقريبا به فراموشي سپرده شد و نمايش خانه هاي مجلل، وسايل رفاهي و تشريفاتي، لباسهاي پرزرق و برق، زندگيهاي شهري مرفه، تلفن همراه، اتومبيل هاي آخرين سيستم و روابط عاشقانه بيش از نمايش خاكريز هاي جبهه، توپ و خمپاره و اسلحه، لباسهاي خاكي، زندگي ساده مناطق جنگي، بيسيم، تانك و خودروهاي جنگي و روابط ساده و لطيف رزمندگان مورد استقبال كارگردانان قرار گرفت. از اكثر فيلمها بوي انواع ادكلن برخاست و ديگر كمتر فيلمي بوي خاك ميداد!
از آن جا كه در اين دهه، كميت توليدات سالانه سينماي ايران جهش چشم گيري يافت، سهم درصدي فيلمهاي جنگي به طور محسوس رو به كاهش گذاشت.
در سينماي جنگ دهه هفتاد ديگر كمتر نشاني از صحنه هاي نبرد و متن جبهه به چشم ميآيد و بيشتر اثرات جنگ بر اجتماع مورد بررسي قرار ميگيرد. ديگر از صحنه هاي اغراق آميز نيز خبري نيست.
در اين دهه، معدود كارگرداناني كه هنوز سوداي ساخت فيلم جنگي را در سر داشتند، كوشيدند به جنگ نگاهي منطقي تر بيفكنند. «بربال فرشتگان» شمقدري از همين دسته فيلمهاست.
ابراهيم حاتمي كيا اين بار به مجروحان شيميايي جنگ و شرايط روحي و اجتماعي آنان پرداخت. «از كرخه تا راين» رزمنده ايراني را از مرزها فراتر برد و در كشور آلمان به شهادت رساند. حاتمي كيا يكي از تأثيرگذارترين فيلمهاي پس از جنگ را در سينماي ايران ساخت.
«بازي بزرگان» ساخته كامبوزيا پرتوي نيز به خاطر نگاه ظريف و عميق به جنگ نيز شايسته تأمل است.
جمال شورجه در «حماسه مجنون» و احمد مرادپور در «سجاده آتش» واقع گرايانه تر به جنگ نگريسته و سعي كرده اند تا حوادث را در حد معقول و منطقي پردازش كنند. در دهه هفتاد، ديگر نبايد عراقي ها بزدل و ترسو باشند، نبايد با يك گلوله ايراني يك گردان عراقي مثل برگ درخت به زمين بريزد. نبايد رزمنده ايراني دهها تير بخورد و همچنان سرحال بايستد و با دشمن بجنگد، نبايد عراقيها فارسي حرف بزنند، نبايد ...
«پايان كودكي» ساخته كمال تبريزي فيلمي است كه جنگ را در حيطه بلوغ فكري يك نوجوان مي سنجد و «جنگ نفتكشها» فيلم پرهزينه اي است كه جنگ دريايي رامدنظر قرار داده است.
«كيميا» ساخته احمدرضا درويش شاخص ترين فيلمي است كه به مسايل آزادگان- پس از بازگشت به وطن- ميپردازد. گرچه مايه هاي ملودرام نيز به فيلمها تزريق شده اند لكن فيلم را ميتوان از واقع گراترين فيلمهاي سينماي پس ازجنگ دانست.
«حمله به H3 » نيز با تكيه بر هيجان ويژه جنگ هوايي فيلمي خوش ساخت و پرهيجان است. البته هيجانات موجود در اين فيلم با ايجاد هيجان در برخي از فيلمهاي آغازين سينماي جنگ كاملا متفاوت و اصولي تر بود. ملاقلي پور در «سفر به چزابه» در تلفيق واقعيت و خيال
مي كوشد و از اين رهگذر تغيير و تحولات سالهاي بعد از جنگ نسبت به ايام جنگ را به رخ ميكشد. «ليلي با من است» ساخته كمال تبريزي نخستين فيلم كمدي سينماي جنگ ايران است. تبريزي با اقدامي خطرناك و جسورانه موفق شد وجوه كمدي سينماي جنگ را عيان سازد بدون آن كه به ارزشها خدشه اي وارد آيد يا حرمتي شكسته شود. اين فيلم يكي از
جذاب ترين و پرفروشترين هاي سينماي جنگ است.
برج مينو ی حاتمي كيا نيز سالهاي پس از جنگ را در ايام جنگ تلفيق ميكند و با شكستن زمان، نتايج دلخواه خود را مي گيرد. در «بوي پيراهن يوسف» حاتمي كيا بعدها با
«آژانس شيشه اي» به نقد بيرحمانه عصرحاضر مي پردازد و شخصيت اصلي خود را عليه ساختهاي رفتاري و ارزشي حاكم شده بر اجتماع مي شوراند. در «روبان قرمز» حاتمي كيا به عشق نيز پرداخته ميشود. اين فيلم نمادين و زيبا با نگاه عميق و شاعرانه خود، از بهترين كارهاي سازنده اش به حساب ميآيد. «هيوا» ساخته ملاقلي پور بازگشتي دوباره براي اوست كه مدتي از سينماي جنگ دور افتاده بود و ميرفت كه در دام ساختن فيلمهاي سبك اجتماعي گرفتار شود.
صليب طلايي، آخرين شناسايي، ستارگان خاك، دايره سرخ، سرزمين خورشيد، مسافر جنوب، مردي شبيه باران، براده هاي خورشيد، اسكادران عشق و پرواز خاموش از ديگر فيلمهاي مطرح جنگي در دهه هفتادند. گرچه به حمايت هاي خاص كه از سينماي دفاع مقدس به عمل ميآيد و تلاش نهادهاي شناخته شده اي كه دست اندركاران اين نوع سينما هستند، تنور سينماي دفاع مقدس هنوز گرم است اما اين سينما هنوز جايگاه خود را در سينماي ايران نيافته است. به عبارت بهتر هنوز حق جنگ در سينماي ما ادا نشده، گرچه آثار با ارزشي نيز در 15 سال اخير ساخته شده است.

کیوان کثیریان
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

کیوان کثیریان


نویسندگان


آرشیو مطالب گذشته
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آبان ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱


Baznegar

لینک دوستان
لینک دوستان

فلوت سحرآمیز
کنسروحرفهاي من. نسیم قاضی زاده
صفحه اول مهم ترين روزنامه های جهان
چسب‌زخم - هادی‌مقدم‌دوست
باز نگار
کافه سايبر
فيلم نيوز
فیلمدونی
سي نت
آدم برفی ها
30 نما
سوره سينما
ایران فستیوال
سایت سینمایی پرشین استار
سينماي ما
اخبار هالیوود
قديمي ها
مرده نگار - عباس حبیبي
زن نوشت - پرستو دوکوهکی
کادوس - محمد مطلق
مجله فیروزه
مجله سی نت
خوشبختی...- محمدصالح‌علا
هفتان
بالاترین
تادانه - يوسف عليخاني
کافه انار - باقر تهرانی
لولیان - ليلي نيکونظر
روزانه - مهران بهروز فغانی
آزاده سهرابي
ايستگاه - رضا ولی زاده
آقازاده
چرک نويس - ندادهقانی
خبرنگار
هنوز
امیر مهدی حقیقت
خبرنگار ۲
یادداشت‌های‌نیک‌آهنگ کوثر
آق‌بهمن - بهمن‌دارالشفايی
media-beat - محمد‌رضا‌نوروز‌پور
حسن سربخشيان
مثل همه - يگانه خدامي
فيلم باز
نقطه، سرخط - شیما انتظاری
تحریریه خاموش -احمد جلالی
بهنام قلی‌پور
کافه تيتر - بهنام‌قلی‌پور.بی‌تاصالحی
محمدرضا شاهرخی نژاد
وب فتو -محمد توکلی
گرگ صابونی - مریم پالیزبان
بهروز مهری
حسن سربخشيان
علی آقاربيع
دجاوو - الهام طهماسبی
مسعود ده نمکی
نگاتیوهای سپید- احمد صبریان
طراحی گرافیک - علی بنام
گرگ بیابان - حسام مقامی کیا
ته خط - خسرو نقیبی
سیم آخر - حسین وحدانی
دل نوشته ها - امید نجوان
شُمال از شُمالِ غربی - محسن آزرم
کادوس - محمد مطلق
طراح گرافیک - حسین توکلی
عبور - چیستا یثربی
کبریا - چیستا یثربی
نقد فیلم - بهزاد دوران
مستغاثی دات کام - سعید مستغاثی
جن و پری
کوچه فرهنگ - سیدرضاصائمی
7تیر دات کام
سینمای ایران و جهان - امیررضا نوری پرتو
ماه هفت شب - بهاره رهنما
يادداشت هاي بي مخاطب - امید توشه
روزی روزگاری - حسن معظمی
خنده و فراموشی - ترانه عليدوستی
کلبه - شیده لالمی
مسعود بهنود
دکتر یونس شکرخواه
رو در رو - دکتر احمد توکلی
دکتر حسن نمك‌دوست
آخرین سکانس - فرهاد خالدار
فروغ من - ایلیا محمدی نیا
ماهی سیاه کوچولو - ساناز اقتصادی نیا
کافه وطن - بهنام صابر نعمتی
قلم های سرخ - امیر لعلی
غزلداستان - محسن فرجی
حرفه خبرنگار - فهیمه خضر حیدری
کتابخانه کوچک من
حرفهای یک جو
خرده خواب های خراب - مسعود بهارلو
سینما-امروز - محمد محمدیان
عشق سال های وبا - محمدعلی سعیدی
قلم های سرخ - امیر لعلی
ناصرمردانی
خبرآنلاین
برخورد خيلي نزديك - اسماعیل میهن دوست
سینما- محمد قنبری
سینما و دیگر هیچ
یک منتقد سینمای بیکار
دکتر سلام



لینک های روزانه
لینک های روزانه

ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ




  RSS 2.0